لینک باکس افزایش بازدید
در چهارمین روز اعتراضات مردمی و دانشجویی در محکومیت فعالیت های جریان انحرافی در استان فارس، در اقدامی انقلابی همه ی درب های ورود و خروج استانداری فارس قفل زده شد.
هم اکنون سجادی – مهره مشایی در استانداری و سرپرست استانداری فارس – و تعدادی از مدیران کل استان در داخل ساختمان استانداری هستند.
بتازگی گلشیفته فرهانی طی مصاحبه ای با مجله مد های نیمه پورنوی فرانسوی «ووگ» که عکس با کت و شلوار وی نیز در آن مجله درج شده اظهار داشته که : من از حجاب متنفرم!!!
به گزارش مشرق، وی درخصوص سینمای ایران می گوید "اگر کارگردانان نام آشنایی چون عباس کیارستمی، اصغر فرهادی یا جعفر پناهی را می شناسیم"، ولی هیچ کس نام یک بازیگر ایرانی را نمی داند.
او می گوید: "اولین دلیل آن مشکل زبان است و دومین دلیل محدودیت های حکومت. به عنوان مثال، بازی یک بازیگر الزاماً در خاک ایران نمود پیدا می کند. چه کسی حاضر است در کشوری که احمدی نژاد رییس جمهورش است فیلم بسازد؟"
او در مورد تجربه سینمایی خود در فیلم "مجموعه دروغ ها" ساخته ریدلی اسکات می گوید: "ریدلی اسکات مرا انتخاب کرد، ولی تمامی اطرافیانش با این تصمیم مخالف بودند. برادران وارنر سه ماه صبر کرد تا موافقت خود را اعلام کند. پس از آن، همان روز امضای قرارداد، ایالات متحده تحریمی علیه ایران به تصویب رساند. من از این شرایط خیلی رنج بردم. در ایران نام من وارد لیست سیاه شد، زیرا جزو مخالفان بودم. در ایالات متحده هم به دلیل ملیتی که داشتم نمی توانستم کار کنم. احساس غریبی داشتم، احساس تبعیض، احساس عدم هویت."

این بازیگر امروز به همراه شوهر بهایی اش امین مهدوی در پاریس زندگی می کند.
وی در مجله وگ نیز به خروج خود از ایران اشاره می کند: "پس از فیلمبرداری مجموعه دروغ ها گذرنامه مرا توقیف کردند. به مدت ۷ ماه از سوی دو نهاد مورد بازجویی قرار گرفتم: وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب که برای مسایل سیاسی است. تقصیر من چه بوده؟ اقدام علیه امنیت ملی. دولت مرا متهم به این کرد که یکی از عوامل سازمان سیا هستم. در نهایت، گذرنامه ام را با مبلغ هنگفتی پس دادند. من هم تصمیم گرفتم از ایران خارج شوم. هنوز هم خاطرم هست، مأمور فرودگاه همان کسی بود که یک سال قبل از آن مرا دستگیر کرده بود."
وی در سئوالی در مورد حجاب می گوید؟ "من از حجاب متنفرم. در اسلام حجاب بر سر می کنند تا میل جنسی مردان را مهار کنند. چرا من باید به تحریک جنسی مردان متکی باشم؟"
گلشیفته در تبعیدش در سال ۲۰۰۸ ملیت فرانسوی گرفته و در پاریس مستقر شده است.
این درحالیست که نشریه نیمه پورنوی «ووگ» اساسا برای جذب مردان منتشر می شود و در میان قفسه دیگر نشریات پورن در کیوسک های روزنامه فروشی در دسترس می باشد.
وی که هر از گاهی برای جلب توجه از وضعیت خود در ایران اظهار نظر های تندی را می نماید اینبار پا را فراتر گذاشته و در نشریه ای که برخی تصاویر زنان کاملا برهنه است تصویر خود را چاپ نموده است.
نکته جالب توجه تصویر روی نشریه است که دست چند مرد را در حال کندن لباس های یک زن اروپایی نشان می دهد!! که نشان دهنده تحریک کنندگی تصویر آن زن برای مردان دارد.


بنظر می رسد که اساسا کسانی که در این دست نشریات تصویر خود را منتشر می کنند بیش از همه متکی به تحریک جنسی مردان هستند!!! و برای این کار می بایست از مرزهای حجب و حیا و عفت براحتی بگذرند. مرزهایی که گلشیفته فراهانی از آنان متنفر است.
