لینک باکس افزایش بازدید
شبکه ضدانقلابی اندیشه با اذعان به شکست جنبش سبز مدعی شد که انقلاب های منطقه از این جنبش الگو گرفته است.

به گزارش جام نیوز، کارشناس شبکه لس آنجلسی اندیشه با تکرار ادعای الگوگیری قیام های منطقه ازجنبش سبز، مدعی شد: «جنبش سبز الهام بخش بخشی از جنبش های منطقه بوده است ولی الآن باید ببینیم که تأثیر جنبش های منطقه بر روی جنبش سبز چه می باشد؟!»
وی در ادامه با ادعای اینکه: «جنبش های منطقه دو نوع تأثیر بر روی جنبش سبز گذاشته است»، افزود: «برای جنبش سبز ثابت شده است که می شود نظام را تغییر داد ولی در عین حال نوعی یأس نیز به وجود آمده است که چرا تاکنون نتوانستیم نظام را تغییر بدهیم در حالی که جنبش های منطقه از ما یاد گرفته اند[!].»
این کارشناس درپایان با اذعان به قدرت جمهوری اسلامی ایران، مقایسه کردن ایران با دیگر کشورهای منطقه را یک مقایسه ای نادرست دانست.
گفتنی است، شبکه های اپوزیسیون با تکرار این ادعا که جنبش سبز، الگوی قیام های منطقه بوده است، داغ مرگ فتنه سبز و بیداری اسلامی کشورهای منطقه خاورمیانه را بر خود سرد می کنند.
موسوی و کروبی مترسکان جنبش سبز؟!
شبکه اندیشه: «جنبش سبز رهبر نداشت و موسوی و کروبی رهبر نمادین(بخوانید مترسکان) بودند.»

به گزارش جام نیوز، شبکه ضدانقلابی اندیشه که مدتی است به دنبال بهانه تراشی برای مرگ فتنه است به تکرار ادعای همیشگی اش پرداخت و نبود رهبری را علت شکست جنبش سبز دانست.
کارشناس این شبکه لس آنجلسی در این باره گفت: «علت اینکه جنبش سبز در زمان خود نتوانست به نتیجه برسد نبود رهبری مشخص بود. و موسوی و کروبی تنها یک رهبری نمادین بودند.»
البته این کارشناس توضیح نداد که چرا قبل از مرگ فتنه سبز همیشه تلاش می کرد موسوی و کروبی را به عنوان رهبران بی منازع جنبش سبز معرفی کنند.
گفتنی است، عاقبت کسانی با مخالفت مردم و نظام و قانون اساسی و رهبری مدتی مورد تشویق رسانه های غربی قرار می گیرند، چیزی جزء این نیست که وقتی تاریخ مصرفشان گذشت مترسکان همان دشمنانی می شوند که تا پیش از این برایشان خوش رقصی می کردند.
یادآور می شود، چندی پیش نیز کارشناس شبکه اندیشه اذعان کرد که به خاطر نبود رهبری ناگریز شدیم موسوی و کروبی را به عنوان رهبر معرفی کنیم
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با تاکید بر اینکه “جریان انحرافی هیچاعتقادی به امام زمان (عج) و ولیفقیه ندارد ” مبارزه با اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی را از اشتراکات جریان انحرافی و جریان فتنه دانست.

به گزارش فارس، گروه نفوذی و انحرافی در حالی خود را از جبهه اصولگرایی جدا کرده است که سیگنالها و مشخصههای یک جریان جدید سیاسی از سوی سرکردههای این جریان به جامعه منتقل شده است؛ گرچه ملت ایران شناخت لازمی از رهبران و سرکردههای این جریان دارد ولیکن هدف و ساختار سیاسی تشکیلاتی جریان مذکور برای افکارعمومی همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
بر همین اساس و برای روشنگری بیشتر درباره گروه انحرافی با حجتالاسلام غلامرضا مصباحی مقدم عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نماینده اصولگرایی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به گفتوگوی تفصیلی نشستیم که متن کامل آن از نظرتان میگذرد:
شاخصههای اصولگرایی در منشور اصولگرایی تعبیه شده است
- با توجه به اینکه امروز برخی جریانهای منحرف سیاسی از درون جریان اصولگرایی علیه این جریان وارد شدهاند و اصولگرایان را اصولگرا نمیدانند شاخصههای مهم جریان اصولگرایی چیست؟
مصباحیمقدم: اگر افراد به منشور اصولگرایی رجوع کنند شاخصههای اصولگرایی را مشاهده خواهد کرد چراکه شاخصههای اصولگرایی در منشور اصولگرایی تعبیه شده است و افراد برای سنجش اصولگرایی با منشور اصولگرایی سنجیده میشوند.
