لینک باکس افزایش بازدید

شنیده شده که در بخشی از این جلسه که زهرا رهنورد نیز حضور داشته وی پس از شنیدن بخش هایی از تحلیل های ارائه شده با عصبانیت از جلسه برخاسته و تحلیل های ارائه شده را به منظور تاثیر بر میرحسین موسوی عنوان کرده است.
گفتنی است این اقدام رهنورد در حالی صورت می گیرد که برگزاری این جلسه به درخواست میرحسین موسوی بوده و از دیگر سو این اقدام بیانگر آن است که وی همچنان در توهم های خودغوطه ور و قصد رهایی از آن را ندارد.
انحراف مقوله ایی نسبی است و برای تشخیص و ارزیابی انحراف، اصولی لازم است تا اگر شخص یا گروهی از آن فاصله گرفت ، نسبت به آن اصول و خط سیر منحرف نامیده شود و ای بسا جریانی از یک نگاه …

“موهوم و غیر واقعی” بودن جریان انحرافی تایید شد.
به گزارش صراط نیوز ،رسانه ها اخیرا از صدور بخشنامه ایی در خبرگزاری جمهوری اسلامی خبر دادند که در آن از خبرنگاران این خبرگزاری خواسته شده است تا اخبار مرتبط با جریان انحرافی را پوشش نداده و به آن نپردازند.
در این بخشنامه دلیل این دستور، “موهوم و غیر واقعی” بودن جریان انحرافی دانسته شده که راس جریان فتنه توانسته است “عناصر ساده اندیش جریان اصولگرا” را برای مقابله با آن همراه و همصدا کند.
نکته مهمی که در اینجا باید به آن توجه کرد، آنستکه انحراف مقوله ایی نسبی است و برای تشخیص و ارزیابی انحراف، اصولی لازم است تا اگر شخص یا گروهی از آن فاصله گرفت ، نسبت به آن اصول و خط سیر منحرف نامیده شود و ای بسا جریانی از یک نگاه منحرف شناخته شده و از زاویه ای دیگر و نسبت به مبانی دیگری منحرف نبوده . کاملا پایبند و در خط باشد.
لذا با توجه به سخنان “عناصر ساده اندیش جریان اصولگرا” که طی چند ماه اخیر پیرامون این جریان و انحراف آن سخن بر زبان رانده اند، می توان اصولی را برای این جریان در نظر گرفت که به شرح زیر است:
۱٫ ادعای داشتن رابطه با امام زمان(عج)
۲بی توجهی به ارزشهای اسلامی و ترویج ارزشهای ایران پیش از اسلام
۳تلاش برای تضعیف نقش مراجع و علمای دینی
۴٫مخالفت با ولایت فقیه
۵٫مباح دانستن بیت المال برای دخل و تصرفات شخصی و پی گیری اهداف گروهی
۶٫مجاز دانستن توسل به قدرتهای شیطانی و مطرود از نظر دین مبین اسلام مانند جن گیری و رمالی
۷٫برقراری ارتباط با اجانب وبیگانگان
۸٫توسل به وسایل مختلف برای پیگیری اهداف
۹٫ترویج عرفانهای کاذب
۱۰٫بی اشکال دانستن تفاوت بین ظاهر و باطن و پیگیری منافقانه اهداف
البته اصول فوق بخش مهمی از مطالبی است که در طی چند ماه اخیر از سوی اکثر “عناصر ساده اندیش جریان اصولگرا” مطرح شده است ، حال اگر کسی به این اصول پایبند بوده و با تلاش و مجاهدت و سرلوحه قرار دادن آن گام بردارد،منحرف نامیدن آن شخص و گروه با توجه به این اصول بسیار غلط و ناصواب است و در واقع کسانی که اعتقادی به این مبانی ندارند منحرف محسوب شده و قابل سرزنش هستند.
متعجبیم چرا دستگاه محترم قضایی نسبت به منحرفین با تعریف فوق هیچ واکنشی نشان نداده و انحراف ایشان از اصول مطرح شده را پیگیری نمی کند.دستگاه قضا باید بداند اگر خود دل در گرو این جریان انحرافی ندارد باید قبل از اینکه نتوان هیچ اقدامی انجام داد ، هرچه سریعتر طومار این جریان انحرافی که متاسفانه بخش عظیمی از مسوولان و مردم در رده های مختلف را در می گیرد، در هم بپیچد.
عضو هیات رییسه مجلس خبرگان به سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی پاسخ داد.