خاتمی همچنان در کجراهه میرود
سایت جهان نیوز نوشت: سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور دولت اصلاحات، اخیراً در یک نشست، صحبت هایی را پیرامون "ظلم به رهبری و ظلم به ملت " مطرح کرده است.
خاتمی می گوید: "اگر ظلمی شده است که شده است، همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم. و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد. "
این صحبت خاتمی که البته با واکنش های مختلفی از جانب دوستان سابق و منتقدان خاتمی مواجه بوده، بیشتر به عنوان توبه برداشته شده است اما باید گفت که خاتمی شناسان! جنس این حرف او را نیز همانند دیگر حرفهای خاتمی می دانند.
خاتمی در صحبت اخیرش از 4 محور عمده نام برده است. "ظلم به نظام "، "ظلم به رهبری "، "ظلم به ملت " و "آینده ".
اگرچه عده زیادی از دوستان سابق خاتمی همین حرف های دوپهلوی او را هم برنتافته و خاتمی را متهم به توبه و دفاع از نظام کرده اند اما نکته ای که افکار عمومی و خود سیدمحمد خاتمی باید بداند این است که این مسیر نه راه که کج راهه است.
خاتمی در صحبت خود اول از همه نظام و ملت را در مقابل هم قرار داده است. در واقع خاتمی با لحنی مودبانه و شیک، صحبت های تمام آنها که سابقاً دوست خاتمی و همواره دشمن نظام بوده اند را بازتکرار کرده است.
آنهایی که همواره برای دفاع از مطامع پلید خویش و تعبیر کردن خواب های شومی که برای انقلاب دیده بودند، از "نظام " به عنوان بزرگترین سد پیش روی خود نام می بردند و اساساً بحث اینکه "نظام چیست؟ " بحث داغ سال های اصلاحات بود که گویا رگه های آن در وجود سیدمحمد خاتمی نیز رسوخ کرده است.
خاتمی از ظلم به نظام و ظلم به رهبری می گوید. سلّمنا. ای کاش آقای خاتمی در روزهایی که بایسته بود از این ظلم رفته پرده برمی داشت نه اینکه پس از رسیدن تاریخ انقضای سران فتنه و فتنه گران و آن هنگام که این ظلم رفته تمام انرژی خود را به کار برده و دیگر رمقی برایش نمانده است.
این ظلم به نظام و رهبری که صد البته جدا کردن آن از ظلم به ملت نیز اشتباه است و در واقع طی دو سال، جفایی که مسببانش سران فتنه و همپالگی هایشان بودند، نه تنها بر نظام و رهبری که بر ملت نیز رفت و همه را آزار داد؛ پیش از این هم نیازمند فریاد بود.
اساساً منظور خاتمی از "ملت " چیست؟ او ملت ? دی را می گوید یا اراذل و اوباشی که سنگ و اسلحه به خیابان ها آمدند و دست آخر هم مرده هایشان یا جعلی از کار درآمدند و یا اینکه توسط گلوله های منافقین و جاسوسان موساد کشته شده بودند.
خاتمی آیا همان ملتی را می گوید که همواره با حضور میلیونی خود غبار فتنه را از کشور می زداید و رهبرش نیز تأکید دارد که هیچ حرف درگوشی با مردم ندارد...؟! یا اینکه نه،
او آدم هایی را می گوید که تعداد قلیل خود را در داخل و خارج از کشور "بیشمار " می انگارد و به هر بهانه ای مثل حصر خانگی سران فتنه، چهارشنبه سوری، روز کارگر و ... قصد می کند که رمق مردم را بگیرد و سودای سوزاندن شهر را در سر می پروراند؟
ملتی که خاتمی نشناخته است ظلم رفته به خود را بسیار قبل تر و با "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند " پاسخ گفته اند. و همین ملت است که در تمام طول ?? سال گذشته برای مظلوم نماندن نظام، حتی عزیزان خود را نیز به مسلخ فرستاد و "شهید پرور " شد.
خاتمی از ظلم رفته به رهبری می گوید. ظلمی که همه معترفیم عاملانش هیچ کس نبودند جز فتنه گران و خواص بی بصیرت. خاتمی در حالی از امکان بخشش این ظلم سخن رانده است که حتی خود او هنوز هم حاضر نیست واقعیت را چنانکه رخ داده است بیان کند و سر به آستان توبه ای حقیقی بگذارد.
از دو پهلویی حرفهای اخیر خاتمی همین بس که حالا هیچ کس نمی تواند باورش کند.
در یک سو ضد انقلاب و دوستان سابق خاتمی ایستاده اند که با بیان این حرفها خاتمی را متهم به جانبداری از نظام و توبه از همکاری با فتنه گران و فرقه سبز می کنند و در یک سو مردمی هستند که این حنا دیگر برایشان رنگی ندارد.