تبعیت از ولایت فقیه و احترام به مرجعیت، اصولگرایان را از گروه انحرافی تمیز میدهند
- به نظر شما کدام شاخصه منشور اصولگرایی، اصولگرایان را از گروه انحرافی تمیز میدهند؟
مصباحیمقدم: تبعیت از ولایت فقیه، احترام به مرجعیت و روحانیت، عدالتگرایی و اهمیت به مستضعفان و محرومان از جمله شاخصههای است که اصولگرایان را از جریان انحرافی تمیز میکند.
ضرورتی برای وحدت اصولگرایان در برابر جریان انحرافی نمیبینم
- با توجه به اینکه گروه انحرافی رسما در برابر جریان اصولگرایی موضع صریحی دارد، ضرورت اتحاد اصولگرایان در برابر این گروه را چقدر احساس میکنید؟
مصباحیمقدم: جبهه جریان اصولگرایی کارهای خود را برای اتحاد دنبال میکند و اعتبار و ارزشی برای جریان انحرافی قائل نیست که بخواهد در برابر آنها دست به اتحاد بزند. جریان انحرافی یک جریان بیریشه و بیپایه و اساس است. البته نفس اتحاد در جریان اصولگرایی به خودی خود مطلوب است و اصولگرایان همواره وحدت را مورد اهمیت قرار دادهاند. وقتی میگوییم جریان انحرافی بیریشه است پس لزومی ندارد اصولگرایان بخاطر این جریان متحد شوند چرا که اصولگرایان ریشه و اعتبار خاصی دارند و با اقبال مردمی مواجه هستند اما اتحاد به خودی خود مطلوب است چرا که اتحاد دعوت اسلامی است و خداوند تبارک و تعالی از مؤمنین خواسته است که متحد باشند و علاوه بر آن اقتضای یک حرکت اصولی این است که جریانها انسجام و اتحاد داشته باشد.
جریان انحرافی حرکت سیاسی با رنگو لعاب ایدئولوژیک است
- برخی از تحلیلگران محور فعالیت گروه انحرافی را سیاسی و برخی دیگر ایدئولوژیک میدانند. نظر شما در این باره چیست آیا گروه انحرافی صرفا یک جریان سیاسی است و یا اینکه یک نگاه ایدئولوژیک را دنبال میکند؟
مصباحیمقدم: به نظر میرسد که حرکت این جریان سیاسی است اما اعضای این گروه میخواهد به این حرکت سیاسی رنگ و لعاب ایدئولوژیک بدهند. به خاطر همین است که جریان خود را در تحت لوای یک مکتب و اعتقاد مطرح میکنند ولی به نظر من این موضوع واقعیت ندارد و جریان انحرافی بهجز اینکه بخواهد یک اقدام سیاسی انجام بدهد به دنبال چیز دیگری نیست و رنگ و لعاب ایدئولوژیک هم با این هدف انجام میشود که مخاطبان بیشتری به خود جذب کند.
نیازی به بسیجشدن روحانیت در برابر جریان انحرافی نیست
- با توجه به اینکه گروه انحرافی ادعا میکند نگاه ایدئولوژیک دارد آیا شما لازم میدانید که روحانیت برای مقابله نرم با این جریان و دعوت آنها به مناظره با آنها مبارزه کند؟
مصباحیمقدم: من معتقدم این جریان به حدی قوی نیست که روحانیت برای مبارزه نرم با آنها وارد عمل شود. چرا که این جریان، یک جریان بسیار ضعیف است و نباید اقدامی انجام شود که این جریان، احساس بزرگی کند. البته مبارزه با آنها را رد نمیکنم اما ضرورتی نمیبینم که بگوئیم روحانیت باید برای مبارزه با جریان انحرافی بسیج شود.
جریان انحرافی هیچاعتقادی به امام زمان و ولایت فقیه ندارد
- به نظر شما چرا مقابله و رویارویی با مراجع تقلید و روحانیت از جمله برنامههای جریان انحرافی است؟
مصباحیمقدم: اصولا این جریان انحرافی اعتقادی به امام زمان(عج) و ولایت فقیه ندارد و از بابت اینکه اعتقادی به امام زمان و نایبش ندارند برای مرجعیت نیز جایگاه پذیرفته شدهای قائل نیستند برای همین با روحانیت و مراجع تقلید مقابله میکنند چرا که تصور آنها این است که مقابله و مواجهه با مراجع و روحانیت با آنها جایگاه اجتماعی میدهد و بر همین اساس است که رویارویی با مراجع تقلید و روحانیت را در برنامههای خود قرار دادند اما قطعا آنها توفیقی نخواهند داشت.