به گزارش خبرنگار خبرآنلاین، سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت یوم الله پانزده خرداد پیش از ظهر روز ۱۵خرداد در مهدیه تهران برگزار شد تلویحا به سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی پاسخ داد.
وی با بیان اینکه سرمایه نظام اسلامی ما مردم هستند افزود: هر نظامی که مردم را داشته باشد مانده و هر نظامی که مردم را از دست بدهد می رود. نظامی که مردم را داشته باشد ماندگار است. به حمدالله نظام اسلامی ما مردم را دارد. عنصری که در طول سی و دو سال گذشته تلاش ها شد تا مردم را از این نظام جدا کنند ولی نتوانستند.
خاتمی با بیان اینکه مردم به این نظام اعتماد دارند، گفت: آقایی در مصاحبه ای فرمودند که می توان هنوز هم اعتماد را به این نظام برگرداند. این سخن تا کنون تکذیب نشد و این نشان دهنده این است که مردم اعتماد شان را از دست داده اند که این دروغ است.
وی افزود: این مردم مردمی هستند که اگر کمترین اشاره مقام معظم رهبری بفرمایند که کسانی که به نظام اعتماد دارند به صحنه بیایند دنیا خواهد دید که حماسه ای با شکوه تر از حماسه نه دی شکل خواهد گرفت. متاسفانه برخی خودشان را تجلی نظام می دانند. وقتی می بینند مردم به آن ها پشت کردند فکر می کنند مردم به نظام پشت کردند. مردم ما مردم بصیر و با معیاری هستند. از برخی شما سیاسیون به خاطر عملکرد بدتان عدول کرده و بی اعتماد شدند. مردم معیار دارند که توسط آن همه را ارزیابی می کنند. معیارشان ولایت مداری است. هر کس ولایت مدار تر بود نمره بیشتری به آن می دهند و هر کسی زاویه گرفت نمره منفی می دهند و آفرین بر این مردم.
هاشمی رفسنجانی پنجم خرداد ماه در مراسم بزرگداشت حماسهسازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی شرایط جامعه را بر وضعیت اعتماد مردم موثر دانست و بر ضرورت حضور مردم در صحنه بیش از گذشته تاکید کرد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرده بود: اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و به طور کلی همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتادهاند اعتماد آنها را برگردانیم و صفای بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم را ایجاد کنیم. این کار آسانتری است چون مردم آگاه آسانتر برمیگردند و لجبازی نمیکنند بشرط آنکه واقعیت را ببینند.
سید احمد خاتمی که در مهدیه تهران سخن می گفت با بیان اینکه قیام پانزده خرداد در دل ولایت فقیه شکل گرفت گفت: مبارزه با نهاد جا افتاده در دل و جان مردم یعنی ولایت آب به هاون کوبیدن است. به ضد انقلاب بیرونی و داخلی می گویم که از این سخن من عبرت بگیرید که در پانزده خرداد سال ۴۲ مردم ما با ولایت فقیه بیعت خون بستند.
وی افزود: بیعت خون تعبیر من نیست. تعبیر شهید اویس قرنی است. اویس قرن در جنگ صفین نزد امیرالمومنین آمد. گفت یا علی جان من با تو بیعت خون دارم. بیعت می کنم که جانم را نثار تو کنم. از سال ۱۳۴۲ مردم ما ولایتی بوده اند تا کنون. از این پس هم به یاری خداوند ولایتی خواهند ماند.
خاتمی با اشاره به استقبال مردم از سخنان رهبری در مراسم سالگرد امام(ره) گفت: این تجلیل از یک رهبر سیاسی نبود. تجلیل از نائب امام زمان(عج) بود. جریان فتنه هشتاد و هشت می خواست قداست رهبری را بشکند که مردم ناکام شان گذاشتند. عنصر ولایت فقیه در قیام پانزده خرداد و در انقلاب اسلامی عنصری برجسته ای است. عنصر دیگر قیام پانزده خرداد عنصر شهادت و عشق به شهادت بود. در طول تاریخ این عنصر، عنصر عزت، عظمت و ایثار بود. عنصر شهادت یعنی مرگ را ترسانیدن.
عضو هیات رییسه مجلس خبرگان گفت: آخرین عنصر قیام پانزده خرداد عنصر عاشورا و عشق به ابی عبدالله(ع) است. قیام پانزده خرداد در دوازدهم محرم اتفاق افتاد. حال و هوای عاشورایی کشور را نجات داده، می دهد و خواهد داد. معتقدم فتنه ۸۸ را عاشورا جمع کرد. وقتی مردم دیدند که این هتاکان علیه سید الشهداء(ع) شعار دادند، به پرچم عزاداری امام حسین(ع) حمله کردند، خانم و برادری که از عزاداری می آمدند را کتک زدند، با تمام قوت به صحنه آمدند و این فتنه را جمع کردند.
