لینک باکس افزایش بازدید
به گزارش جام نیوز، در برنامه زنده ای از شبکه اندیشه که با حضور مدیر شبکه آقای فروزنده برگزار شد میهمان برنامه سرلشکر روحانی بودند وی در صحبتهای خودش بیان داشتند که آمدن او و گروه نظامی سیاسی عقاب ایران به مناسبت روز رستاخیز بستگی به شرایط آب و هوا دارد و باید در هوای خنک و بین پانزده شهریور تا پانزده مهر باشد. ولی اگر گروه عقاب ایران مایل باشندمی توانند به یکی از کشورهای اروپایی یا کشورهایی که در سیبیری هستند و دمای هوا ی این کشورها بیشتر اوقات خنک و زیر پانزده درجه است سفر کنند ایشان از هم اکنون می توانند آماده پرواز شوند و برای همیشه به این کشورها سفر کنند
نکته ای که از صحبتهای سرلشکر فهمیده می شود این است که در این ایامی که برای آمدن به ایران تعیین کرده اند بایستی پس از پاییز باشد. بنابراین برای تحقق وعده وی بایستی پس از پاییز امثال سرلشکر روحانی را بررسی کرد و جوجه ها را شمرد. بنا براین آمدن گروه عقاب و سرلشکر روحانی به ایران برای همیشه منتفی است.

«شهرام خرازیها» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفتوگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد فیلم سینمایی «پایان نامه» ساخته حامد کلاهداری، اظهار داشت: «آذر» (بهاره افشاری)، «روزبه» (حامد کمیلی)، «کامی» (هادی دیباجی) و «ترانه» (چکامه چمن ماه) برای گرفتن امضاء از «استاد بهرامی» (محمدرضا شریفینیا) ناگزیر به تعقیب او میشوند.
وی در ادامه افزود: در جریان این تعقیب «روزبه» و «کامی» ناخواسته سر از یک خانه تیمی مشکوک در میآورند. آن دو از خانه میگریزند اما فردی به نام «فرهودی» (محمد صادقی) تعقیبشان میکند. چهار دانشجو به پیشنهاد «امیر» (نیما شاهرخ شاهی) به ساختمانی متروک پناه میبرند. «فرهودی» مخفی گاه آنها را پیدا میکند و «امیر» را میکشد. «کاوه» (کامران تفتی) که در خفاً مراقب دانشجوها است با «فرهودی» درگیر میشود و…
وی در ادامه اظهار داشت: «ترانه» در پی اصابت گلوله زخمی میشود. «پزشکی» (داریوش ارجمند) بر بالین او حاضر میشود و گلوله را خارج میکند. «فرهودی» ترانه و پزشک و بعداً «کامی» را میکشد. «آذر» و «روزبه» با یک راننده آژانس به نام «فرهاد» (حامد کلاهداری) میگریزند. «فرهودی»، «آذر» و «فرهاد» را میکشد اما خود نیز هدف گلوله مأموری (علی اوسیوند) قرار گرفته و کشته میشود.
خرازیها تصریح کرد: فیلم سینمایی «پایاننامه» از مرحله پیش تولید یک فیلم پرحاشیه و جنجالی بود. اسامی «امیر آقایی»، «لیلا اوتادی» و «هانیه توسلی» در فهرست اولیه بازیگران فیلم به چشم میخورد اما بعدا «کامران تفتی» جایگزین «امیر آقایی» شد.
وی در ادامه تائید کرد: نقشی که قرار بود توسط «هانیه توسلی» ایفا شود نیز به «چکامه چمنماه» رسید و به جای «لیلا اوتادی» نیز «بهاره افشاری» ایفای نقش «آذر» را بر عهده گرفت.
نویسنده ماهنامه سینما- خانواده در ادامه بیان داشت: «امیر آقایی» حتی در چند صحنه هم مقابل دوربین «حامد کلاهداری» رفته بود اما با انصراف او از ادامه کار، صحنههای گرفته شده کنار گذاشته شد.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران تصریح کرد: این فیلم یک اکشن خوش ساخت سیاسی است که بدون موضعگیری خاصی به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ میپردازد و همه حرفش این است که جوانان نباید بیگدار به آب زده و خود را بازیچه دست قدرت طلبان اغتشاشگر کنند.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: علیرغم ساختار مناسب، ایراد بزرگ وارد بر فیلم خالی بودن کوچهها و خیابانهای تهران از جمعیت در سکانسهای شب و عکسالعمل نشان ندادن مردم نسبت به تعقیب، گریزها و شلیک گلولهها است؛ گوئی که همه شهر در خواب به سر می برند و فقط کاراکترهای فیلم سلطان بلامنازع کوچهها و خیابانها هستند!
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران ادامه داد: فیلم سینمایی «پایاننامه» تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند.این فیلم تجربه جدیدی در ژانر سیاسی است.
«شهرام خرازیها» در پایان این گفتوگو خاطرنشان کرد: بازی «بهاره افشاری» (آذر) در «پایاننامه» به یادماندنی است، «پایاننامه» به شرط بهرهمندی از یک اکران مناسب و تبلیغات بموقع و گسترده در شهرستانها با استقبال مواجه خواهد شد
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، محمدعلی رامین معاون سابق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست “جمهوری اسلامی ایران و آینده جهان اسلام” که در دانشکده علوم حدیث برگزار شد، درباره دین جهانی و شهروند جهانی گفت: دین ما یک دین فردی نیست، اساس دین ما مبتنی بر اداره جامعه بشری و جمع است، یعنی دین ما یک دین جمعی و جهانی است و بنابراین هرکس تصویری از خودش در باب اسلام بسازد و زندگی، آیه و حدیث را مبتنی بر نظر شخصی تأویل کند، اسلام را نفهمیده است.

وی افزود: دین ما یک دین ملی نیست، ما نمیتوانیم محدوده دینمان را در محدوده جغرافیایی که انگلیسیها بر دور ما کشیدهاند و ما را از دیگر کشورهای مسلمان جدا کردهاند، تعریف کنیم.
