لینک باکس افزایش بازدید
«حامد کلاهداری» کارگردان فیلم سینمایی «پایاننامه» با بیان اینکه: “دوستان باسابقه و دغدغهمند، هوشمندانهتر از من عمل کردند و به هر طریقی کنار کشیدند “، گفت: اگر سماجت و جسارتم نبود، «پایاننامه» ساخته نمیشد.
«حامد کلاهداری» کارگردان فیلم سینمایی «پایاننامه» به دلیل آنچه خود شدت گرفتاری نامید، نتوانست در نشست نقد و بررسی «پایاننامه» که در خبرگزاری فارس برگزار شد، حضور یابد.
بنا به درخواست این فیلمساز قرار شد گفتوگویی به صورت تلفنی انجام شود که حاصل این گفتوگو در پی آمده است:
* «پایاننامه» سفارشی نیست
کلاهداری در ابتدای گفتوگو به دغدغهاش برای تولید این فیلم اشاره کرد و گفت
وزرای دولت های سازندگی و اصلاحات با لیست مشترک نمی توانند صاحب کرسی های مجلس شوند
در همین ارتباط دبیر سیاسی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در واکنش به تدوین لیست مشترک وزرای خاتمی و رفسنجانی برای شرکت در انتخابات آتی مجلس گفت: وزرای خاتمی و رفسنجانی با لیست مشترک نیز نمی توانند کرسی های مجلس را کسب نمایند و با پاسخ منفی مردم روبرو خواهد شد.
مجتبی شاکری در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: کارنامه ننگین و سیاه خاتمی و اطرافیانش در جریان فتنه بعد از انتخابات ریاست جمهوری برای امت محرز و آشکار است و مردم بیش از پیش نسبت به جبهه اصلاحات بدبین هستند.
وی تصریح کرد: ملت ایران کارشکنی های اصلاح طلبان در جریان فتنه و سکوت به نوعی حمایت هاشمی و کارگزاران از جریان فتنه را فراموش نخواهند کرد و در برابر ساختار شکنی های آن ها با تمام قوا ایستادگی خواهند کرد و اجازه دخالت به این افراد در انتخابات آتی مجلس را نخواهند داد.
شاکری در پایان خاطرنشان کرد: هم نشینی خاتمی و رفسنجانی با خارج نشینان و اپوزیسیون منجر به حذف صد درصدی آن ها و طرفدارانشان از عرصه سیاسی کشور شده لذا با تدوین لیست مشترک نیز نخواهند توانست کرسی های مجلس را به دست بگیرند.
* ائتلاف غیر قانونی مشارکت و کارگزاران به بن بست می رسد
همچنین،عضو هئیت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت: ائتلاف وزرای خاتمی و هاشمی در قالب احزاب غیر قانونی مشارکت و کارگزاران می باشد و به طور حتم به بن بست می رسد.
محسن کوهکن نماینده مردم لنجان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به ائتلاف نانوشته میان وزرای خاتمی و هاشمی رفسنجانی برای شرکت در انتخابات مجلس نهم گفت: ائتلاف میان وزرای دولت خاتمی و هاشمی و پیوند حزب غیر قانونی مشارکت و کارگزاران با توجه به پیشبرد فعالیت اعضای این دو حزب قطعا راه به جایی نخواهد برد و با شکست مواجه می شود.
وی افزود: اقدمات دو حزب مشارکت و کارگزارن در انتخابات ۸۸ و ارتباطات آن ها با جریان انحرافی وجهه عمومی آن ها در بین مردم را از بین برده لذا آن ها شانسی برای ورود به انتخابات ندارند.
* ارائه لیست مشترک برای وزرای خاتمی و رفسنجانی کارگشا نیست
در ادامه عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین گفت: ارائه لیست مشترک از سوی وزیران دولت اصلاح طلب و سازندگی در جهت راه یابی به مجلس نهم کارگشا نخواهد بود.
سید مصطفی میریان با بیان اینکه خاتمی و هاشمی از سال ۷۶ تا کنون با یکدیگر ائتلاف داشته اند اظهار داشت: اگر حمایت های کارگزارن سازندگی از جریان اصلاحات نبود اصلاح طلبان در هیچ زمانی نمی توانستند بر مسند مناصب اجرایی کشور قرار گیرند.
