لینک باکس افزایش بازدید
یکی از سایت های جریان فتنه در تحلیلی ضمن اذعان به بیراهه رفتن فرقه سبز تاکید کرد که این فرقه رسما به بن بست رسیده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،سایت جرس متعلق به عطاء الله مهاجرانی در مطلبی تحت عنوان«بیراهه ای که جنبش سبز می رود»،با بیان اینکه فرقه سبز طی 2 سال گذشته بر روی شعار از موضوعیت خارج شده "رای من کجاست؟" متوقف مانده ،تصریح کرد: در این فاصله، هیچ شعار محوری دیگری نیز که "نماد هویتی جنبش سبز" باشد، عنوان نشده است و مطالباتی نیز که مطرح می شود نتوانسته جایگاهی نمادین و فراگیر برای جنبش سبز بیابد.
نویسنده این سایت در ادامه فرقه سبز را فاقد برنامه مدون و روشن دانسته و حضور در خیابان ها توسط حامیان اندک فتنه گران را مانوری رسانه ای که مغلوبه شده و پایان یافته عنوان کرده است. بقيه در ادامه مطلب
پس از آشوب اسرائیلی 25 بهمن که با پادویی ضد انقلاب داخلی و صحنهگردانی ســـازمان منــافقین، سلطنتطلبان وگروههای تروریستی دیگر به وقوع پیوست، سؤالات بیشماری در افکار عمومی مطرح شد که آیا پیوند سران ضدانقلاب داخلی با گروههای برانداز نظام آیا تنها در حوادث سال 88 نیز وجود داشت یا نه، باید پروژه آشوب اسرائیلی 25 بهمن را در یک فضای جدید تعریف و تفسیر کرد.
براساس اسناد به دست آمده احیای منافقین و سایر گروههای برانداز و تروریستی دقیقاً توسط کسانی صورت گرفت که ستادهای انتخاباتی خود را روی این جریانات گشوده و همراهی و همگامی با آنان را پیش از انتخابات کلید زدند. درحقیقت جریان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، برخی گروهکهای ضد انقلاب به موازات تلاشهای داخلی برخی فتنه گران صحنههایی از آشوب و اغتشاش را خلق کردند. بقيه در ادامه مطلب
زمانی که تئوریسین های اصلاحات رمز پیروزی خود را در دوم خرداد مهندسی تحرکات سیاسی بر گسل ها و گسست های اجتماعی تعریف کردند،شاید هیچ گاه در مخیله شان نمی گنجید که این راهبرد امروز از سوی کسانی طرح و پیگری شود که مسندشان وام دار و زائیده پایان دولت آنان شد.
اگر یک روز در خیابان خارک تحصیلکردگان استحاله شده چپ به تئوری پردازی برای ورود به قدرت مشغول بودند،دیگر روز در مرکزی مطالعاتی همین تئوری ها روبروی مردی برگ به برگ حفظ و به یاد سپرده می شد که اینک بیش از آنان می اندیشد و باوری خطرناک تر از آنان دارد.باوری که همه چیزش از یک انحراف آغاز می شود.
جریان انحرافی که ظهور و بروزش به شکل ملموس بعد از انتخابات و فتنه 88 دیده می شود برای مسند قدرت ابایی از عاریت گیری از فتنه گران ندارد،تئوری هایی را که روزی مطالعه کرده بود و در فتنه 88 شاهد بود،همچون یک مانیفست مشق می کند وتجربه.
اگر این روزها سندی از اقداماتشان عیان می شود بسیار زود از سطح به عمق می رود و با تغییر تاکتیک،"بازی زیر آب" را دنبال می کند.این بازی اما چیست؟.
جریان انحرافی که این روزها به مدد تکثر و مدل خوشه ای رسانه های خود به مهندسی فضای اجتماعی مشغول می باشد ،بر این باور است که زمانی می تواند به موفقیت خودجهت تغییر ساختار ها منطبق بر اهدافش برسد که بتواند یک چتر فراگیری گسترده و بتواند نیروهای مختلف سیاسی اصلاح طلب،فتنه گر و اپوزیسیون را زیر این چتر گرد آورد.به باور لیدر این جریان آنچه که باعث شد احمدی نژاد در انتخابات پیشین به پیروزی برسد جمع شدن آرای توده ها و نیز آرای حزب اللهی بوده است.اما با توجه به این که جریان مزبور به اهدافی می اندیشد که دارای تعارض عمیق با منظومه فکری نیروهای ارزشی می باشد لذا باید پایگاه اجتماعی آن ها فراخ و گسترده شده و مدل 8-13+25 عملیاتی شود.یعنی با جمع کردن آراء توده +آرای سبزها(اصلاح طلبان+فتنه گران +اپوزسیون) علی رغم از دست دادن آرای نیروی های ارزشی به زعم خود(8 میلیون نفر) می تواند به پیروزی در انتخابات آتی با 30 میلیون رای بیندیشد. بر همین اساس این جریان می کوشد تا در وهله اول با شکل دهی یک نقطه گره سلبی تحت عنوان" تعارض با حاکمیت" نخ تسبیحی را برای جمع شدن طبقات نخبگانی فراهم آورد.