نمیشود با امام زمان باشند اما به رهنمود نایبش توجه نکنند
- شما میگوئید جریان انحرافی اعتقادی به امام زمان(عج) ندارد اما در تمامی مکاتبات و سخنرانی سرکردهههای این جریان نام امام زمان نوشته و ذکر میشود و یا اینکه یکی از این سرکردهها منشور حرکت سیاسی خود را حرکت در مسیر امام زمان میداند، این رفتار گروه انحرافی آیا با گفتههای شما در تضاد نیست؟
مصباحیمقدم: به طور قطع میگویم که این جریان اعتقادی به امام زمان (عج) ندارند و من به این گفته خود کاملا اعتقاد دارم چرا که اگر فردی امام زمان را قبول داشته باشد نمیتواند در برابر رهنمودهای نایب امام زمان بیتفاوت باشد؛ اگر کسی امام زمان را قبول داشته باشد باید به آموزههای اهلبیت پیامبر اسلام پایبند باشد. با توجه به رفتار و کردار جریان انحرافی و ادعای امام زمانی بودن آنها باید گفت که سخن گفتن از امام زمان یک پوشش برای جذب دوستداران و محبان امام زمان است. آنها تصور میکنند که میتوانند با سخن گفتن از امام زمان محبان آن حضرت را جذب کنند و مراتب شکاف در بین نیروهای مذهبی را فراهم کنند.
با تمسک به جنگیر و رمال میخواهند موقعیتی برای خود فراهم کنند
- شایع شده جریان انحرافی با برخی افراد معلولالحال و جنگیر و رمال ارتباط داشتند. به نظر شما این ارتباط چه کمکی میتوانست به آنها بکند.
مصباحیمقدم: در مورد آنچه که شما میگوئید تنها در حد رسانهای مطرح شده اطلاع دارم و اخبار موثقتری در اختیار ندارم اما اگر چنین ارتباطی صحت داشته باشد میتوان گفت جریان انحرافی برای اینکه بتواند موقعیتی در کشور برای خود دست و پا کند تمسک به جنگیری و رمالی میتواند نظر عدهای از مردم را به آنها جلب کند اما پاسخ من به آنها این است که شما خانه روی آب بنا کردید چرا که ارتباط با اجنه و رمالها هیچ کمکی به شما نخواهد کرد و مردم نیز از اینگونه رفتارها بیزار هستند.
اسلام اقدام غیرعقلایی را تایید نمیکند
- فرض بر اینکه ارتباط جریان انحرافی با اجنه و رمالها صحت داشته باشد پاسخ شما به عنوان یک روحانی به جوانانی که سؤال میکنند چرا اسلام ارتباط با اجنه، رمالها و جادوگرها را منع کرده است، چیست؟
مصباحیمقدم: اسلام دین عقلایی است دینی است که همواره با عقل پشتیبانی شده است و عقل را هم پشتیبانی کرده است آنچه را که شریعت میکند مرتبط با عقل است و هرآنچه عقل میگوید مورد تایید شریعت است اما ارتباط با اجنه، رمالی و جادوگری اقدامات غیر عقلانی است و میتوان گفت گرایش به خرافات است و اسلام به شدت با خرافات مبارزه میکند همچنین که با شرک مبارزه میکند. در جاهلیت قبل از اسلام مردم قریش مشرک بودند و خرافهپرست اسلام در هر دو زمینه با آنها مبارزه کرد چرا که اسلام هیچگاه شرکت و خرافه را رد میکند و هیچگاه تن به خرافات نمیدهد.
اشتراک جریان انحرافی و فتنه مبارزه با اسلام ناب محمدی(ره) است
- با توجه به اینکه جریانهای انحرافی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در برابر جریان اصیل انقلاب اسلامی قرار گرفته است و ثمره کار آنها فتنه ۸۸ بوده است اشتراکات فتنهگران ۸۸ و با گروه انحرافی در چه اموری میدانید.
مصباحیمقدم: مبارزه با اسلام ناب محمدی و مبارزه با نظام جمهوری اسلامی اشتراک جریان فتنه و جریان انحرافی است چرا که هر دو به مثابه یک قیجی به دنبال قطع کردن حقیقت است و آن حقیقت اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی ایران است.
نظام جمهوری اسلامی ایران توانایی خود را برای اجرای اسلام به جهانیان نشان داده است و دشمنان از الگو شدن انقلاب اسلامی شدیدا نگران هستند و طبیعی است که بخواهند رفتارهای خصومتبار خود را برای مبازره با انقلاب اسلامی ظهور و بروز بدهد. جمهوری اسلامی ایران دشمنانی دارد که برای مقابله با نظام حاضر هستند هر کاری را انجام بدهند و از هر ابزاری برای انقلاب اسلامی استفاده کنند که یکی از راهکارهای دشمنان انقلاب اسلامی ایجاد انحرافات فکری در میان مردم است، گرایش به بهائیت، گرایش به عرفانهای کاذب و گرایش به شیطانپرستی از جمله این است که اینها همه نقشههای شیطانی امریکا و اسرائیل برای مقابله با انقلاب اسلامی است. بنابراین باید برای ثبات نظام و سلامت افکار ملت ایران و استمرار عزت ملت عزیز ایران باید با این افکار انحرافی و رفتارهای ستیزهجویانه با جمهوری اسلامی ایران مبارزه کرد.