رامین خاطرنشان کرد: دین ما برای مسلمانان یا برای شیعیان نیست، دین ما برای کل جهانیان است، مسلمان یک عنصر جهانی است، شهروند جهانی است و لذا هر مسلمانی که خود را شهروند جهانی نداند، دینش را اشتباه فهمیده است.
معاون سابق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه تصریح کرد: بنده به مدت ۱۰سال در تمامی کشورهای خارجی سعی کردم با نوشتن مقالات مختلف این موضوع را جا بیندازم که بنویسند امامخمینی و به جای واژگان دیگر از واژه امام استفاده کنند اما موفق نشدم.
رامین با اشاره به اینکه قانون اساسی در ۵ مورد بر امام بودن ولیفقیه اصرار میورزد، تأکید کرد: حضرت امام روحالله(ره) سیستم امت و امامت را طرح کردند و این سیستم در مقابل سیستم مورد نظر انگلیسیهاست.
وی در ادامه گفت: انگلیسیها موفق شدند سیستم امت اسلامی را به ۵۷ کشور تجزیه کنند. سال ۵۸ که قانون اساسی در حال تدوین و تصویب نهایی بود این بحث جزو چالش برانگیزترین مباحث بود.
معاون سابق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار داشت: در اصل ۵ قانون اساسی تأکید شده است که ولیفقیه در زمان غیبت نائب امام زمان است یعنی ولیفقیه، امام امت اسلامی است.
رامین در ادامه بیان داشت: ۱۰ سال پس از موضوع اثبات امامت امت و ولیفقیه و پس از تصویب آن و همچنین پس از نثار صدها هزار کشته و شهید، آقای هاشمی آمدند و گفتند “ما امام را فقط به حضرت امامخمینی و شخص ایشان میگوییم و به کس دیگری امام نمیگوییم” و با زیرکی تمام خواست اندیشه امام مبتنی بر امامت ولیفقیه را با خودشان در بهشت زهرا دفن کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح عملکرد دولت دهم پرداخت و در خصوص جریان نفوذی نفوذ کرده در دولت گفت: ۳ جریان انحرافی با یکدیگر ترکیب شدهاند تا دولت دهم را تخریب کنند و از ۳ روش برای این تخریب استفاده میکنند.
معاون سابق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تشریح ۳ روش جریان انحرافی برای تخریب دولت دهم پرداخت و گفت: این جریانهای انحرافی از میان خودشان یک سری از افراد را همرنگ دولت کردهاند و به درون مجموعه دولت نفوذ دادهاند و کوچکترین ضعفی را که از دولت مشاهده کنند آن را بزرگ کرده و حساسیت ایجاد میکنند.
رامین به روش جریان انحرافی برای ضربه به دولت دهم اشاره کرد و اظهار داشت: جریان انحرافی، جریان فرصتطلبی هستند که منتظرند اولین اشتباه احمدینژاد را آخرین اشتباه او جلوه دهند.
معاون سابق مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به اینکه هاشمی رفسنجانی، جریان اصیل انحرافی است، تأکید کرد: امروز در ایران یک جریان مذبذب و فرصتطلب قصد دارد با نفاقی آشکار و پنهان، جایگاه ولایتفقیه را تضعیف کند که انتخابات با عظمت سال ۸۸ را با عنوان تقلب معرفی کردند.
وی افزود: هاشمی در دوران ریاستجمهوری خود ولایتفقیه را در حد رفاقت تحریف کرد و میگفت “من با آقای خامنهای ۴۰ سال رفاقت دارم”.
هاشمی با زیرکی تمام بلافاصله پس از رحلت امام، ولایتفقیه را از ۲ بال پرواز اعتقادی و معنوی حذف کرد و میگفت “مجلس خبرگان مرجعیت تعیین نکرده است و باید مرجعیت به حوزههای علمیه ارجاع داده شود”.
رامین با بیان اینکه امروز آن جریان انحرافی اصیل را که امامت و مرجعیت ولیفقیه را حذف کرد نتوانستهایم هنوز شناسایی کنیم، خاطرنشان کرد: امروز امت اسلامی، چشم انتظار هدایتهای امام خامنهای است اما جریان انحرافی در این ۲۲ سال اجازه طرح شدن این بعد را نداده است تا امامت ولیفقیه در جهان و داخل کشور مطرح شود. هاشمی اولین کسی است که دولت احمدینژاد را به جریان انحرافی معرفی کرد
به گفته آقای شجریان “این تصور اشتباه هم ناشی از این بود که همه چیز را سیاسی کردهاند و مردم هم با همین مبنا فکر میکنند. در حالیکه من هیچگاه سیاسی نبودهام و همواره در کنار مردم زندگی کردهام. هنوز هم برخیها فکر میکنند که من ایران نیستم.” او که از سوی برخی از منتقدانش “مغرور” توصیف شده است، در ادامه سخنان درباره جایگاه سازهای قدیمی عنوان کرد: سازهای جدید هرگز نمیتوانند جای سازهای قدیمی را بگیرند. مثل این میماند که یک خواننده بگوید میخواهد جای شجریان را بگیرد. من جایگاه خودم را دارم و او هم میتواند فقط جایگاه خودش را داشته باشد و نمیتواند من را نفی کند. دلیلش هم این است که من سالها با مردم در ارتباط بودهام و مردم هم با من زندگی کردهاند و جایگاه من هم میان مردم کاملا مشخص است. جایگاه او هم همینطور. ساز هم مثل همین موضوع است. استاد شجریان دو سال پیش هم در یکی از مصاحبههای خود با بی بی سی در پاسخ به یکی از سوالات مصاحبه کننده مبنی بر اینکه مردم معتقدند شجریان دیگر آن شجریان سابق با آن صدا که آثاری همچون “بیداد” و “دستان” را اجرا کرد، نیست، در پاسخی تند گفت، همین که با این سن دارم می خوانم از سر مردم زیاد است! وی در پایان سخنانش گفته است که برایش فرقی میان اعتقادات و ادیان مختلف نیست و اصالت را به انسان می دهد: “تنها تعصبی که در زندگی دارم، این است