سیداحمد خاتمی با بررسی قیام های ضد شاهنشاهی در تاریخ معاصر خاطرنشان کرد: از جمله حرکت های اعتراضی قهرمانانه علیه رضاخان قلدر قیام فقیه و مجتهد بزرگوار شهید آیت الله مدرس بود. بزرگی که قهرمانانه در برابر دیکتاتوری های رضا خان ایستاد. رضا خان به او پیام داد: سید از جان من چه می خواهی، این سید شجاع گفت می خواهم تو نباشی.
وی با اشاره به شجاعت مدرس گفت: عوامل رضا خان شهید آیت الله مدرس را ترور کردند. از بیمارستان به رضا خان پیغام داد که به کوری چشم رضا خان مدرس زنده است و پیش گویی کرده بود که رضا خان جایی خواهد مرد که نه آب باشد و نه آبادی ولی من هر جا بمیرم آنجا آّباد خواهد شد که تجلی آن امروز کاشمر است. این جمله شهید مدرس در سر در مقبره ایشان نوشته شده است.
عضو هیات رییسه مجلس خبرگان با اشاره به چگونگی شهادت رساندن شهید مدرس گفت: این نوعی حرکت اعتراضی فردی بود ولی من قصد دارم سراغ قیام های جمعی بروم. در طول حکومت پهلوی پدر و پسر چهار قیام شکل گرفت و در این سال ها تنها قیام های اسلامی جواب داد.
وی افزود: قیام های چپ علیه رضا خان نه تنها جواب نداد بلکه به مجرد دستگیری عوامل آن ها بلافاصله رنگ عوض کرده و از حرکت خود اظهار ندامت و پشیمانی کردند. این نوعی قیام بود که طبل رسوایی شان همان روز زده شد. آنان که تاریخ پنجاه ساله اخیر را مطالعه کنند خواهند فهمید که در حرکت های کمونیست ها دنیای خیانت به مردم وجود دارد. چون دیانت در آن ها نبود و اخلاق در بستر دیانت شکل می گیرد.
خاتمی گفت: نوع دوم قیام ها، قیام های لیبرالی است . قیام هایی که با انگیزه های غیر الهی شکل گرفت. در این قیام ها سخن از ملی گرایی، ناسیونالیسم، مسلک لیبرال منشانه و … بود مانند آنان که امروز اسم شان را ملی و مذهبی می گذاریم. آن ها هم وارد مبارزه شدند ولی مبارزه شان شاه پسند بود. در واپسین لحظات حکومت ننگین محمدرضا پهلوی سراغ همین ملی ها آمد. بختیار از همین ملی ها بود.؛دید به راحتی می توان با آن ها کنار آمد و این ها از ابتدا تا امروز حتی یک روز به امام(ره) و خط امام ایمان نیاوردند.
وی با اشاره به خاطره امام(ره) از ملی مذهبی ها گفت: وقتی امام(ره) پاریس بود آنها خدمت امام(ره) رسیدند و گفتند شاه با مرگ بر شاه سرنگون نمی شود. اجازه بدهید با حرکت پارلمانتاریستی نهضت را ادامه دهیم و پارلمان را به دست بگیریم تا شاه سلطنت کند نه حکومت. امام(ره) فرمودند من به این ها گفتم شما هم بروید همراه با سیل خروشان ملت بگویید مرگ بر شاه. شاه باید برود. تا شاه نرود زمینه هیچ اصلاحی در این کشور فراهم نخواهد شد. این جریان نه تنها نتوانستند ذره ای آسیب به حکومت شاه وارد بیاورد بلکه واقعیت های تاریخی نشان داد که رژیم شاه این نوع حرکت ها و قیام ها را می پسندید. چون شاه باور داشت هر حکومتی به هر حال مخالفی دارد و مخالفت کم خطر این ها هستند.