با توجه به نزدیکی صاحبان افکار انحرافی به قدرت، باید نقشههای بیگانگان شناسایی شود
- به نظر شما نحوه مبارزه با جریانی که اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی ایران را تهدید میکند، چگونه باید باشد آیا مقابله نرم مناسبتر است یا مبارزه و یا اینکه برخورد امنیتی با سرکردههای آن؟
مصباحیمقدم: نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر یک مبانی فکری قوی است. و لازم است برای مقابله با این جریان اندیشههای نسل جوان را تقویت کرد. و مبانی اعتقادی آنها را در مقابل جریان انحرافی باید مورد تقویت قرار داد و هیچگاه نباید از این موضوع غفلت کرد. البته شاید در بعضی شرایط اقدام امنیتی برای کسانی که رفتار آنها نشان میدهد تحت تاثیر رفتار شیطانی دشمنان قرار گرفته است ضرورت داشته باشد؛ به نظر من با توجه به نزدیکی صاحبان افکار انحرافی به قدرت میبایست ریشههای اطلاعاتی و نقشههای بیگانگان را مورد شناسایی قرار داد و با آنها مبارزه کرد. که تبعا وزارت اطلاعات ما تواناییهای لازم را برای کشف سرنخها و رابطهها دارد.
هشدار آیتالله مصباح مورد توجه قرار بگیرد
- در پایان با توجه به اینکه آیتالله مصباح یزدی از خطر جریان انحرافی به عنوان خطر شدید یاد کردهاند و اعلام کردهاند که یک شخص ارتباطهای متعددی با بیگانگان دارد که اخبار آن نیز منعکس نمیشود، به نظر شما این هشدار چقدر میتواند به هوشیاری دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور کمک کند.
مصباحیمقدم: با توجه به اینکه اطلاعی ندارم که آیتالله استاد مصباح یزدی در این مورد چه مطالبی را مطرح کردهاند نمیتوانم در مورد آن اظهار نظر کنم اما هشدارهای ایشان در مورد جریانی که هدفش مقابله به اسلام ناب و نظام جمهوری اسلامی ایران است باید مورد توجه قرار بگیرد
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از روزنامه صهیونیستی جروزالم پست، این روزنامه به نقل از کارشناسان مسائل خاورمیانه تأکید کرد تحریم ها ابزارهای یک سیاست گذاری هستند و از این ابزار می توان در کشورهایی مانند آفریقای جنوبی استفاده کرد اما وسیله خوبی برای اعمال فشار بر روی کشوری مانند “ایران” نیستند.
جروزالم پست در پایان آورد: توسعه هسته ای مایه غرور ملی ایرانی هاست و این مایه نگرانی اسرائیل است، اما اگر رهبران فتنه قدرت را در ایران در دست بگیرد، دیگر گسترش هسته ای آن مشکلی برای اسرائیل ایجاد نخواهد کرد.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی در خصوص قائم مقامی منتظری و مسائل مربوط به آن می نویسد: آقای ری شهری که در آن زمان وزیر اطلاعات بوده است و مسئول مستقیم پیگیری پرونده مهدی هاشمی، در کتاب خاطرات خود به نقل از آیتالله محمدی گیلانی که در آن زمان عضو فقهای شورای نگهبان بوده است، چنین میگوید:

یک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (۲۵ تیر ۱۳۶۴)، من ضمن تماس با دفتر امام کتباً از ایشان درخواست ملاقات کردم… امام اجازه دادند. خدمتشان رسیدم.
… فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائممقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد.
آقای ریشهری اضافه میکند:
تامل در آنچه از آقای محمدی گیلانی نقل کردیم، نشان میدهد که امام در مورد طرح قائممقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان، در مقابل کاری انجامشده قرار گرفته بود. … بیتردید اگر [اعضای مجلس] خبرگان نظر امام را میدانستند، آقای منتظری را به عنوان جانشین او تعیین نمیکردند. (ری شهری. سنجه انصاف. نشر دارالحدیث. تهران. صفحه ۱۶)
با سلام
با تشكر از انتخاب شما . براي دريافت آخرين خبرها ايميل خود را در قسمت خبر نامه وارد كنيد.