که با آدم دروغگو نمیتوانم زندگی کنم و در این مورد اتفاقا دگم هستم. خودم هم هیچگاه دروغ نمیگویم. انسان با هر شکلی و هر دینی و هر ملیتی ارزش دارد. برای من سیاه و سفید یا ایرانی و غیرایرانی با هر اعتقاداتی تفاوتی نمیکند.” نکته ای که در این مصاحبه آقای شجریان بیش از هم نگاهها را به سمت خود جلب کرده این است که او ادعا می کند “هیچگاه سیاسی نبوده” است. برخلاف ادعای این استاد آواز، وی در دوسال اخیر ده ها موضع سیاسی حتی در حمایت از جریان فتنه گرفته است. او سال ۸۸ و در جریان ناآرامی های بعد از انتخابات به مواضع و اظهارات رئیس جمهوری تاخت و آشکارا به عنوان یک فعال سیاسی ابراز وجود کرد. او در گفت وگو با این رسانه انگلیسی گفت: به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت درآمده اند، صدای من در صداوسیما جایی ندارد، صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک است! آقای شجریان حتی نتایج انتخابات خرداد ۸۸ را مورد اشکال دانسته و مردم را از نتایج این انتخابات در بهت و حیرت خواند! وی به این مواضع هم بسنده نکرد و برای جریانی که اعتراضش به نتیجه انتخابات به مقابله به انقلاب و عاشورا رسید، سرودی خواند که به اعتقاد بسیاری کارشناسان موسیقی در نوع کارهای استاد شجریان بی نظیر است؛ نه از نوع کیفیت آهنگ و مضمون شعر بلکه به لحاظ سرعت تولید اثر. چرا که مشهور است که استاد شجریان برای تولید کارهای خود بسیار وقت صرف می کند اما از زمان سرودن شعر و تنظیم آهنگ سرود سبزها شاید یک ماه هم زمان نگذشت. محمد رضا شجریان شهریور ماه سال ۸۸ هم در برنامه دو روز اول شبکه تلویزیونی صدای امریکا شرکت کرد و در مواضع سیاسی دیگری علیه دولت دهم گفت: این دولت دیگر نمی تواند مملکت را اداره کند فقط می تواند کنترل کند. این استاد آواز همچنین در سخنان عجیبی درباره انتخابات ریاست جمهوری دهم عنوان کرد: این انتخابات نباید چنین نتیجهای میداشت. وی البته هرگز توضیحی نداد که چگونه میتوان در رسانههای ضدایرانی و محافلی که هر روز دهها توطئه سیاسی و تبلیغاتی علیه مردم ایران تدارک می بینند، حضور یافت و مدعی حمایت از مردم ایران بود؟
به دنبال شكست پروژه آمريكايي «فتنه 88» توسط مردم وزارتخانه هاي خزانه داري و امور خارجه آمريكا، تحريم هايي را عليه سپاه، بسيج و نيروي انتظامي اعمال كردند.
به گزارش خبرگزاري رويترز، آمريكا روز پنجشنبه اعلام كرد كه تحريم هاي جديدي را اين بار عليه نيروهاي امنيتي ايران اعمال كرده است.
بنا بر اين گزارش، تحريم هاي جديدي كه وزارت خزانه داري و امور خارجه آمريكا اعلام كرده اند شامل تحريم نيروهاي انتظامي ايران و «اسماعيل احمدي مقدم» فرمانده نيروي انتظامي ايران و همچنين سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران و نيروهاي مقاومت بسيج مي شود.
بر اساس بيانيه مشترك وزارت خزانه داري و امور خارجه آمريكا، از اين پس تمام دارايي هاي ارگان ها و اشخاص نام برده در اين تحريم هاي جديد تحت حوزه اختيارات قضايي آمريكا مسدود شده و تمام شركت ها، نهادها و افراد آمريكايي از تجارت با آنها منع مي شوند.
بر اساس تحريم هاي جديد وزارت خزانه داري و وزارت امور خارجه آمريكا عليه ايران، احمدي مقدم صلاحيت دريافت ويزاي آمريكا را نخواهد داشت.
«هيلاري كلينتون» وزير امور خارجه آمريكا نيز در اظهاراتي در اين رابطه با ناديده گرفتن كامل جنايات آل خليفه و آل سعود عليه مردم بحرين و با وجود گذشت حدود دو سال از ناآرامي هاي پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران كه ردپاي آمريكا در بروز آنها كاملاً مشهود بود، اظهاراتي را در ارتباط با حوادث آن زمان مطرح كرده است.
كلينتون مدعي شد: امروز، آمريكا سه نهاد دولتي ايران را كه در سركوب هاي خشونت بار [پس از انتخابات رياست جمهوري سال 2009] نقش داشتند، تحريم كرده است.
اسماعيل كوثري نايب رئيس اول كميسيون سياست خارجي مجلس در واكنش به اين اقدام دولت آمريكا گفت: آمريكايي ها به دليل عصبانيت از ايستادگي سپاه، بسيج و نيروي انتظامي در برابر عوامل خودفروخته و وابسته آنان در فتنه 88 و خنثي كردن اين فتنه، اقدام به تحريم اين نهادها كرده است.
وي افزود: سياست مداران آمريكايي قدرت تصميم گيري شان را از دست داده اند و به همين دليل هر روز موضوع تازه اي را در رابطه با ايران از جمله تحريم يا تهديد ايران مطرح مي كنند، در حالي كه اين مسئله كهنه شده است.
كوثري تصريح كرد: اين موارد چيزي نيست كه بخواهد موجب نگراني ما شود و ما اصلاً وابستگي به آمريكا يا كشورهاي ديگر نداريم كه بخواهيم بگوييم مثلاً خيلي علاقه مند هستيم به آمريكا برويم.
حجت الاسلام «حسين ابراهيمي» نايب رئيس دوم كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي نيز در واكنش به اقدام دولت آمريكا براي تحريم سپاه، بسيج و نيروي انتظامي، اظهار داشت: اين نوع موضع گيري آمريكا سابقه دار است و البته بايد گفت كه سردار احمدي مقدم و سردار نقدي قبلاً از سوي اين كشور تحريم شده بودند.