البته شاید طرح درست این حرفها و قبول وقوع یک ظلم بزرگ در حق نظام از سوی فتنه گران، سرآغازی دوباره برای خاتمی محسوب شود اما حافظه مردم هیچ چیزی را فراموش نخواهد کرد.
شاید خاتمی چنانکه افتد و دانی، دیگر هیچوقت در قامت سابقش ظاهر نشود اما بیان درست و انتخاب حقیقت در کشاکش رضایتمندی انقلاب یا ضد انقلاب! حتماً برای خاتمی بهتر خواهد بود.
|
روحالله کوثری مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگویی، به دیدار مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی با حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان اشاره کرد و گفت: مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی با مدیر مسئول روزنامه کیهان دیداری داشتند که در این دیدار شریعتمداری به تحلیل مسائل اخیر داخلی به ویژه در بدنه دولت پرداخت که بخشی از این سخنان به شرح ذیل است: |
نماینده مردم تهران در مجلس گفت: وامداران صاحبان قدرت و ثروت چاره ای بجز خیانت به میثاق نمایندگی خود با ملت، قانون اساسی و اسلام ندارند چون حیاتشان به رانت خواران وابسته شده است.
پرویز سروری با اشاره به اینکه فرمایشات مقام رهبری درباره انتخابات ابعاد مختلفی داشت که یکی از آنها، عدم پیوند نمایندگان به صاحبان قدرت و ثروت بود، افزود: نامزد های انتخاباتی که با استفاده از رانت های صاحبان قدرت و ثروت به مجلس شورای اسلامی راه یابند پس از مدتی برای تحقق نظرات صاحبان قدرت و ثروت چاره ای جز زیر پا گذاشتن سوگند ومیثاق خود در پایبندی به قانون اساسی و اسلام و آرای ملت ایران ندارند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: برخی جریانات در چند ماه گذشته با برگزاری همایش ها و در اختیار گرفتن امکانات مالی دولتی لیست بلندی را برای حضور در چینش انتخاباتی تهیه کرده بودند تا به جای انجام وظایف نمایندگی ، گوش به فرمان این جریان در مجلس شورای اسلامی باشند.
وی افزود: ما خبرهایی داریم مبنی بر اینکه این جریان با حدود 150 نفر به توافق رسیده بودند که در جریان عزل وزیر اطلاعات مشت آنها باز شده و ملت پی به اهداف شوم آنها بردند.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره نگرانی های موجود در زمینه تشکیل مجلس فرمایشی تصریح کرد: برخی جریانات با سو استفاده سیاسی و اقتصادی و با تطمیع و پشتیبانی نامزد های انتخاباتی در دوران انتخابات به دنبال تشکیل مجلس فرمایشی هستند.
سروری در خصوص فرمایش رهبری مبنی بر عذاب الهی وامداران صاحبان قدرت و ثروت گفت: نهادهای نظارتی از جمله شورای نگهبان به عنوان ناظر امین انتخابات باید با نامزدهای خاطی بدون مصالحه و گذشت برخورد کند.
حجتالاسلام محمدنقي لطفي در گفتوگو با خبرنگار فارس در ايلام اظهار داشت: هر دو جريان در مقابل ركن اصلي نظام و عمود خيمه انقلاب، رهبري و ولايت فقيه ايستادند. وي ادامه داد: اين جريان پس از شكستن حريم ولايت و عبور از ارزشهاي اسلام ناب و نظام مقدس جمهوري اسلامي و هماهنگي كامل با دشمنان و بدخواهان امام و رهبري بروز و ظهور يافت. امام جمعه ايلام اضافه كرد: سران فتنه 88 بعد از شكست سنگين در انتخابات دهم رياست جمهوري نفاق باطني خود را آشكار كردند و با همراهي و هماهنگيهاي كامل با سران رژيم آمريكا و رهبران فاسد و جنايتكار رژيم صهيونيستي و مجموعههاي ضد انقلاب در خارج و داخل همه توان خود را به كار گرفتن تا ميراث بزرگ و ماندگار امام ولايت فقيه و نظام مقدس جمهوري اسلامي را ساقط كنند. لطفي گفت: همه اين تحركات نامقدس و خائنانه را با شعارهاي اصلاحطلبي و امامگرايي كه عمدتاً براي فريب افكار عمومي بود، انجام دادند.
اکبر گنجی اظهارات اخیر خاتمی را مغشوش و سردرگم توصیف کرد.