خاتمی نوع سوم قیام ها را التقاطی عنوان کرد و گفت: یعنی قیام کسانی که دلداده دین نبودند. اسم دین را گرفتند و لعابی از دین داشتند. جریان منافقین که آن روز سازمان مجاهدین خلق به آن ها می گفتند از این دست قیام ها بودند. بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق اعتراف داشتند که مبنای دینی شان قوی نیست. همان زمانی که بسیاری تایید شان می کردند. یکی از علمای بزرگ تهران برای امام(ره) در نجف نامه نوشت که این ها را تایید کن. امام(ره) در همان حال به یکی شان گفت شما بیایید حرف های خودتان را بزنید تا ببینم چه می گویید. حرف های آن ها هم اکنون چاپ شده است. امام(ره) در بیست و چند جلسه همه حرف های این ها را می شنود. وقتی حرف های این ها تمام شد امام(ره) فرمود که حرف های شما کمونیستی محض است. آن زمان که برخی روشنفکری را در حمایت از این ها می دانستد، در اوج خفقان امام(ره) آن روز فرمود حرف های شما کمونیستی محض است. البته جریان التقاطی از متن نهضت آزادی بود. این حرف من نیست. روزنامه ای بود به نام میزان که روزنامه نهضت آزادی بود. آقای بازرگان سرمقاله ای در این روزنامه نوشت و این جریان را فرزندان عزیز نهضت آزادی خواند.
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه تنها قیام اسلامی علیه شاه جواب داد گفت: این قیام به دو شکل ایجاد شد. یکی قیام فدائیان اسلام بود که انصافا پیشگامان تشکیل نظام اسلامی بودند. در اوج اقتدار شاه این ها منشوری تشکیل دادند و آن جا سخن از حکومت اسلامی دادند ولی باز هم جواب نداد. دلیل آن هم این بود که جلودار این قیام شخصیتی مخلص به نام شهید سید مجتبی صفوی بود. این عزیز مخلص فداکار بود ولی مجتهد و فقیه نبود. نتوانست مردم را به طرف خودش بکشد. مخلصانه وارد شدند و مخلصانه به شهادت رسید ولی فریاد شان بعد از پانزده خرداد پر طنین شد. بارزترین قیام اسلامی که جواب داد قیام الهی پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ بود.
وی با بیان اینکه قیام پانزده خرداد چند عنصر اساسی داشت گفت: اولین این عناصر آن است که این قیام کاملا انگیزه اسلامی داشت و هیچ انگیزه غیر دین در این قیام نبود. به تعبیر امام خمینی قیام پانزده خرداد با مبدائیت اسلام شکل گرفت. مردم با انگیزه دفاع از دین به صحنه آمدند. وقتی مردم شنیدند که امام شان را گرفتند به خروش آمده و همه ایران به صحنه آمدند.
خاتمی با بیان اینکه اکثر کشور قیام کرد ولی قم و ورامین پیشگام بود گفت: نهضت ملی شدن صنعت نفت را یک نقطه درخشان می دانیم ولی در این قیام اسمی از نفت، نان، مسکن، آزادی و مطرح نبود. دین مطرح بود. وقتی قیامی برای خدا بود نتیجه می گیرد، ولو در کوتاه مدت این قیام سرکوب شد ولی نتوانستند این نهال را از بن در آورند. قیام پانزده خرداد روح انقلاب اسلامی ما است. آنچه نظام اسلامی ما پر آوازه کرده است انگیزه اسلامی است. این مسئله عامل هم افزایی امت اسلامی است. این مسئله چراغ فروزان مصر، تونس، لیبی، یمن و بحرین شد.
عضو هیات رییسه مجلس خبرگان قیام پانزده خرداد را کاملا مردمی دانست و گفت: هیچ حزب و گروهی نمی تواند ادعا کند که این قیام را آن ها سازماندهی کردند
روح الله حسینیان تصریح کرد:اگر کسی برای باند خودش تلاش کند، ذلت را میچشد.

حجت الاسلام حسینیان جمعه شب در مسجد و حسینیه امام موسی بن جعفر که به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) سخنرانی میکرد گفت: به سه رییس جمهور که در کشورمان آمدند نگاه کنید یکی برای این که بتواند بعد از خود دوستانش در قدرت بمانند و این طور بقاء بیابد دفتر هماهنگی درست کرد، یکی کارگزاران را آورد تا وقتی دوره اش تمام شد ریاست جمهوری در میان دوستانش ادامه یابد یکی هم حزب مشارکت اسلامی را درست کرد اما نتیجه اش این شد که خداوند آنها را رسوا کرد در مقابل مقام معظم رهبری زمانی که رییس جمهور بود برای بعد از خودش هیچ فکری نکرده بود اما خداوند به او عزت داد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: امروز هم اگر کسی برای باند خودش تلاش کند ذلت را میچشد بر اساس آیات قرآن هر کسی که برای جاودانگی تلاش کند خداوند اسرار شخصی و خانوادگی او را فاش می کند.