وي افزود: آمريكايي ها در واكنش به اقدام جمهوري اسلامي ايران و كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس براي تحريم 26 مقام اين كشور كه ناقض حقوق بشر در جهان هستند، اقدام به اين تصميم گيري كرده و با اين اقدام دولت اين كشور مشخص مي شود كه اقدام ايران كار ارزشمندي بوده و شوك لازم را به آمريكا وارد كرده است و اين پيامي به آن تحريم ها بوده است.
فیس بوک (Facebook) یک سایت به اصطلاح و در لغت اجتماعی است که در چهارم فوریه سال ۲۰۰۴ راه اندازی شد؛ این سایت پس از گذشت مدت کوتاهی از آغاز فعالیت خود توانست مخاطبان زیادی را در کشورهای مختلف جهان از جمله “ایران” جذب کند.
سیاست گذاران و موسسان این سایت اهداف گسترده سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را از تاسیس آن دنبال می کردند که نمونه ای از اهداف سیاسی آن را در حوادث پس از انتخابات در ایران مشاهده کردیم.
اما هدف از نگارش این گزارش بررسی اهداف سیاسی و اقتصادی فیس بوک در ایران نیست، بلکه قصد داریم تا تنها به گوشه ای از تاثیرات منفی “اجتماعی” و “فرهنگی” در این سایت که به بحث ایجاد “آلبوم تصاویر” و انتخاب یک “عکس” برای نمایه خود است بپردازیم.
اما فعالیت این سایت در کشور ما غیر قانونی است و از همین روی برای مخاطبان اینترنتی قابل دسترسی نبوده و به اصطلاح “فیلتر” است؛ اما نباید این حقیقت را نادیده گرفت که این سایت نسبتا مخاطبان زیادی در ایران پیدا کرده است.
“نام نویسی” نوشته ای است که با بزرگترین فونت پس از ورود به این سایت با آن مواجه می شوید و در ادامه آن می خوانید “نام نویسی رایگان است و همیشه خواهد ماند” که با کمی صرف وقت می توان به راحتی در این سایت عضو شد و به کاربران فیس بوک پیوست.
بر اساس این گزارش، هر روز بر مخاطبان این سایت در کشورمان افزوده می شود و به نظر می رسد که به جای فیلتر و نادیده گرفتن اثرات مخرب آن بهتر است فکری اساسی برای این پدیده جدید کرد؛ چرا که با توجه با عدم هم خوانی آن با عقاید، سنت و عرف مردم ایران، صدمات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی گسترده ای را در آینده در بر خواهد داشت.
البته در ماه های اخیر جوانان دلسوز، معتقد و ارزشی به ناچار خود را در عرصه جدیدی از جنگ نرم دیده و با عضویت در این سایت به فعالیت های انقلابی در راستای حمایت از انقلاب و اسلام می پردازند و اصطلاحا مجبور به بازی در زمین حریف شده اند؛ چه آنکه قطعا آنها نیز از اثرات مخرب فرهنگی و اجتماعی این سایت مصون نخواهند بود زیرا که ماهیت این سایت حداقل با ارزش های ایرانی-اسلامی مردم جامعه ما همخوانی ندارد که هدف از این نگارش همانگونه که در آغاز کلام به آن اشاره شد پرداختن به این موضوع نیست.
اما پس از عضویت در این سایت می توان از امکانات متعدد اینترنتی آن استفاده کرد؛ برای نمونه در این سایت می توانید با کسانی که دوست هستید گفتگو (چت) کنید یا نظرات خود را به اشتراک گذاشته و درباره آن بحث کنید؛ یا به دوست یابی بپردازید و حتی با دوستان دوست خود نیز آشنا شوید تا به یک باره اجتماع کوچک چند نفره شما و دوستانتان به یک اجتماع بزرگ چند صد نفره یا هزار نفره تبدیل شود!
اما یکی دیگر از امکاناتی که این سایت در اختیار شما قرار می دهد و آسیب شناسی همین موضوع، بحث اصلی این گزارش است، “انتخاب عکس” و ” ایجاد یک آلبوم عکس” برای نمایه خود می باشد که متاسفانه روند تاسف باری را مخاطبان ایرانی در این بخش پیش گرفته اند و به نوعی در پازل از پیش تعیین شده غرب برای ترویج بی عفتی، بی بند و باری، بی غیرتی و بی حرمتی بازی می کنند. ” اقدامی بسیار تاسف بار و البته نگران کننده”
حتما می دانید یا اگر نمی دانید بدانید که پس از عضویت در این سایت، تمام مخاطبان و کاربران فعال در آن می توانند به راحتی به نمایه شما دسترسی پیدا کنند و این اجازه را سایت و البته “خود شما” به دیگر کاربران داده اید که به راحتی شما را شناسایی کرده و در صورت لزوم به شما درخواست دوستی بدهند؛ اما نکته ای که واضح و مبرهن می باشد این است که پس از ورود به نمایه شخص دیگری اعم از دختر و پسر یا مرد و زن، شما عکس اصلی نمایه وی را مشاهده می کنید و تنها در بخش “عکس ها” یا همان “آلبوم عکس ها” کاربر می تواند دیگر تصاویر مربوط به خود را از دید شما پنهان کرده و آنها را تنها برای دوستان یا برخی از آنها به نمایش بگذارد.
اما بسیاری از کاربران ایرانی، (مخصوصا خانم ها) فیس بوک در بخش انتخاب “عکس نمایه خود” عکسی بد پوشش و بی حجاب را انتخاب می کنند که این موضوع نگران کننده است؛ کافی است شما نام یکی از همکاران، همکلاسی ها، هم دانشگاهی ها، هم محله ای ها و … را که احساس می کنید در این سایت عضو است را پس از عضویت در این سایت جستجو کنید، که در اغلب موارد در صورت عضویت این افراد، با عکس های “عجیبی” مواجه می شوید که باعث تاسف و ناراحتی شما می شود!