وی اذعان داشت: اصلاح طلبان و کارگزاران سازندگی برای دستیابی به کرسی های مجلس نهم و ریاست جمهوری از ۳ سال قبل شناسایی گزینه های خود را آغاز کرده اند.
میریان همچنین در ادامه تصریح کرد: اصلاح طلبان و کارگزاران سازندگی برای دستیابی به کرسی های مجلس نهم بودجه هنگفتی را از مدت ها پیش در نظر گرفته اند.
عضو شواری مرکزی جامعه اسلامی مهندسین افزود: مردم با کسب آگاهی و بصیرت در طول انقلاب دیگر اجازه نخواهند داد تا دوباره ساختار شکنان کرسی های مجلس را در اختیار بگیرند لذا ارائه لیست مشترک از سوی کارگزارن و اصلاح طلبان در جهت راه یابی به مجلس نهم کارگشا نخواهد بود.
* وزرای هاشمی و خاتمی در انتخابات شانسی ندارند
در پایان عضو هئیت رئیسه مجلس شورای اسلامی نیز افزود: وزرای هاشمی و خاتمی به دلیل تخطی از ارزش های انقلاب و خط امام در انخابات مجلس نهم شانسی ندارند.
امیدوار رضایی میر قائد نماینده مردم مسجد سلیمان در مجلس شورای اسلامی گفت: ائتلاف میان وزرای دولت هاشمی و خاتمی در راستای شرکت در انتخابات مجلس نهم ناکام خواهد ماند.
وی افزود:تلاش وزرای دولت هاشمی و خاتمی برای تدوین لیست مشترک انتخاباتی بیهوده خواهد بود و هوشیاری مردم آن ها را در انتخابات ناکام خواهدگذاشت.
رضایی تصریح کرد: وزرای دولت خاتمی و هاشمی در قالب احزاب متعددی هم چون مشارکت مجاهدین و کارگزاران از ارزش های انقلاب و خط امام (ره)تخطی کرده اند لذا وجهه خود را در بین عموم مردم از دست داده اند و حضور و موفقیت آن ها در انتخابات غیر ممکن می باشد
پدر خوانده ای مهربان که بعد از قائله ۲۵ بهمن خود را متولی جنبش سبز می دانست و هر روز با بیانیه ای جدید ابراز وجود می کرد و خود را راهبر و راهنمای مخالفین نظام در لباس جنبش سبز نشان می داد، جنبش سبز را مانند کودکی بی سرپرست یافت و خود را متولی کودک نامید. از آن پس بیانیه های خود را به عنوان رهبر جنبش ارسال می کند.
اولین بیانیه اش را بعد از تظاهرات ۲۵ بهمن و بعد از حبس خانگی دو رهبر جنبش، به رسانه ها ارسال کرد.
حامیان سبز پوش نیز که با حبس خانگی میرحسین و کروبی جنبش را بی متولی دیدند به بیانیه های بی پایه و اساس پدر خوانده دل خوش کردند و به گمان باطل خود روحی تازه-دمیده در کالبد جنبش یافتند.
“شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید” همان پدر خوانده ای است که هیچ وقت اعضای خود را به حامیان اش معرفی نکرد و در واقع کسی نمی داند که این شورا توسط چه کسی و چگونه و با چه اهدافی راه اندازی شده است.
تنها حدس و گمانی که در رابطه با پدرخوانده می توان زد، این است که مطمئنا کسانی آن را هدایت می کنند که امروز در ایران حضور ندارند.
کسانی که در بهترین شرایط رفاهی نشسته اند و مصداق ضرب المثل “بیرون گود نشسته و می گوید لنگش کن” هستند.
آنها کسانی هستند که برای اهداف پلید خود جان جوانان حامی جنبش را به خطر می اندازند و با ارسال بیانیه ها آنها را به راهپیمایی علیه نظام دعوت می کنند.
سکوت موسوی و کروبی بعنوان رهبران اصلی جنبش در رابطه با چگونگی و صلاحیت تشکیل “شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید ” نکته قابل توجهی است که از اذهان حامیان دور مانده است.