صراط” – مرتضی محب الاولیا در وبلاگ کورتاژ سیاسی و در تحلیلی تازه به واکاوی روشهای موجود برای ضربه زدن به جریان انحرفی منتفذ در دولت پرداخته است . این روشها که در شش بند آمده است را در زیر می خوانید .

اسفندیار در داستان های ایرانی شخصیت دوگانه ای یافته است و میان زشت و زیبا و بد و خوب می گردد. گاه همانند پیامبری به بازسازی فرهنگ دینی زمانه خود می پردازد و می کوشد تا به زعم خود “بهترین دین ” را به جامعه نشان دهد و آثار شرک و دوگانه پرستی را بزداید و گاه به حکم هوس حکومتی به جنگ سرداری می رود که حافظ دین و آیین و امنیت کشور است و در دام توطئه شاه پدر می افتد.
طبق داستان؛ او به حکم ایزدی در چشمه ای فرو رفته تا رویین تن شود ولی در هنگامه فرو رفتن در این چشمه چشم هایش را بست و آب چشم آن را در بر نگرفت و این نقطه ضعف و ناتوانی اسفندیار شد.
به گزارش صراط نیوز در ادامه این مطلب آمده است: در داستان اسفندیار چشم آسیب پذیر عضو اوست که رویین تن نشده است و از این راه می توان به این موجود رویین تن ضربه و اسیب رساند. امری که بیانگر ضعف و ناتوانی بشر و راه آسیب پذیری اوست.
در مدل یونانی نیز، با پهلوانی رو به رو هستیم به نام آشیل که پاشنه اش به آب نرسید و آن بخش رویین نشد و به مرکز آسیب او بدل گردید.
“چشم اسفندیار” و “پاشنه آشیل” مفاهیمی هستند که در ادبیات سیاسی هم وارد شده که در هنگام طرح ریزی دشمن محور، همواره دشمن را به مثابه بدن انسان در نظر می گیرند و بعد از شناسایی نقطه ضعف آن، به طراحی عملیاتی برای حمله به آن موضع می پردازند.
اگر جریان انحرافی که در دولت رسوخ کرده را دشمن اسلام و نظام در نظر بگیریم، مبتنی بر دکترین “چشم اسفندیار” بایستی در مرحله اول آن جریان را آسیب شناسی و نقطه ضعف آن را شناسایی کرد و در مرحله دوم به بررسی راههای کم هزینه که بیشترین تاثیر را در ضربه زدن به نقطه ضعف جریان انحرافی دارند پرداخت.
روشهای موجود برای ضربه زدن به جریان انحرافی متنفذ در دولت(اصولگرا!) به شرح ذیل است:
نکته: روشهای ارائه شده فارغ از تبعات ممکن و هزینه احتمالی آن است و ترتیب آنها بدون اولویت خاصی می باشد.
۱- قطع منابع مالی :
اسفندیار به عنوان “مغز جریان انحرافی” که سیاست گذاری هایش مبتنی بر دین خود تعریف می باشد و توهمات و منویاتش ظرفیت کافی را برای جذب انرژی های(عمرانی -مالی-نیروی انسانی) خودجوش و مردمی را ندارد، بایستی به بیت المال چنگ زده تا از این طریق به جذب انرژی های لازم و عملیاتی کردن طرح های خود بپردازد.
۲- افشاگری :
به گفته برخی کارشناسان، افشاگری جریانی که با تکیه بر آرای مردم زنده است، می تواند آن جریان را از حیز انتفاع خارج کند. البته بایستی در این افشاگری به مطالبی پرداخته شود که فصل مشترک تمام علقه های سیاسی و اعتقادی مردم مانند فساد مالی، اخلاقی و… است.
۳- دستگیری اذناب :
مغز جریان انحرافی برای پیشبرد اهداف خود نیاز به عوامل تصمیم ساز و تصمیم گیر دارد. یقینا دستگیری این عوامل می تواند سرعت طراحی و اجرای مقاصد شوم را کند و یا ساقط کند. البته در این مدت بازداشت عوامل تصمیم ساز (رمالانی مانند غفاری) توانسته ضربه مهلکی به جریان انحرافی وارد سازد اما باید عوامل تصمیم گیر مانند بقایی، ملک زاده، فقیه،عامری و… را در دستور کار قرار داد تا هرچه زودتر بازوان اجرایی این جریان نیز فلج شود.
۴- استیضاح رسمی :
از آنجایی که به گفته صاحبنظران، شخص رئیس جمهور فردی معاند نیست، اهرم فشاری مانند مجلس و راهکار سوال از رئیس جمهور در صحن علنی مجلس می تواند وی را وادار به عقب نشینی کند و می توان با دست خود احمدی نژاد این جریان را گوشه نشین کرد.