سید محمد هادی طباطبایی برادر مدیرمسئول نشریه نسیم بیداری که اخیرا این نشریه مصاحبه ای با فائزه هاشمی داشته است، در وبلاگ خود "وبلاگ گوشه نشین" خبر داده که فائزه هاشمی در تماسهایی با این نشریه به استفاده از برخی کلمات در متن مصاحبه اعتراض کرده و خواستار عذرخواهی این نشریه شده است.
بر اساس آنچه که سید محمد هادی طباطبایی در وبلاگ خود نقل کرده، فائزه هاشمی در اعتراض به بخش هایی از متن مصاحبه اش گفته است: از قول من نوشته شده "مقام معظم رهبری"، من اصلا توی عمرم اینو نگفتم، همیشه میگم آقای خامنه ای! اصلا این برای من خوب نیست که از زبون من بنویسن مقام معظم رهبری، این حرف من نیست و اصلا به ادبیات من نمیخوره..."
فائزه هاشمی در بخش دیگری از سخنان خود افزوده است: "از قول من نوشتن که "آقای هاشمی، یار امام بوده"، درحالی که من اصلا به آقای خمینی نمیگفتم امام، همیشه میگفتم و الان هم میگم آقای خمینی؛ و اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، یار آقای خمینی بودن و از این حرفا، بلکه میگم همراه امام بودن و به ایشون کمک کردن..."!
به گفته این مدیر نشریه نسیم بیداری، فائزه هاشمی رفسنجانی از این نشریه خواسته بود که هرچه زودتر اصلاحیه ای به خبرگزاریها و سایتها و روزنامه ها ارسال کنند تا آبروی "فائزه" نرود!
منبع: جهان نیوز
اوضاع وب سایت ضد انقلاب بالاترین هر روز آشفته تر از روز گذشته می شود .
شب گذشته یکی از لینکهای مربوط به این سایت که سرخوردگی در آن موج می زد نوشت : "كودتا در بالاترين. نفوذ ارتش سايبرى به بالاترين و كامنت هاى آنان به شدت در اين روزها افزايش داشته. اين افراد در زير لينك هاى جنبش سبز از جمله لينك مربوط هاى ميرحسين موسوى تند و تند كامنت مى ذارند. كامنت هاى يك خطى را با ١٥ خط جواب ميدهند و در زير لينك هاى مختلف كامنت هاى مشابه قرار ميدهند. اين نشان ميدهد كامنت هاى آنان از قبل آماده شده است. دوستان وقت خود را با بحث كردن با اينها هدر ندهيد اينها سازمان دهى شده كامنت ميذارند. بذاريد براى خودشون كامنت بذارند. توجه داشته باشيد كه با يك آيدى مشخص در يك روز و روز بعد با آيدى جديد وارد قسمت نظرات مى شوند. قصد آنان تخريب بالاترين است هوشيار باشيم"

كاربران شبكه بالاترين از ورشكستگي مطلق اين رسانه هماهنگ كننده عناصر ضد انقلاب در فضاي مجازي خبر مي دهند.

يكي از اين كاربران مي نويسد: «ديروز صفحه فيس بوك ۲۵ بهمن لينك يك نظرسنجي رو فرستاد كه به نظر خيلي خوب ميومد امروز رفتم لينك رو بفرستم بالاترين، ديدم يكي ديگه از كاربرا زحمتش رو كشيده. لينك رو ديروز فرستاده بود اما من نفر يازدهم بودم كه راي مثبت دادم!!! واقعا اين يعني چي؟ نفر يازدهم؟؟؟ مگه نميخواين تو گوش شوراي هماهنگي رسما فرو كنيد كه واقعا چي ميخواين؟ بابا يكم بيشتر توجه كنيد. التماس ميكنم... يا داريم تو سر و كله هم ميزنيم يا داريم لينك سرگرمي يا بدون ارزش واقعي داغ مي كنيم!»
يادآور مي شود اغلب مطالب بالاترين مراجعه كنندگاني بين ۵ تا ۳۰ نفر را شامل مي شود و در ايام خاص كه شبكه مذكور برخي مطالب را خيلي داغ مي كنند شمار بازديدكنندگان برخي مطالب خاص بين ۲۰۰ تا هزار يا هزار و پانصد كليك را شامل مي شود.