و اما مسئله مهم تر اینکه به راستی چرا فرد مشخصی مانند اردشیر امیر ارجمند و یا افرد دیگری که دایه ی مهربان تر از مادر هستند برای جنبش، رهبری این شورا را به طور رسمی قبول نمی کنند.
به راستی نقش خارج نشینان و پناهندگان سیاسی در راس شورا چیست و چرا به صورت پنهان با هواداران خود ارتباط برقرار می کنند.

تمامی این ها علامت های سوالی است که پاسخ آنها پشت پرده ” شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید ” است و باید منتظر ماند و دید شورایی که امروز خود را راه بر اصلی جنبش می داند چگونه میتواند هدایت کند حامیانش را. که تا به امروز به این مهم دست نیافته است
تظاهرات اول اسفند و چهارشنبه سوری و عید نوروز و هاله سحابی و …. مواردی از شکست های سنگین شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید است

به گزارش جام نیوز سایت گویا نیوز به نقل از رادیو فردا نوشت:«بدنبال پخش فیلمی در تلویزیون ایران درباره ارتباط محمدرضا مدحی با تشکلهای مخالفان و مقامهای کشورهای غربی، یک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت هیچ یک از مقامات آمریکایی با وی ملاقات نکردهاند.»
رادیو فردا در ادامه این خبر آورده است:«محمدرضا مدحی در فیلم مستندی که با عنوان «الماسی برای فریب» از تلویزیون دولتی ایران پخش شد، مدعی است که با برخی از مقامات بلندپایه غربی، از جمله جو بایدن معاون رئیس جمهوری و هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا دیدار و برای سرنگونی دولت جمهوری اسلامی مذاکره کرده است.»
آلن ایر، یک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه در گفتگو با برنامه «ساعت ششم» رادیو فردا گفت: «من با قاطعیت می گویم که اصلا هیچ مقام آمریکایی با این فرد ملاقات نکرده است.»
ایر افزوده:« هیچ مقام آمریکایی،نه تماس و نه ملاقاتی با وی نداشتهاند.»
در این فیلم گفته میشود محمدرضا مدحی در بانکوک به تجارت جواهرات و سنگهای قیمتی اشتغال داشته و در آنجا مورد توجه سفارت آمریکا در تایلند قرار می گیرد. دامنه این توجه به ملاقات مدحی با جو بایدن و هیلاری کلینتون و … کشیده می شود. یکی از اهداف این سلسله جلسات تشکیل حکومت سایه برای دوره بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی در فتنه ۸۸ بوده است
تجربه سي و چند ساله تقابل استكبار جهاني با نظام جمهوري اسلامي ايران مويد اين مطلب است كه هرگاه دشمنان انقلاب اسلامي در مرحله اي از مواجهه با انقلاب اسلامي چه در بعد سخت و چه در بعد نرم آن از دستيابي به حداقل نتايج نااميد مي شوند، بلافاصله پرونده جديدي از موضوعاتي چون حقوق بشر، پرونده هسته اي، آزادي بيان، حقوق زنان و... با هدف عمليات رواني و جنگ تبليغاتي مي گشايند و مي كوشند تا با استناد به آن در مجامع بين المللي، با استفاده از شبكه هاي رسانه اي وسيع خود، جمهوري اسلامي را تحت فشار قرار داده تا شايد به زعمشان به اهداف خود نائل آيند.
يكي از اين رسانه ها، «شبكه بي بي سي فارسي» است كه همگام با سفارت انگليس در ايران، پيش از انتخابات دهم رياست جمهوري و پس از آن و در جريان آشوب هاي خياباني، به عنوان رسانه فتنه گران، به فتنه انگيزي مشغول بوده و كماكان مي باشد و به هر بهانه و مناسبتي به خوي و خصلت هميشگي خود كه همان عوام فريبي است دست مي زند. بي بي سي فارسي پس از تلاش هاي زيادي كه براي ايجاد آشوب در سالگرد انتخابات رياست جمهوري در 22 خرداد انجام داد، از آنجا كه كم ترين نتيجه اي از آن نگرفت، براي چندمين بار متوالي، فتيله موضوع حقوق بشر را بالا كشيد تا از يك سو، افتضاح رسانه اي خود را لاپوشاني كند و از سوي ديگر، همان سياست هميشگي كه در مطلع سخن بدان اشاره شد را دنبال نمايد.