۵- استیضاح مردمی :
احمدی نژاد خود به این امر واقف است که اولین و آخرین منشا مقبولیت وی، پایگاه مردمی است پس اگر مردم در سفرهای استانی، خواهان کنار گذاشتن “مغز جریان انحرافی” توسط رئیس جمهور شوند بایستی در راستای احترام به رای مردم این امر را عملی کند و گرنه در سفرهای آتی عدم مقبولیت گریبان گیر وی خواهد شد.
۶- دستگیری اسفندیار :
و اما بهترین و کامل ترین راه؛
در ۵ روش اول، بایستی حداقل دو روش را همزمان اجرا کرد که ضمانتی هم برای کارکرد نهایی آنها یعنی زوال جریان انحرافی وجود ندارد زیرا بنا به یک ضرب المثل قدیمی “باید از صاحب سگ ترسید و نه خود سگ”. تا وقتی که “مغز جریان انحرافی” یعنی اسفندیار آزادانه به تربیت نیرو و جذب جوانان بی تجربه (به واسطه انتصاب های کلان) می پردازد نمی توان از ادامه این جریان انحرافی اعلام امیدواری کرد.
بهترین و نهایی ترین روش برای کور کردن چشم اسفندیار و فتنه جدید، دستگیری شخص “اسفندیار ر م” است که در این راستا مردم باید توسط دادستان عمومی از قوه قضاییه بخواهند که با بازداشت و محاکمه مشایی، از پیشرفت جریان انحرافی و اغوای جوانان نظام اسلامی جلوگیری به عمل آید
صراط” – مرتضی محب الاولیا در وبلاگ کورتاژ سیاسی و در تحلیلی تازه به واکاوی روشهای موجود برای ضربه زدن به جریان انحرفی منتفذ در دولت پرداخته است . این روشها که در شش بند آمده است را در زیر می خوانید .

اسفندیار در داستان های ایرانی شخصیت دوگانه ای یافته است و میان زشت و زیبا و بد و خوب می گردد. گاه همانند پیامبری به بازسازی فرهنگ دینی زمانه خود می پردازد و می کوشد تا به زعم خود “بهترین دین ” را به جامعه نشان دهد و آثار شرک و دوگانه پرستی را بزداید و گاه به حکم هوس حکومتی به جنگ سرداری می رود که حافظ دین و آیین و امنیت کشور است و در دام توطئه شاه پدر می افتد.
طبق داستان؛ او به حکم ایزدی در چشمه ای فرو رفته تا رویین تن شود ولی در هنگامه فرو رفتن در این چشمه چشم هایش را بست و آب چشم آن را در بر نگرفت و این نقطه ضعف و ناتوانی اسفندیار شد.
به گزارش صراط نیوز در ادامه این مطلب آمده است: در داستان اسفندیار چشم آسیب پذیر عضو اوست که رویین تن نشده است و از این راه می توان به این موجود رویین تن ضربه و اسیب رساند. امری که بیانگر ضعف و ناتوانی بشر و راه آسیب پذیری اوست.
در مدل یونانی نیز، با پهلوانی رو به رو هستیم به نام آشیل که پاشنه اش به آب نرسید و آن بخش رویین نشد و به مرکز آسیب او بدل گردید.
“چشم اسفندیار” و “پاشنه آشیل” مفاهیمی هستند که در ادبیات سیاسی هم وارد شده که در هنگام طرح ریزی دشمن محور، همواره دشمن را به مثابه بدن انسان در نظر می گیرند و بعد از شناسایی نقطه ضعف آن، به طراحی عملیاتی برای حمله به آن موضع می پردازند.
اگر جریان انحرافی که در دولت رسوخ کرده را دشمن اسلام و نظام در نظر بگیریم، مبتنی بر دکترین “چشم اسفندیار” بایستی در مرحله اول آن جریان را آسیب شناسی و نقطه ضعف آن را شناسایی کرد و در مرحله دوم به بررسی راههای کم هزینه که بیشترین تاثیر را در ضربه زدن به نقطه ضعف جریان انحرافی دارند پرداخت.
روشهای موجود برای ضربه زدن به جریان انحرافی متنفذ در دولت(اصولگرا!) به شرح ذیل است:
نکته: روشهای ارائه شده فارغ از تبعات ممکن و هزینه احتمالی آن است و ترتیب آنها بدون اولویت خاصی می باشد.