سوال اینجاست که چرا باید برخی از مردم کشورمان در مواجهه با این پدیده به این شکل منفعلانه برخورد کرده و به راحتی استحاله شوند؟ البته تمام کسانی که عکس های بد پوشش را در این سایت قرار می دهند جاهل مقصر نیستند و در حقیقت این موضوع را به عنوان یک عرف قبول کرده و باورشان شده که تنها در یک “اتاق خصوصی” که دوستان هم جنسشان آنها را می بینند مشغول زندگی روزمره خود هستند؛ و نا گفته نماند کسانی هم هستند که با اغراض فرهنگی و اجتماعی اقدام به این کار می کنند.
اما تمام ماجرا به “عکس نمایه” ختم نمی شود! در قسمت “آلبوم عکس ها” نیز بسیاری از کاربران فیس بوک با قرار دادن عکس های خصوصی و خانوادگی خود در انظار عمومی به حریم شکنی می پردازند؛ طوری که به نظر می رسد برایشان “عرفی موجه” شده است؛ در برخی از این موارد شما عکس های خانوادگی دوستان و همکاران خود را با پوششی متفاوت و البته نامناسب می بینید که برایتان باور کردنی نیست!
برای نمونه شما در پایان این گزارش عکس هایی را از نمایه برخی مخاطبان فیس بوک که خود آنها در اختیار عموم جامعه قرار داده اند و یا عکس هایی را که در قسمت “آلبوم عکس های” برخی کاربران این سایت و بدون دوست شدن با آنها می توان مشاهده کرد را می بینید، که با آنکه قطعا خود این افراد با کمال میل و رضایت آنها را در اختیار عموم قرار داده اند اما چهره آنها را به خاطر رعایت اخلاق شطرنجی کرده ایم.
به نظر می رسد غرب برای ترویج بدحجابی، بی عفتی، بی حرمتی و البته فحشا راه جدیدی را در پیش گرفته است که نیازمند هوشمندی مردم و البته مسئولان در مواجهه با آن است؛ که در صورت ادامه این روند نه “حریمی” می ماند و نه “حرمتی”





این عکس ها تنها با چند دقیقه جستجو از میان هزاران عکسی که آزادانه در اختیار تمام کاربران “فیس بوک” قرار داده شده جمع آوری شده است؛ قضاوت با شما
منبع: عصر امروز
خبرگزاري فارس: حاج عيسي گفت: اينكه كسي روزي با امام (ره) بوده معيار اينكه امروز در خط امام (ره) باشد، نيست، برخي افراد كه آن زمان دور امام بودند و حرف امام (ره) را ميشنيدند و ايشان كمكشان ميكرد، امروز به راه ديگري رفتهاند.

به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، پاييز 88 بود كه به جماران رفته بودم و آنجا براي نخستين بار حاج عيسي را ديدم؛ بي اغراق بعد دو سال برق چشمانش هنوز در ذهنم مانده است. خيلي وقت بود كه پيگيري ميكردم تا نشانهاي از حاج عيسي پيدا كنم و در كنارش بنشينم و او از امام برايم بگويد؛ بعد از آن همه وقت به آرزويم رسيدم.
در طول مسير غرق در تفكراتم بودم كه چگونه با يار امام خميني (ره) روبرو خواهم شد؛ بعد از 3 ساعت به منزل حاج عيسي رسيدم؛ من و حاج عيسي و همسرش در خانهاي باصفا بوديم و باصفاتر از آن، اين بود كه توانسته بودم در مقابل پيرمردي زانو بزنم كه سالها در محضر خوب خوبان زانو زده بود؛ هنوز هم نور امام در چهرهاش موج ميزد.
در ابتدا به حاج عيسي گفتم «آمدم تا از خاطرات امام برايم بگوييد»؛ اشك در چشمهايش حلقه زد و گفت «راستش وقتي امام خميني (ره) به رحمت خدا رفتند، حاج احمد آقا به من فرمود كه تا چهلم امام بيشتر زنده نخواهي ماند و همينطور هم شد، من روز چهلم امام خميني (ره) به شدت بيمار شدم و به كما رفتم؛ اما خدا خواست كه زنده بمانم و اين مسئوليت بزرگ (نقل خاطرات امام) را بر عهده بگيرم تا انشاءالله و به لطف خدا بتوانم با تعريف اين خاطرات، راه امام را به جوانان معرفي كنم».
حاج عيسي درباره سكونتش در قم ميگويد «ديگر نميتوانستم جماران را بدون امام تحمل كنم و از آنجا به قم آمدم».
حاج عيسي جعفري فرزند اسدالله، پيرمردي است كه مردم ايران او را به نام خادم امام خميني (ره) ميشناسند؛ وي در سال 1306 در روستايي نزديك قم به نام ابرجس به دنيا آمد. وي قبل از پيروزي انقلاب در قم دكان جگركي داشت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و اقامت حضرت امام (ره) در جماران، مرحوم حاج احمدآقا در جستجوي فردي مطمئن بود تا بتواند امور دفتر و منزل حضرت امام را به او بسپارد؛ تا اينكه از طريق خواهر حاج عيسي كه اقليم خانم نام داشت و مدتها در نجف خدمتگزار بيت حضرت امام بود، حاج عيسي به اين خانواده معرفي شد. اين خادم امام با رها كردن منزل و كسب و كار به تهران آمد و از سال 1360 جزو نخستين كساني شد كه به خدمت صادقانه در دفتر حضرت امام پرداخت.
حاج عيسي جعفري كه هنوز هم درد دوري از امام در چهرهاش موج ميزند، درباره تحمل ايام بعد از رحلت امام خميني (ره) ميگويد: وقتي آقاي خامنهاي به عنوان رهبر انتخاب شدند، ما خيلي آرام شديم. خدا رحمت كند حاج احمد آقا و خود امام را كه خيلي به اين مسئله اهميت ميدادند. يادم هست روزي آقا به عنوان رئيس جمهور در سازمان ملل سخنراني كردند. بعد از صحبتهاي ايشان حاج احمد آقا در اتاق امام را باز كرد و آمد بيرون و گفت «حاج عيسي! امام تمام صحبتهاي آقاي خامنهاي را گوش داد و بعد گفت كه ايشان به درد رهبري ميخورد».