بنابراين، سايت هاي خبري جريان فتنه نيز كه همواره با ادعاهاي دروغين خود نسبت به زندانيان حوادث بعد از انتخابات به دنبال مستمسك سازي براي نهادهاي خارجي براي دخالت در امور ايران و ايجاد فشار به نظام براي آزادي مجرمان امنيتي بعد از انتخابات 88 هستند، اينك با مديريت شبكه بي بي سي فارسي، دور جديد فعاليت هاي خود را آغاز كرده اند.
در همين راستا بود كه ماجراي مرگ طبيعي « رضا هدي صابر» در طي هفته گذشته به خوراك رسانه اي بي بي سي فارسي و همپالگي هايش تبديل شد و همين موضوع، مستمسكي شد تا به زعم خود اين بار پررنگ تر به موضوع حقوق بشر در ايران بپردازند.
پس از آن بود كه بي بي سي تلاش كرد تا موضوع معرفي «گزارشگر ويژه حقوق بشر در ايران» را با آب و تاب ها و حاشيه هاي فراوان منعكس نمايد. در همين حال «ديده بان حقوق بشر» با انتشار بيانيه اي، به مناسبت سالگرد انتخابات رياست جمهوري و وقايع پس از آن، نسبت به عميق شدن بحران در ايران ابراز نگراني كرد (!)
معلوم نيست مجامع به اصطلاح حقوق بشري از كدام بحران سخن مي گويند و نگران چه كساني هستند؟! شايد منظورشان همان جمعيت عظيمي هستند كه به اذعان آنها قرار بود در22 خرداد امسال به خيابان ها بيايند!
و نكته آخر اين كه مجامع بين المللي غربي همواره طي سال هاي اخير اين قبيل موضوعات را به عنوان ابزاري براي فشارغير قانوني عليه جمهوري اسلامي ايران در دستور كار خود دارند و آنچنان به بازي دوگانه در اين زمينه مشغولند كه چشمان خود را به نقض حقوق بشر توسط آمريكا و رژيم صهيونيستي بسته اند.
به گزارش جهان، مسئولان دوران سازندگي اخيراً ديداري را با آقاي هاشمي رفسنجاني داشته و براي انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي برنامه ريزي كرده اند. اين افراد كه از استانداران تا اعضاي هيئت دولت وقت در آن ديده مي شوند با دريافت چراغ سبز آقاي هاشمي كه به نشانه تأييد است اقدام به فعال كردن ستادهاي انتخاباتي حزب كارگزاران براي انتخابات آينده كرده اند. بر مبناي اين گزارش، از آقاي هاشمي نيز خواسته شده كه در اين انتخابات وارد صحنه شود، اما وي توصيه كرده چراغ خاموش و بدون هيچ گونه نام و نشاني از او، حزب كارگزاران پا به ميدان بگذارد.
براي كساني كه با اي پي كشورهاي خاورميانه به سايت موتور جست وجوي «ياهو» متصل مي شوند، به صورت خودكار صفحه اي به نام «ياهو مكتوب» باز مي شود كه ظاهر عربي دارد. هنگامي كه اين روزها صفحه «ياهو مكتوب» را باز مي كنيم به اخباري از ايران برمي خوريم كه به طور يك طرفه به پوشش اخبار مربوط به مرگ هدي صابر مي پردازند و يا تصوير سربازان نيروي انتظامي را كه براي ايجاد امنيت در روز 22خردادماه در صحنه حاضر شده اند به نمايش مي گذارند.