۱- قطع منابع مالی :
اسفندیار به عنوان “مغز جریان انحرافی” که سیاست گذاری هایش مبتنی بر دین خود تعریف می باشد و توهمات و منویاتش ظرفیت کافی را برای جذب انرژی های(عمرانی -مالی-نیروی انسانی) خودجوش و مردمی را ندارد، بایستی به بیت المال چنگ زده تا از این طریق به جذب انرژی های لازم و عملیاتی کردن طرح های خود بپردازد.
۲- افشاگری :
به گفته برخی کارشناسان، افشاگری جریانی که با تکیه بر آرای مردم زنده است، می تواند آن جریان را از حیز انتفاع خارج کند. البته بایستی در این افشاگری به مطالبی پرداخته شود که فصل مشترک تمام علقه های سیاسی و اعتقادی مردم مانند فساد مالی، اخلاقی و… است.
۳- دستگیری اذناب :
مغز جریان انحرافی برای پیشبرد اهداف خود نیاز به عوامل تصمیم ساز و تصمیم گیر دارد. یقینا دستگیری این عوامل می تواند سرعت طراحی و اجرای مقاصد شوم را کند و یا ساقط کند. البته در این مدت بازداشت عوامل تصمیم ساز (رمالانی مانند غفاری) توانسته ضربه مهلکی به جریان انحرافی وارد سازد اما باید عوامل تصمیم گیر مانند بقایی، ملک زاده، فقیه،عامری و… را در دستور کار قرار داد تا هرچه زودتر بازوان اجرایی این جریان نیز فلج شود.
۴- استیضاح رسمی :
از آنجایی که به گفته صاحبنظران، شخص رئیس جمهور فردی معاند نیست، اهرم فشاری مانند مجلس و راهکار سوال از رئیس جمهور در صحن علنی مجلس می تواند وی را وادار به عقب نشینی کند و می توان با دست خود احمدی نژاد این جریان را گوشه نشین کرد.
۵- استیضاح مردمی :
احمدی نژاد خود به این امر واقف است که اولین و آخرین منشا مقبولیت وی، پایگاه مردمی است پس اگر مردم در سفرهای استانی، خواهان کنار گذاشتن “مغز جریان انحرافی” توسط رئیس جمهور شوند بایستی در راستای احترام به رای مردم این امر را عملی کند و گرنه در سفرهای آتی عدم مقبولیت گریبان گیر وی خواهد شد.
۶- دستگیری اسفندیار :
و اما بهترین و کامل ترین راه؛
در ۵ روش اول، بایستی حداقل دو روش را همزمان اجرا کرد که ضمانتی هم برای کارکرد نهایی آنها یعنی زوال جریان انحرافی وجود ندارد زیرا بنا به یک ضرب المثل قدیمی “باید از صاحب سگ ترسید و نه خود سگ”. تا وقتی که “مغز جریان انحرافی” یعنی اسفندیار آزادانه به تربیت نیرو و جذب جوانان بی تجربه (به واسطه انتصاب های کلان) می پردازد نمی توان از ادامه این جریان انحرافی اعلام امیدواری کرد.
بهترین و نهایی ترین روش برای کور کردن چشم اسفندیار و فتنه جدید، دستگیری شخص “اسفندیار ر م” است که در این راستا مردم باید توسط دادستان عمومی از قوه قضاییه بخواهند که با بازداشت و محاکمه مشایی، از پیشرفت جریان انحرافی و اغوای جوانان نظام اسلامی جلوگیری به عمل آید
به گزارش ايرنا به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، رهبر معظم انقلاب اسلامي در اجتماع عظيم و نوراني قشرهاي مختلف مردم سراسر كشور، با تبيين ويژگيهاي بيداري اسلامي ملتهاي منطقه به عنوان تحقق پيش بيني مبارك امام، معناي حقيقي ارادت عميق و ستايش برانگيز ملت را به امام راحل عظيم الشان، پذيرش و پايبندي ملي به مكتب و راه آن بزرگوار خواندند و با تبيين 'معنويت، عقلانيت و عدالت'، به عنوان ابعاد اصلي مكتب منسجم و چندبعدي امام تاكيد كردند: بركت وفاداري به اين ميراث گرانقدر امام خميني، عزت، پيشرفت و تعالي همچون گذشته نصيب ملت ايران خواهد بود.