در ارزيابي اين افت شديد مراجعه كنندگان، يكي از همكاران دايمي بالاترين در گزارشي نوشت: پس از مدت ها، امروز سري به بالاترين زدم، ياد آن بالاترين گرامي! به ياد اولين روزي كه دعوتنامه بالاترين را دريافت كردم، روزي كه پس از اين كه ماه ها بالاترين را مي خواندم، بالاخره موفق به دريافت مجوز ورود شده بودم شوق كسب امتياز هزار و پانزده هزار! اولين موضوع داغي كه ايجاد كردم و دوستاني كه پيدا كردم! اما به محتواي سايت كه نگاه كردم، لبخند بر لبم خشكيد و بي تعارف بگويم، تلخ بود! اين تلخي به اين دليل بود؛ بالاتريني كه روزگاري با تكيه بر دانش كاربران و زحمات مديرانش، محتوايي ارائه مي كرد كه در جاهاي ديگر به راحتي قابل دسترسي نبود، امروز تمام محتوايش تبديل به بازنويسي اخبار روزمره سايت هاي خبري شده بود كه به شكلي ديوانه وار خبرها در آن تكرار شده بودند با خودم گفتم اين تلخي شايد از صلبيت من باشد. از اين رو به سراغ صفحه شخصي كساني رفتم كه در بالاترين از آنها بسيار آموخته بودم. يافتنشان در جايي ديگر ميسر بود! رفتم سراغ شناسه «مرلين». از او بسيار آموخته بودم. لينك هايش معمولا پرطرفدار بودند. اما وقتي به خانه اش رفتم، متوجه شدم كه او از آنجا كوچيده است و تنها يادداشتي براي من گذاشته است به اين شرح: «براي آزادي به بالاترين آمدم و براي پايداري آزادي از بالاترين مي روم. در اعتراض به تك روي مديران بالاترين، بالاترين را ترك مي كنم. آزموده را آزمودن خطاست» پس گفتم سري به «آرش خان» مي زنم! آرش خان اهل قلم و مطبوعات بود، به خانه اش رفتم! اما او هم ديگر آنجا نبود. برايم نوشته بود: «در اعتراض به ۱) نقض حريم آزادي بيان و سانسور ۲) دخالت مديريت در محتواي سايت ۳) امتياز ويژه قايل شدن براي برخي كاربران خاص ۴) بسته شدن بي دليل حساب كاربران تا اطلاع ثانوي بالاترين را تحريم خواهم كرد.»
همكار پشيمان بالاترين مي افزايد: پس از آن سراغ وب «پلار» رفتم. اين نظر او ماهيچه هاي بسط يافته صورتم را منقبض كرد. او نوشته بود «اصلا بحثي پيش نمي آيد دوست من... اشتباه من بود كه دوباره به اين فضا اعتماد كردم و ارسال لينك را از سر گرفتم». پلار هم احساس تنهايي مي كرد! وقتي به خانه ديگر كساني كه مي شناختم و فضاي كنوني بالاترين را با حضور آنها عجيب مي دانستم سر زدم، متوجه شدم كه مشكل از كجا است. تقريبا هيچ كدام نبودند. محافظه كار (Conservative) نوشته بود «مرد عمل بودن من بدين معناست كه ميدانم در كوبيدن سر به ديوار، اين سر است كه ميشكند نه ديوار (آنتونيو گرامشي)/بالاترين امروز به همان ديوار تبديل شده است. سرم را نمي كوبم، راهم را كج ميكنم و ميروم، بي هيچ حرف اضافه اي مارتين هم نوشته بود «گفتنش برايم خيلي دردناك است، درست مثل لحظه اي است كه عزيزي به تو پشت مي كند و مي رود... اما با مجموعه اتفاقاتي كه رخ داد بايد با تلخ كامي بگويم كه بالاترين ارزاني مديريت نابخردش!» اسد ميرزا نوشته بود در اعتراض به سياست هاي بالاترين در تحريم هستم.
وي همچنين تاكيد مي كند: خروج اعتراض آميز افرادي از بالاترين كه در آنجا وقت گذاشته اند و واقعا به فعاليت در آنجا اميد داشته اند، آن هم با تعداد زياد، به هيچ وجه طبيعي نيست. مشكل از فضايي است كه آنها را فراري داده است. اين تحول در بالاترين اتفاق افتاده است. «اطلس» نوشته بود «براي خودم متاسفم كه زماني بالاترين رو جدي مي گرفتم.» ترمينوس نيز نوشته بود «خبرها رو ميشه همه جا خوند، حالا كه قراره دوستان خوبم نباشند صفحه داغ بالاترين تبديل خواهد شد به يك يا دو خبر يكسان از ده سايت مختلف. فعلا ترجيح ميدهم بجاي بالاترين به وبلاگ دوستان مراجعه كنم.»
اين ضد انقلاب سرخورده در پايان مي نويسد: اين جست و جو براي من گران آمد. تقريبا هر چند ماه يكبار تعدادي از بالاترين كوچ مي كنند و برنمي گردند. ۹۰ درصد كاربراني كه نام بردم ديگر در بالاترين نيستند.