برنامه «نوبت شما» از بي بي سي فارسي شايد يكي از تهاجمي ترين برنامه هاي انگليس در جنگ رسانه اي با جمهوري اسلامي باشد. اين برنامه به هيچ عنوان در خصوص سوژه هاي روز سكوت نمي كند و همواره از هر موضوعي براي ايجاد اختلاف با جمهوري اسلامي استفاده مي كند. در چنين شرايطي يكي از مهم ترين موضوعات جديد كه شوك رسانه اي را عليه اپوزيسيون نظام در پي داشت، پروژه الماس فريب و نفوذ اطلاعاتي در قلب اپوزيسيون خارج نشين بود؛ كه البته با سكوت بي بي سي مواجه شد

پدر شهید «امیرحسام ذوالعلی» گفت: ضاربان فتنهگر نباید بدون حساب به حال خودشان رها شوند چراکه این مملکت قانون دارد و ما انتظار داریم، انتقام خون جوانان ما گرفته شود و اگر بخواهیم حرمتشکنی آنها را فراموش کنیم، باید شاهد روزهای سختتری باشیم.
شهید بسیجی «امیرحسام ذوالعلی»، در نخستین روز دی ماه 1365 در خانوادهای مذهبی، انقلابی و متدین دیده به جهان گشود؛ پدر وی «عباس ذوالعلی» در دوران جوانی از مبارزان انقلابی بود که بارها توسط ساواک دستگیر شد.
این مبارز و پیرو راه ولایت پس از دستور تشکیل ارتش 20 میلیونی از سوی امام خمینی (ره)، در پایگاه شهید بهشتی وحیدیه تهران با مسئولیت فرماندهی این پایگاه اقدام به ثبتنام نیروها کرد.
وی با آغاز جنگ تحمیلی در مناطق جنوب کشور، حضور یافت و در اول آذر سال 1359 در جزیره مینو بر اثر اصابت ترکش از ناحیه شکم و دست و پا مجروح شد؛ وی از جمله کسانی بود که در عملیات حصر آبادان نقش مؤثری داشت و از جانبازان شیمیایی دوران دفاع مقدس است.
عباس ذوالعلی در سال 1361ازدواج میکند که ثمره این ازدواج 4 فرزند به نامهای امیرحسین، شهید امیرحسام، امیراحسان و محدثه هستند.
شهید «امیر حسام ذوالعلی» از رشادتهای پدر، زیاد شنیده بود و همیشه دوست داشت تا مسیر او را ادامه دهد بنابراین بسیج را به عنوان قلهای برای عروج انتخاب کرد.

22 خرداد سال 88 روزی بود که جریانی جدید در داخل ایران شکل گرفت. جریانی که خود را جنبش سبز معرفی می کرد اما بسیاری معتقدند بودند که به دلیل نبود پشتوانه این نه یک جنبش بلکه یک فرقه سازماندهی شده است که با برنامه ریزی قبلی به دنبال تحقق اهدافی خاص در داخل مرزهای ایران است. اهدافی که تمام آن در براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران خلاصه می شد.
ماجرا درست از ساعت 23، شب جمعه 22 خرداد ماه اغاز شد. جایی که انتخابات دهم ریاست جمهوری پایان یافته بود و مسئولین صندوق ها می رفتند تا شمارش آرا را آغاز کنند. در این هنگام بود که میرحسین موسوی در مقابل دوربین خبرنگاران حاضر شد و در حالی که هنوز هیچ نتیجه رسمی از انتخابات اعلام نشده بود، عنوان کرد که "من با نسبت آرای بسیار زیادی برنده قطعی انتخابات هستم. اکثریت مردم به من رأی دادند. البته نتایج قطعی اعلام میشود و آنچه من گفتم نتایجی است که ما از استانها و شهرستانهای سطح کشور گرفتهایم." وی سپس با انتشار بیانیه ای از هواداران خود خواست تا خود را برای برگزاری جشن پیروزی اماده کنند. همین جمله کافی بود که پروژه ادعای تقلب در انتخابات آغاز و سناریوی چندین ماهه برای براندازی نظام آغاز شود. سناریویی که الگو برداری شده از انقلاب های رنگی در کشورهای اروپای شرقی بود. درست پس از همین ادعا، در روز 23 خرداد جمعی از هواداران موسوی به خیابانها آمدند و با به آتش کشیدن اموال عمومی خواستار ابطال انتخابات و معرفی میرحسین موسوی به عنوان رئیس جمهور جدید شدند. ماجرایی که ماه ها به طول انجامید و طی آن بسیاری تعدادی کشته و زخمی و اموال زیادی از مردم دچار خسارت شد.