این مساله اما تنها در بعد سیاسی دنبال نمی شود.این جریان تلاش دارد تا به مدد مدلی که کارگزاران در سال های پایانی خود عملیاتی ساخت از برخی از گسست های اجتماعی سود جسته و زمینه بازی را به نحوی تغییر دهد.اگر بخواهیم عریان تر بگوئیم باید گفت که کارگزاران سازندگی پس ازاین که در سیاست های تعدیل اقتصادی خود فشار غیر قابل تحملی را به مردم وارد کرد برای آنکه بتواند فضا را در اختیار بگیرد،معضلات ومسائل فرهنگی – اجتماعی را برجسته کرده و ضمن برانگیختن اعتراضات حول عصبیت های ارزشی تلاش کرد تا مسائل اقتصادی را از سیبل خارج کرده و اعتراضات در این ساحت را به عرصه فرهنگی - اجتماعی شیفت نماید تا ضمن انحراف در افکار عمومی لایه های تغییر را در این ساحت پیگیری نماید.به گونه ای که منجی ای همچون خاتمی برای آنان در دکان دونبشان ظهور و بروز پیدا کرد.
کمتر کسی درکشور ماست که نام مسعود و مریم رجوی را نشنیده باشد. دو نفری که مسئولی اصلی یکی از مخوف ترین سازمانهای ترور قرن حاضر یعنی مجاهدین خلق ایران را برعهده دارند. هزاران نفر از مردم این آب و خاک را با بدترین شیوه ممکن که حتی تصورش هم برای ما مشکل است به شهادت رساندند و اکنون تحتالحمایه دول غربی و خصوصا آمریکا نفس می کشند. برای آشنایی بیشتر با این گروه باید ابتدائا مقدمهای از کارنامه سیاه این فرقه را ذکر کنیم.
سازمان مجاهدین خلق ایران که در ادبیات مردم ما به سازمان منافقین شهرت یافتهاند، سازمان مسلحی است که در اواسط دهه 1340 برای مبارزه با حکومت پهلوی تشکیل شد. این سازمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا خرداد1360، تلاش داشت خود را همراه مردم و مدافع حقوق آنان جلوهگر سازد. منافقین در جریان همهپرسی نظام جمهوری اسلامی ایران در فروردین 1358 به طور ضمنی با پرسش جمهوری اسلامی، آری یا نه، اظهار مخالفت میکرد.
این گروهک که ایجاد غائله و غوغا را تنها راه موجود برای مطرح کردن خود در اوایل انقلاب میدیدند، دست به ایجاد درگیریها و آشوبهایی پراکنده و نامنظم در اقصی نقاط کشور و همچنین درگیری با اقشار مختلف مردم و نیروهای انقلاب مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زد.
سناريوي رسانههاي غرب در فتنه 88 و پاتک ايران
واكاوي رفتار غرب در چندين ماه قبل و بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري يك جنگ نرم تمام عيار را در ذهن متبادر ميسازد...
واكاوي رفتار غرب در چندين ماه قبل و بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري يك جنگ نرم تمام عيار را در ذهن متبادر ميسازد؛ جنگي كه آمده بود تا به بهانه انتخابات آرزوهاي 30 ساله خود را كه همواره ناكام مانده بود، از اين طريق پياده سازد. بعد از فتنه مشهور به كوي دانشگاه تهران در سال 78، غرب فرصتي ده ساله داشت تا با آسيبشناسي راهكارها و سناريوهاي خود، نقاط ضعف و قوت را سنجيده و با تراژدي بسيار دقيقتري به ميدان نبرد نرم با نظام جمهوري اسلامي بيايد.