خادم امام خميني (ره) به شب رحلت امام اشاره كرده و يادآور ميشود: شبي كه امام از دنيا رفتند، به بيمارستان رفتيم؛ پزشكان، بالاي سر امام بودند و در حال تقلا براي اينكه كاري انجام دهند. حاج احمد آقا گفتند «اين تلاشي كه داريد ميكنيد فايدهاي هم دارد؟» دكترها گفتند «خير، ديگر تلاش نتيجهاي ندارد» حاج احمد آقا گفتند «اگر فايدهاي ندارد، پس ديگر اينقدر اذيتش نكنيد و رهايش كنيد تا راحت باشد» و دكترها امام را آزاد گذاشتند و چند لحظه بعد امام عروج كردند و به ملكوت اعلي رفتند.
همان موقع بود كه آقاي هاشمي گفتند «همين الان اعلام كنيم كه امام فوت كردند» اما حاج احمد آقا موافقت نكردند و گفتند «صبر كنيد تا زمانش فرا برسد» بعد از آن در همان بيمارستان آقاي خامنهاي را خواستند و هيئت امنا سريعاً جلسهاي را تشكيل دادند و در اتاق ديگري رفتند.
چند دقيقه بعد ديدم كه حضرت آقا از اتاق بيرون آمدند و از پذيرش مسئلهاي طفره ميرفتند كه حاج احمد آقا دنبال ايشان آمدند و با اصرار فراوان از ايشان خواهش كردند؛ ايشان را مجدداً به اتاق بردند و همان جا بود كه حاج احمدآقا با تلاش فراوان حضرت آقاي خامنهاي را راضي كردند كه اين مسئله را بپذيرند و هيئت امنا نيز به ايشان رأي دادند.
حاج عيسي ادامه ميدهد: امام به راحتي امام نشد؛ ايشان به واسطه رابطه با خدا امام امت شده است. ايشان ساعت 2 نيمه شب بيدار ميشدند و نماز ميخواندند؛ بعد هم تا نزديك نماز صبح مشغول قرائت قرآن ميشدند؛ ايشان به قدري غرق در مناجات و گريه بودند كه بسيار عجيب بود؛ البته ما از پشت شيشه ميديديم و آن موقع كسي در اتاق نبود.
خادم امام خميني (ره) با بيان خاطرهاي از ديدار مردم با رهبر كبير انقلاب اسلامي و اشتياق ايشان براي ديدار ميگويد: امام بعد از ساعت 8 صبح و گرفتن گزارش و نامهها، در حياط قدم ميزدند و اگر جمعيتي در حسينيه بود، ايشان به ملاقات آنها ميرفتند و گاهي حسينيه 2 بار مملو از جمعيت بود؛ يكبار جمعيتي از مشهد و تربت حيدريه آمده بودند و دو بار حسينيه پر شد. بار دوم كه امام از حسينيه بيرون ميآمدند، جمعيتي در سه راهي بيت ايستاده بودند و شعار ميدادند كه ما تا امام را نبينيم از جماران نميرويم.
حضرت امام اتفاقاً صداي آنها را شنيدند و فرمودند «برو بگو اينها بيايند تو حياط تا من ببينمشان»؛ در سه راهي بيت، آقاي بابايي ايستاده بودند، به او گفتم «امام فرمودند كه اجازه بدهيد اينها داخل بيايند»، گفت «اينها كارت ندارند و نميشود بييند»؛ گفتم «خب شما براي چه اينجا ايستادهاي» گفت «براي امام»؛ گفتم «خب خود امام گفتهاند كه اجازه دهيد بيايند داخل حياط» بالاخره با اصرار، نگهبان را راضي كردم و آن جمعيت داخل حياط شده و با امام ديدار كردند. امام مردم را خيلي دوست داشتند.
وي ادامه ميدهد: يكبار بعد از ديدار مردم با امام خميني (ره)، گروهي از اين ديدار جا مانده بودند؛ آقاي انصاري زنگ زد و گفت «يك گروهي از راه دور با مينيبوس به ملاقات امام آمدهاند، به امام بگو براي ديدار با مردم تشريف ميآورند؟» موضوع را به امام گفتم و ايشان فرمودند «قباي من را بياور» قباي ايشان را آوردم؛ جمعيت داخل حياط 150 نفري ميشد.
از حاج عيسي پرسيدم: «چرا امام دوست نداشتند فرزندان و نوههايش و در يك كلمه اهل بيتشان وارد سياست شوند؟» كه نگاهي عميق به من كرد و چند لحظهاي سكوت. سرش را بالا گرفت و گفت «بهتر است در مورد اين موضوع صحبت نكنيم». دل پر خوني داشت از آنان كه دم از امام ميزنند و ادعا دارند و گفت «مطمئن باشيد خدا نخواهد گذاشت كه كسي از اسم امام سوء استفاده كند و مردم نيز به اين راحتيها رضا نميدهند؛ آنهايي كه در اين راه بيايند موفق نخواهند شد و فقط خودشان را خراب ميكنند و عقب مياندازند و دوراني طول ميكشد كه بيايند سرجاي اولش و نخواهد شد».
حاج عيسي درباره ملاقاتهاي امام خميني (ره) گفت: من معمولاً اجازه نداشتيم در ملاقاتهاي ايشان با شخصيتها حضور پيدا كنم به جز يك بار؛ آن هم وقتي «شوارد نادزه» وزير امور خارجه شوروي نماينده گورباچوف براي دادن جواب نامه پيش امام آمده بود و ما هم آنجا بوديم.