به راحتی میتوان استدلال نمود، شکاف عمیق و اختلاف بزرگی در سطح گروههای مخالف و معاند نظام وجود دارد؛ موضوعی که عدم برخورداری از اصالت و جایگاه اجتماعی این افراد را نشان داده و رفتارهای ایران ستیزانه جریان ضد انقلاب را بیش از پیش رسوا مینماید.

در همین راستا شبکه ضدانقلابی بالاترین مجدداً شورای هماهنگی راه سبز را به باد انتقاد و استهزا گرفته و به عدم مقبولیت این شورا اعتراف مینماید. حلقه مدیریتکننده بالاترین که همانند اعضای شورا در خارج از کشور اقامت دارند میگویند شورا و رسانه آن فاقد اندک مقبولیتی هستند و در خواب خرگوشی فرو رفتهاند. این حلقه گرداننده بالاترین البته روشن نمیکند که خودشان در کدام وضعیت متفاوت قرار دارند که شوراییهای وامانده را سرزنش میکنند. چراکه شورای راه سبز نیز به عدم مشروعیت و برخورداری پایگاه اجتماعی شبکه ضدانقلابی بالاترین نیز اشاره نمودهاند و این شبکه را فاقد رسمیت میخواند.
از این رو در ادامه اختلافات شدید جبهه ضد انقلاب و سکوت در برابر شکستهای اخیرشان، به تازگی بالاترین ضمن تخطئه شورای هماهنگی اینچنین اعتراف مینماید که گروهی میگویند به جای سه شنبه ها، یکشنبه تجمع برگزار کنیم.
شورای هماهنگی راه سبز که پس از بازداشت سران جنبش با فراخوان 10 اسفند به صحنه آمد نتوانست در مدت حدود سه ماه سپری شده هدایت جنبش را در برنامه خود قرار دهد. گرچه پیرامون موجودیت و مشروعیت این شورا و افراد حاضر در آن سخنان و گفتههای بسیاری قابل بیان است اما در این مقطع خاص تحولات جاری این حداقل کاری است که شورای مزبور جهت بودنش میتواند به انجام رساند. آنها در واقع در انتظار وقوع معجزهای در کنج عزلت نشسته و امید دارند که در درگیریها و نزاعها و شکافهای رخ داده در حاکمیت موج سواری نمایند باید گفت که خیالی خام در کیسه میپرورانند.
بالاترین میافزاید: این چه نوع هماهنگی است؟ رسانه «رسا»یتان که هیچ فریادی را در خود نگنجانده و اندک مقبولیتی نتوانسته پدید آورد نیز در خواب خرگوشی خفته و فراموش کرده که وضعیت کنونی ایران در چه اوضاعی است. آقایان هماهنگی! از یاد مبرید که سبزها تنها اصلاحطلبان نیستند. همچنین مافیای گرداننده بالاترین شورای کذایی را تهدید کرده که با این وضع «شورای هماهنگی سبز را نیز به هماهنگکنندههای بیوزن پیشین در زبالهدانی تاریخ خواهیم سپرد.»
در همین حال پایگاه اینترنتی خودنویس که از سوی برخی شبکههای ضدانقلابی متهم به همکاری با اطلاعات سپاه شده، از سران خارجنشین اپوزیسیون خواسته اگر در ایران کاری نمیتوانند بکنند لااقل در خارج کشور فراخوان بدهند. این سایت مینویسد: «بس است انفعال، بس است حرف زدن، بس است کلیک کردن، بس است نشستن و اخبار را دنبال کردن، بس است افشاگری به خاطر افشاگری، بس است نامه نگاری به این و آن، بس است آگاهی دادن به خاطر آگاهی دادن!
ای سران سیاسی انحلال طلب و ای فعالان حقوق بشر در خارج از کشور! آقای رضا پهلوی، آقای بنی صدر، سران گروههای [تجزبه طلب] کرد و بلوچ! شبکه سکولارهای سبز! فعالین حقوق بشر! کاری بکنید.»
در واقع این بحث و جدلهای جریانات ضد انقلاب از شکست عمیق اپوزیسیون و حامیان غربی در رویارویی با نظام اسلامی حکایت داشته که اختلاف و سر در گمی آنان را نشان میدهد. اختلاف و شکافی که نه تنها دروغ پردازی جریان اپوزیسیون را در راه ادعاهای کذایی در برخورداری از جنبش اجتماعی رسوا مینماید، بلکه حاکی از نوکر صفتی جریان ضد انقلاب در برابر اربابان و حامیان امریکایی و غربیشان است؛ چراکه مستمری بگیری و جیره خواری این افراد در مزدوری و سناریوسازیهای مختلفشان دلیل وجودی ادامه حیات آنان بوده و همه ادعاهای ضدانقلاب درخصوص ایراندوستی، وطنپرستی و برخورداری از پایگاههای اجتماعی به جزء دروغی رسانهای نبوده که با شگردهای عملیات روانی از سوی دشمنان بیعده و بیبوته نظام اسلامی در فضاهای غیرواقعی و مجازی تکرار میشود. واقعیتی که اخیراً پایگاه اینترنتی رادیو زمانه نیز به آن اعتراف کرده و از عدم برخورداری از لایههای اجتماعی حکایت مینماید.