به گزارش فتنه نیوز به نقل از کیهان وی ضمن مقاله ای که در وب سایت رادیو زمانه منتشر شده می نویسد: وقتی امکان هرگونه فعالیت در داخل مسدود شد، یک تن از اروپا به نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت اسلامی بیانیه های اصلاح طلبانه صادر می کند. معنای این عمل چیست؟
معنای آن این است که دیگر در داخل کشور نمی توان گفت: «ما خواهان اجرای بدون تنازل قانون اساسی هستیم.»
گنجی می افزاید: اصلاح طلبان به مذاکره با حاکمیت امیدوارند اما معلوم نیست نظام که آن همه هزینه بابت حذف اصلاح طلبان پرداخت کرد به کدام دلیل باید مجددا آنها را به ساختار سیاسی راه دهد؟ رهبری و نظام روی حرفش ایستاده اما خاتمی معمولا مطالبات خود را نادیده می گیرد و پس از عقب نشینی مدعی می شود که دیگران معنای آن را نفهمیده اند. خاتمی در حال آرمان سازی دوران ماقبل ۲۲ خرداد ۸۸ است. پرسش این است که اگر آن دوران مطلوب بوده و هست، چرا کارهایی صورت گرفت که همه آنها از دست برود؟ پاسخ خاتمی این است، کارهایی که صورت گرفت ربطی به من نداشت و من بسیاری از اقدامات صورت گرفته را قبول نداشتم و ندارم. آیا اگر به فرض خاتمی موفق شود و وضعیت را به قبل از ۲۲ خرداد ۸۸ برگرداند، این دستاوردی برای جنبش سبز است؟ هدف اولیه جنبش سبز ابطال انتخابات بود که نشد.
این همکار سابق نشریات زنجیره ای همچنین یادآور شد: سیاست مانند شعر عرصه ابهام و ایهام نیست. در سیاست باید مواضع روشن و دقیق اتخاذ کرد تا حداقل اعضای حزب و جبهه خودی تکلیفشان را بدانند که چیست. نمی توان با سخنانی که ده ها تاویل برمی دارد، امکان دارد تا هر کس برداشت مطلوب خاص خود را داشته باشد و در نهایت از همه آنها شانه خالی کرد. در طرح های دوقلو (اختیارات ریاست جمهوری و قانون انتخابات) برداشت همگانی این بود که اگر آنها پذیرفته نشوند، خاتمی کناره گیری (استعفا) خواهد کرد، اما وقتی شورای نگهبان آنها را رد کرد، خاتمی مدعی شد که دیگران حرف او را بد فهمیده بودند.
اکنون هم باید پرسید آیا اگر رژیم زندانیان را آزاد نکرد یا موسوی و کروبی از حصر درنیامدند و یا اجازه فعالیت مجدد به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب داده نشد، آیا خاتمی در آن صورت در انتخابات شرکت نخواهد کرد؟ اگر چهره های شاخص اصلاح طلبی مانند مجلس هفتم و هشتم رد صلاحیت شدند چطور؟ یک چیز روشن است. هیچ یک از مدافعان خاتمی نمی توانند قاطعانه بگویند او در این صورت در انتخابات شرکت نخواهد کرد.
گنجی همچنین نوشت: خاتمی چنان سخن می گوید که دیگران سخنان او را «شرایط» شرکت اصلاح طلبان در انتخابات می فهمند یا می فهمانند. پرسش این است، مگر خاتمی خود قادر نیست به صراحت بگوید «اینها شرایط سه گانه اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات است و در صورتی که این شرایط محقق نشود، ما در انتخابات شرکت نخواهیم کرد؟»
آیا شرایطی وجود دارد که تحت آن شرایط خاتمی در انتخابات شرکت نکند؟ آن شرایط چیست؟ اما خاتمی این گونه سخن نخواهد گفت تا راه را به روی خود نبندد. اگر هیچ یک از این شرایط محقق نشد و او در انتخابات شرکت کرد، هیچ کس نمی تواند به او بگوید پس شرایطت چه شد؟ پاسخ او چنین خواهد بود، آنها مطالبات ما بود، نه شرایط شرکت در انتخابات.
وی با بیان این که «سبزها مدعی شدند در انتخابات تقلب شده و رژیم همان رژیم است» می نویسد: او بارها برای مذاکره با رهبری طی ۲ سال اخیر اقدام کرده اما وقت ملاقات به وی داده نشده است.