در راهبرد جديد قابليتهاي خود را در عرصههاي مختلف امتحان ميكردند ضمن آنکه انقلابات مخملي كه توسط خود آنها در برخي كشورها اجرا شد را به عنوان تجربه موفق در اختيار داشتند؛ انقلاباتي كه بستر همگي آنها از انتخابات شروع ميشد. سناريويي که غرب در سال 88 و براي انتخابات رياست جمهوري طراحي کرده بود به دو مرحله قبل و بعد از انتخابات تقسيم ميشود و درهر کدام از دو برهه طراحيهاي خاصي صورت گرفت که در ذيل به گوشهاي از آنها اشاره ميشود.
انتخابات ریاستجمهوری پایان یافت. فراتر از پیروزی قاطع دکتر احمدینژاد، پیروز واقعی این میدان مردمی بودند که با مشارکت بالا و چشمگیرشان بار دیگر آرای خود را »میزان« واگذاری قدرت و حاکمیت به دولتی قرار دادند که توقع میرود با تکیه بر پشتوانه مردمی خود بسان گذشته کمر به کار و خدمت بسته و انتظار همه مردم ایران را از یک دولت اصولگرای عدالت محور برآورده سازد.اما فردای این انتخابات پرشور آشوبگران با غائلهای که به راه انداختند کوشیدند، شیرینی پیروزی مردم را به کامشان تلخ کنند؛ هر چند ملت ایران بارها نشان دادهاند که به تکلیف خود عمل میکنند و از دسیسههایی که علیهشان به کار میرود باکی به دل ندارند.
بقيه در ادامه مطلب
موضعگیری و ناخرسندی کشورهای اروپایی و امریکا نسبت به دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری اسلامی ایران و حمایت آنها از اغتشاشات اخیر موضوعی است که قابل بررسی میباشد. در این میان نقش و رویکرد انگلیس و رسانههای این کشور بسیار برجستهتر مینماید.
به نقل از ندای انقلاب مهدی کروبی از سران فتنه اخیرا در دیدار با برخی نزدیکان و هم حزبی های سابقش که برای عیادت وی به منزلش رفته بودند از رفتاری که با نظام طی ۲ سال گذشته داشته است ابراز ناراحتی و پشیمانی کرده است.
بقيه در ادامه مطلب
هرچند که این نکته در یک جمله بسیار کوتاه در میانه یک خبر طولانی، اصولا توجه چندانی را به خود جلب نمیکند و با زیرکانهترین اصول ژورنالیستی نگاشته شده است، اما متضمن اعترافی است که بزرگی آن با توجه به هجمه تبلیغاتی اخیر، به هیچ وجه کوچک انگاشته نخواهد شد.
این خبرگزاری آمریکایی در ضمن انعکاس خبر مربوط به اختلافات موجود بر سر معاونت اداری – مالی وزارت امور خارجه کشورمان، نوشت: "کارشناسان بر این باورند که این اختلافات بر سر مسائل مربوط به سیاست داخلی است و به سیاستهای کلی ایران ربطی پیدا نمیکند."
به گزارش جهان، وی در گفت وگو با دویچه وله گفت که آقای خامنه ای در خرداد ۸۸ عین حرفهای آقای خمینی در خرداد ۶۰ را زد.
وی البته ادعا کرد که سخنان امام راحل در خرداد ۶۰ علیه حامیان بنی صدر که اغلب مجاهدین خلق و توده ای ها بودند، خشونت آمیز بوده و "همین حرفها را آقای خامنهای به بیان دیگر در خرداد ۸۸ زده است."
يك استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل سياسي تأكيد كرد: گروه انحرافي يك عقبه اشعريگري، اِخباريگري، سلفيگري و ظاهرگرايي قرار دارد.
عماد افروغ نماينده دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي و استاد دانشگاه در گفتوگو با فارس، در پاسخ به اين سؤال كه فكر ميكنيد چرا مقام معظم رهبري در صحبتهاي اخيرشان به جاي خط يا راه امام، مفهوم مكتب امام را مطرح كردهاند و اين مفهوم با راه و يا خط امام(ره) چه تفاوتي دارد، گفت: اينها را نميشود زياد تفكيك كرد. به نظر من مكتب امام رساتر و جامعتر است. يعني وقتي كه ما سخن از مكتب به ميان ميآوريم هم توجه به جهان بيني متفكر را مطرح ميكنيم و هم ايدئولوژي برخواسته از اين جهانبيني را منتقل ميسازيم كه اين حكايت از راه نيز دارد.
*مكتب مفهوم رساتري دارد
شما وقتي بگوييد خط و راه، عمده توجهات معطوف به ايدئولوژي ميشود اما وقتي ميگوييد بقيه در ادامه متن