وقتي امام آمد، شواردنادزه نگاهش كه به امام افتاد رنگش سفيد شد و نطقش كور شد؛ شروع به خواندن از روي نوشتهاي كه آورده بود، كرد. پس از آن امام فرمودند «اينها جواب نامه من نيست كه تو ميگويي» و او دوباره همان صحبتهاي خود را ادامه داد و امام فرمود «لابد متوجه نشده كه من برايش چي نوشتم كه اينطور جواب ميدهد» ولي او همچنان ادامه ميداد و دفعه سوم امام بلند شد و گفت «ما ميگوييم ما نميميريم، ما زنده هستيم ما از اين عالم به عالم ديگري هجرت ميكنيم و آنجا بايد جواب اين چند روزه كه در اين دنيا هستيم را بدهيم و اين خيلي مهم است كه ما باور كنيم در اين عالم موقت هستيم».
خادم امام خميني (ره) در ادامه با اشاره به خاطراتي از كساني كه روزي دور امام بودند و الان در خط امام نيستند، بيان كرد: اينكه كسي روزي با امام (ره) بوده معيار اينكه امروز در خط امام (ره) باشد، نيست. ميرحسين موسوي در آن زمان نخست وزير بود كه وسط كار استعفا داد و آقا نيز به او اعتراض كرد و امام هم قبول نميكرد و همه اينها فقط به خاطر آن بود كه شيرازه كشور حفظ شود. برخي كساني كه آن زمان دور امام بودند و حرف امام را ميشنيدند و امام كمكشان ميكرد، امروز به راه ديگري رفتهاند.
وي ادامه ميدهد: من يك مسئلهاي در مورد آقاي منتظري به شما بگويم. يك سال بود كه حاج احمد آقا هر هفته به قم ميرفت. ما خيال ميكرديم كه ايشان در حوزه علميه قم درس ميخواند ولي يك روز آمد و خودش را جلوي امام به زمين زد؛ امام (ره) فرمودند «چه شده است؟» و حاج احمد آقا گفت «ناراحتم، ديگر خسته شدهام و ديگر نميتوانم. دكتر گفته است 10 روز استراحت كن»، امام گفتند «خب برو استراحت كن. بلند شو و برو».
حاج عيسي بيان ميدارد: بعد از اين زنگ زد و گفت آقاي منتظري به آنجا آمدند. وقتي اينگونه افراد ميآمدند خدمت امام ديگر ما نميتوانستيم داخل برويم. فقط من يك خواهر زاده داشتم كه در داخل خانه امام كار ميكرد. او برايمان تعريف كرد كه وقتي آقاي منتظري جلوي امام نشست، نامهاي را بيرون آورد و خدمت امام داد؛ امام تا نامه را نگاه كردند دو دستي بر سر خودشان زدند و گفتند «ما اين همه تقلا كرديم تا كشور را از چنگال آمريكا نجات دهيم، آن وقت شما ميخواهيد دوباره دو دستي كشور را تقديم آمريكا كنيد».
وي ميافزايد: آنهايي كه اين كارها را ميكنند بايد بدانند كه امروز امام از آنها ناراحت ميشود؛ اما ما انسانها بايد به فكر عاقبت خويش باشيم، ما هيچ وقت فكر نميكرديم عاقبت منتظري اين طور شود. حاج احمد آقا يك سال با مأموريت از طرف امام (ره)، قم ميرفت و منتظري را نصيحت ميكرد كه اينها كه دورهاش كردهاند، آدمهاي خوبي نيستند و بايد مواظب عاقبت خويش باشد ولي منتظري گوشش به اين نصيحتها شنوا نبود.
خادم امام خميني (ره) اظهار ميدارد: در واقع امام خميني(ره) بسيار به اطراف خود دقيق بود و تمام دنيايي را كه امروز ميگذرد، امام بيست سال پيش، پيش بيني كرده بودند. در خاطر دارم كه يك روز امام و حاح احمد آقا با هم در حال قدم زدن بودند، حاج احمد ايستاد و گفت «شوروي ابرقدرته، آمريكا ابرقدرته، چين ابرقدرته.» امام ايستاد و محكم به سينهاش زد و گفت ما هم هستيم. حالا امروز همه اقرار كردند كه ما هم هستيم و از ما هم واهمه دارند و هر روز هم دارند برايمان يك توطئه و نقشهاي ميچينند. امام تعيين كرده است كه جمهوري اسلامي بايد باشد و با اين رهبري، انشالله اين انقلاب به قيام جهاني ملحق ميشود.
وي ميافزايد: يك روز آقاي ايوبي كه در دفتر امام هستند، تماس گرفتند و گفتند ما قند تبرك كرده و آب تبرك كرده ميخواهيم؛ سه تا استخاره هم نياز داريم و يك مريض هم داريم كه بگوييد امام برايش دعا كند. بنده خدمت امام رسيدم و يك پارچ آب بهش دادم، كمي قند را هم تبرك كرد و بعد گفتم سه تا استخاره هم هست، گرفتند و جواب دادند، بعد گفتم آقا يك مريض هم هست دعا كنيد برايش. دعا كرد و خودم خجالت كشيدم. گفتم «آقا!» فرمودند «بله»، گفتم «من خيلي مزاحم شما ميشوم من را ببخشيد». نگاهش هنوز در يادم هست، نگاهم كرد و گفت «من اصلاً شما را دوست دارم.» يعني امام اين قدر نسبت به ديگران محبت داشتند.
حاج عيسي در ادامه خاطراتش ميگويد: دستگاهي توي جيب امام بود و دكترها هميشه شبها ميرفتند و آن را تنظيم ميردند. يك و نيم بعد از نصف شب بود كه با دكترها رفتيم خدمت امام؛ هر چه در زديم امام در را باز نكردند. از اينكه امام در را باز نميكردند، متعجب شدم و به ناچار مجبور شدم، در را باز كنم. داخل رفتم و ديدم امام نيستند، به دكترها خبر دادم گفتم امام نيستند، گفتند مگر ميشود، گفتم بيايد خودتان ببينيد. دكترها هم آمدند ديدند بله ايشان نيستند.