حضرت آيتالله خامنهاي 14 خرداد هر سال را فرصتي براي تجديد خاطرات شيرين ملت با امام خميني(ره) دانستند و با اشاره به تقارن مبارك اين روز با آغاز ماه نوراني رجب خاطرنشان كردند: سالگرد رحلت امام امسال با حماسه بيداري اسلامي ملتهاي منطقه نيز همراه شده است و تفضل پروردگار، صحت پيشبيني آن مرد الهي را به اثبات رسانده است.
رهبر انقلاب اسلامي، مكتب امام خميني را ذخيره گرانقدر ملت ايران برشمردند و افزودند: مردم ايران با تكيه بر همين سرمايه عظيم توانسته اند گذرگاههاي دشوار 32 سال اخير را با موفقيت پشت سرگذارند و در آينده نيز چنين خواهد بود.
ايشان با اشاره به امواج پرطراوت احساسات و عواطف ملت نسبت به خميني روح خدا، خاطرنشان كردند: ارادت عميق مردم ايران به امام در اين عواطف زيباي قلبي خلاصه نمي شود بلكه مفهوم اين ارادت سرنوشت ساز، پذيرش و پايبندي به مكتب امام به عنوان راه و خط روشن حركت همگاني ملت است.
رهبر انقلاب اسلامي، مكتب امام را، راهنماي نظري و عملي مردم و مسئولين دانستند و خاطرنشان كردند: مكتب امام يك بسته كامل و داراي ابعاد مختلفي است كه بايد اين ابعاد را، باهم و به موازات هم، مورد توجه و عمل قرارداد تا در مسير پيمودن راه امام، انحرافي و خطايي ايجاد نشود.
خبرگزاري فارس: حضرت امام خميني مي فرمودند: (در بين) رئيسجمهورها و سلاطين و امثال اينها، (نمىتوانيد) يك نفر را مثل آقاى خامنهاى پيدا بكنيد...(او) يك نعمتى (است كه) خدا به ما داده (است).

به گزارش خبرگزاري فارس، به مناسبت سالگرد انتخاب حضرت آيتالله العظمى خامنهاى به رهبرى نظام جمهورى اسلامى ايران توسط مجلس خبرگان، برخي جملات و تعابير بنيانگذار انقلاب اسلامي نسبت به ايشان تقديم مخاطبين عزيز ميشود.
حضرت امام خمينى(ره):
آقاى خامنهاى، نعمتى است كه خدا به ما داده و در بين متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، چون خورشيد، روشنى مىدهند
آواى دعوت او در جهان طنينانداز است
من آقاى خامنهاى را بزرگ كردم.(1) (او كسى است) كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنينانداز است؛(2) متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين سياست.(3)
چون خورشيد روشنى مىدهند
اينجانب كه از سالهاى قبل از انقلاب با (ايشان) ارتباط نزديك داشتهام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاكنون باقى است، (ايشان) را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مىدانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقهى مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانبدارى مىكنيد، مىدانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى (هستند) كه چون خورشيد روشنى (مىدهند).(4)
نعمتى است كه خدا به ما داده است
شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، (در بين) رئيسجمهورها و سلاطين و امثال اينها، (مىتوانيد) يك نفر را مثل آقاى خامنهاى پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبىاش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمىكنيد. من ايشان را سالهاى طولانى مىشناسم و در آن زمانى كه اول نهضت بود، ايشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پيامها تشريف مىبردند و بعد از اين هم كه اين انقلاب به اوج خودش رسيد، ايشان همه جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست. (او) يك نعمتى (است كه) خدا به ما داده (است).(5)
در پناه خود حفظ فرمايد
ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقيةالله ارواحنا فداه افتخار مىكنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مىبرند. من به شما خامنهاى عزيز تبريك مىگويم كه در جبهههاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم(6) (و) ان شاء الله تعالى خداوند، امثال جناب عالى را كه جز خدمت به اسلام نظرى نداريد، در پناه خود حفظ فرمايد.(7)
1- صحيفه نور، ج 15، ص 139
2- صحيفه نور، ج 15، ص 41
3- صحيفه نور، ج 15، ص 179
4- صحيفه نور، ج 15، ص 173
5- صحيفه نور، ج 17، ص 170
6- صحيفه نور، ج 15، ص 41
7- صحيفه نور، ج 20، ص 171
خبرگزاري فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامي، مكتب امام را، راهنماي نظري و عملي مردم و مسئولين دانستند و خاطرنشان كردند: مكتب امام يك بسته كامل و داراي ابعاد مختلفي است كه بايد اين ابعاد را، باهم و به موازات هم، مورد توجه و عمل قرارداد تا در مسير پيمودن راه امام، انحرافي و خطايي ايجاد نشود.