سایت بالاترین نیز رفتار پر تناقض و بی ثبات خاتمی را «عشوه شتری اصلاح طلبان برای رژیم» توصیف کرد و نوشت: چند وقتی است خبرهای داغی از پشت پرده ها بیرون می خزند و هر بار یکی از اصلاح طلب ها خواهان بخشش می شوند، البته این سیر درخواست ها تازه نیست و از همان اول درخواست هایی مطرح می شود ولی برای قهرمان درست کردن از اصلاح طلب ها این خواست ها کمی با چاشنی تهدید و شاخ و شانه کشیدن ارسال می شد حالا هم خاتمی تدارکاتچی سابق به میدان آمده اما از موضع ضعف و مال باخته. اما این رفتار، به خیال اختلاف در رژیم و نوعی عشوه شتری نسبت به حاکمیت ا

به گزارش فتنه نیوز به نقل از کیهان: اقدام افتضاح آمیز و ناکام محافل ضدانقلاب برای سوءاستفاده از مراسم تشییع مرحوم ناصر حجازی (دروازه بان اسبق تیم ملی فوتبال) حتی در برخی رسانه های وابسته به اپوزیسیون نیز مورد سرزنش قرار گرفت.

پایگاه اینترنتی روزنت (وابسته به ضدانقلاب خارج نشین) در این باره نوشت: عقاب آسیا رفت، پرواز اسطوره و… اینها بخشی از تیترهای رسانه ها بود. ناصر حجازی قهرمانی ملی و قابل احترام بود، روحش شاد اما با دیدن این تیترها و صحنه ها چند سؤال خودنمایی می کند اول اینکه مگر ناصر حجازی ما قبل فوت و بیمارستان رفتن اسطوره نبود؟ آیا او زمان بازیگری و مربیگری اسطوره نبود اما وقتی به بیمارستان رفت و در کما رفت به اسطوره تبدیل شد؟ کارنامه ورزشی او پر از پیروزی ها و شکست هاست. آیا او آن زمان هم اسطوره بود؟ اما اگر اسطوره نبود پس چطور بعد از فوتش به اسطوره ای دست نیافتنی بدل شد؟
روزنت می افزاید: اگر ناصرخان حجازی اسطوره بود چند سؤال باقی می ماند. این معتقدان به اسطوره بودن حجازی در زمانی که او و فرزندش از سوی تماشاچیان و به قول ورزشی نویسان تماشاچی نماها مورد توهین قرار گرفت، این اسطوره دانان ناصرخان کجا بودند؟ ظاهرا ما همچنان دچار دو سندرم تاریخی هستیم، اولی سندرم جوزدگی و جوگیری است. خیلی از ماها که حتی یک روز هم در زمین بازی ناصر حجازی را ندیده ایم، تبدیل به تکریم کننده و سخن گوینده در مورد آن مرحوم شده ایم. در واقع فضایی ایجاد شده تا به بهانه ناصر حجازی و فوتش به طرح خود بپردازیم. مایی که تا دیروز به هیچ وجه توهین به خانواده ناصر حجازی و خودش برایمان مهم نبود، به یکباره به ستایندگان حجازی بدل شدیم! ستایندگان ناصرخان که نه در واقع ستایندگان خود به نام ناصرخان! سندرم دوم سوءاستفاده چی بودن ما از شرایط است که ظاهرا دوباره بدان گرفتار آمده ایم. ناصر حجازی یک ورزشکار بود. متعلق به هیچ گروه، دسته، حزب و تشکیلات سیاسی هم نبود بنابراین مراسم او نیز محل وزن کشی سیاسی نیست.
از سوی دیگر شبکه ضدانقلابی بالاترین نیز که یکی از رسانه های نقش آفرین و ناکام اپوزیسیون در زمینه سوءاستفاده از مراسم تشییع مرحوم حجازی بود، در تحلیلی نوشت: کلا خیلی باحال هستیم. خودمان لینک می دیم و دعوت می کنیم، بعد بعضی هایمان در مراسم شرکت می کنیم، در داخل استادیوم با صندلی های «بی شمار خالی» که برمی خوریم کمی جا می خوریم، اما از آنجا که ما کلا کارمان خیلی درسته (برعکس بقیه) به روی خودمان نمی آوریم. پس کو آن حضور میلیونی که وعده اش را دادیم و به روی خودمان نیاوردیم؟ خداوکیلی با آنها هم که شعر خواندند و شعار دادند کاری نداشتند. آخر می شود چند هزار نفر را که تازه خیلی هایشان به خاطر حجازی آمده بودند و نه دعوت ما، جای جمعیت میلیونی سبز جا زد؟