این پایگاه مینویسد: «از 30هزار ایرانی مقیم هلند حتی 80 نفر هم در میتینگها و تجمعات اعلام شده در دوسال گذشته شرکت نکردهاند و برخلاف ادعای برخی از آنان در روزهای اول پناهندگی، اصلاً اهل مبارزه نیستند.»
همچنین گویا نیوز نیز با اشاره به گرفتاریهای منطقه، به قلم یکی از عناصر ضدانقلاب مقیم خارج از کشور اظهار میدارد: «بعد از گیر کردن امریکا در افغانستان و عراق، نه ارتش این کشور حال و حوصله حمله به تأسیسات اتمی و ساختمانهای دولتی ایران را دارد و نه اسرائیل جرأت این کار را دارد. بیاید حداقل با خودمان صادق باشیم. آنها با وجود همه وعدهها کاری برای ما نخواهند کرد.»
عضو مركزيت حزب مشاركت اعلام كرد سران جبهه اصلاحات از جمله رئيس دولت وقت(خاتمي) يك سال مانده به انتخابات رياست جمهوري سال ۸۴ طرفدار نامزدي هاشمي رفسنجاني بودند.

علي شكوري راد در مصاحبه با يك نشريه زنجيره اي گفته است: اين را براي اولين بار به شما مي گويم. در سطوح بالاي اصلاح طلبان، آقاي هاشمي مي توانست مطلوب تلقي شود اما در بدنه، نه. نه فقط آقاي مجيد انصاري بلكه سايرين هم در جبهه اصلاحات از نامزدي آقاي هاشمي حمايت مي كردند. من يك سال مانده به انتخابات رياست جمهوري ۸۴ وقتي با آقاي خاتمي درباره آن انتخابات صحبت مي كردم، صراحتاً گفت آقاي هاشمي كانديداي مطلوبي است و نظر ايشان اين بود كه آقاي هاشمي مورد حمايت قرار بگيرد. حتي يادم هست آن اوايل كه ما به دنبال كانديداتوري مهندس موسوي يا دكتر معين بوديم و با من در جبهه مشاركت براي مسئوليت ستاد حزب صحبت شد من به آقاي رضا خاتمي گفتم كه در شرايط كنوني از نظر من آقاي هاشمي هم كانديداي مطلوبي است. نه اينكه او را كامل قبول داشته باشم اما وضع موجود- سال ۸۳- و فضاي خاص آن سال ها با تبليغات منفي بر عليه كارآمدي اصلاح طلبان و اساسا اصلاح طلبي، موضوع رد صلاحيت ها و... اين موضوع را به ما تحميل مي كرد.
وي اضافه كرد: من احساس مي كردم در شرايط قفل شدگي موازنه قدرت نهادهاي حاكميتي، با آقاي هاشمي، احتمال رسيدن به خواسته هايمان بيشتر است. مثلا به ۸۰ درصد خواسته هايمان با احتمال ۵۰ درصد مي رسيم اما با دكتر معين مي گفتيم به صددرصد خواسته هايمان- با امكان به مراتب كمتر- مي رسيم.
شكوري راد در عين حال گفت: آقاي هاشمي راي منفي زيادي داشت. اگرچه در سطح آقاي خاتمي و حتي شوراي مركزي حزب ديدگاه حمايتي از وي وجود داشت اما اذعان مي كنم كه اين را جرأت نمي كرديم مطرح كنيم. چون هاشمي در نزد مردم و راي منفي بالايي داشت. اين حاصل عملكرد خود آقاي هاشمي بود و خودش اين راي منفي را توليد كرده بود و تلاشي هم براي از بين بردن آن نمي كرد يا شايد هم نمي توانست بكند.
وي با بيان اينكه «آقاي هاشمي هميشه به نوعي اصلاح طلب بود» افزود: اتفاقا تنها و يا موثرترين پتانسيل موجود براي آنكه جنبش سبز را بصورت كم هزينه و مسالمت آميز به نتيجه برساند آقاي هاشمي است. به اين صورت كه برود با رهبري گفتگويي را برقرار كند و بتواند رهبري را مجاب كند تا به خواسته هاي حداقلي مطرح شده، چراغ سبز نشان دهد اگرچه همان طور كه شما مي گوييد اين مساله در شرايط كنوني تا حدي غيرممكن تلقي مي شود.
منبع: روزنامه کیهان