وي افزود: تمام خانه را گشتيم اما امام را پيدا نكرديم، ترسيديم حاج احمد آقا را خبر كنيم، سكته كنند، ميخواستيم فرماندههان را خبر كنيم سر و صدا شود. در حياط خانه ميچرخيديم، بعد از نيم ساعت رفتيم ديديم امام سرجايش در تختش دراز كشيده است و هيچ وقت معلوم نشد، امام در آن مدت كجا رفته بود و چطور رفت و آمد كه هيچكس نفهميد و ايشان را نديد. البته اين خاطره را يك نفر از اهالي دفتر كه خيلي هم ادعا دارند كه ما اين چنين و آن چنان هستيم به نقل از خودش تعريف كرده است؛ در حالي كه آن شب اصلاً كسي آنجا نبود و بعدها نيز خبردار نشدند. من خودم چند وقت پيش در مجلسي اين خاطره را تعريف كردم و آنها از زبان من شنيدند و بعد به نام خودشان خاطره را ثبت كردند و در كتاب چاپ كرده و ادعا كردند كه ما آن شب آنجا بوديم و ديديم كه امام در اتاق نيست.
حاج عيسي اظهار داشت: ما يك عكاس در بيت داشتيم كه به «حاج رضا» معروف بود. من يك روز به او گفتم بيا از من و امام يك عكس بگير. گفت: آخر چطوري؟ گفتم: شما بيا با دوربينت پشت درخت بايست. امام كه از اتاق آمد بيرون تا برود ناهار، من ميروم كنار امام ميايستم و شما از ما عكس بگير. وقتي امام بيرون آمد، ديدم حاج احمد آقا بغل امام ايستاده است و نقشه من نقش بر آب شد. گردن كج كردم كه حاجي جلو نيايد. همان موقع آقا رضا جلو آمد و حاج احمد، آقا رضا را ديد، گفت: «اِ، حاج رضا چه وقت خوبي اومدي، بيا يك عكس از من و حاج عيسي و امام بگير.»
خبرگزاري فارس: اپوزيسيون و گروه ضدانقلاب در پروژه الماس فريب نشان داد كه دشمنان ايران از چه حماقتهاي بزرگي رنج ميبرند. مدحي در يكي از مصاحبههايش بهصورتي هوشمندانه خطاب به نوريزاده (از عوامل ضدانقلاب) ميگويد: ما كميته "تقويت و جلوگيري از حفظ نظام! " داريم و نوريزاده هم او را تأييد ميكند.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، طي روزهاي اخير، ضدانقلاب و اپوزيسيون خارجنشين، غافلگير از شكست در پروژه امنيتي ـ اطلاعاتي الماس فريب و ماجراي دولت در تبعيد مشغول اوهامگويي و ايراد حرفهاي مضحك شدهاند.
دروغهاي اوهامگونهاي مثل اينكه ما از قبل ميدانستيم مدحي نفوذي است يا ما سادهدل بوديم كه حرفهايش را قبول كرديم و . . . .
اين در حالي است كه نگاهي به گفتوگوها و مصاحبههايي كه قبل از پخش مستند الماس فريب در سيماي جمهوري اسلامي ايران توسط افرادي مثل نوريزاده با اين عنصر نفوذي وزارت اطلاعات انجام شده يا تعريف و تمجيدهايي كه اين قبيل افراد از "تيمسار " يا همان "سردار مدحي " داشتهاند، نشانگر دروغ بودن تمام اين ادعاها و در عين حال توانمندي عميق وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران در پيشبرد اهداف امنيتي كشور و بياعتبار كردن اعضاي اپوزيسيون ايران نزد يكديگر است.
به طور مثال، عليرضا نوريزاده در يكي از برنامههاي خود با عنوان "پنجرهاي رو به خانه پدري " در مورد مدحي اينچنين ميگويد:
"_او با اقتدار صحبت ميكند . . . حرفهايش بسيار تأثيرگذار است . . . اين براي من خيلي تأثيرگذار بود. انساني كه توي جبهه سلامتياش را از دست داده و تمام تنش پر از درد است و شيميايي است. و پر از درد و خاطره است (اين حرفها را ميزند . . . !) ".
و پس از برقراري ارتباط تلفني با مدحي اينگونه با او صحبت ميكند:
"_ بهت سلام ميكنم سردار . . . ميدونم كه با كار سنگيني كه الآن داري ميكني خستهاي. ولي آدم وقتي عاشق باشه كار ميكنه . . . ".
نوريزاده به عنوان بخشي از ويترين ضدانقلاب و اپوزيسيون در نحوه تعامل با الماس فريب! وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران، همچنين مقابل صحبتها و عبارتهاي كنايهدار مدحي كه هر مخاطب معمولي نيز ميتواند به غلط يا مطايبه آميز بودن آنها پي ببرد، هيچ عكسالعملي كه حاكي از فهم و شعور وي نسبت به اين عبارات غلط باشد، از خود نشان نميدهد و حتي در جاهايي آنها را تأييد هم ميكند.
مدحي در يكي از صحبتهاي خود با نوريزاده كه فيلم آن روي سايت يوتيوب نيز قرار دارد، ميگويد: "ما در ايران كميته تقويت و جلوگيري از حفظ نظام داريم " و نوريزاده كه خود را يك روزنامه نگار بينالمللي و كاركشته در سياست ميداند به هيچ وجه متوجه خطاي فاحش اين جمله مدحي نميشود و از وي نميپرسد كه كميته جلوگيري از حفظ نظام ديگر چيست . . .؟!
نوريزاده در صحبتهاي خود پس از پخش مستند الماس فريب و برملا شدن عمليات هوشمندانه وزارت اطلاعات در عمق جبهه ضدانقلاب پس از اخذ نتيجه، به فرافكني روي آورده و حتي مدعي است كه از قبل متوجه نقشههاي طرح الماس فريب بوده است.
او كه در گفتوگوهاي خود با مدحي قبل از اين ماجرا، همواره از وي به عنوان "سردار " يا "سردار عزيز " نام ميبرد؛ در يكي از مصاحبههاي تلفني با مدحي هنگامي كه او در مورد بيت رهبري و پاكدستي آن در مسائل اقتصادي سخن ميگويد نوريزاده بهخلاف سياق هميشگي خود، نهتنها هيچ عكسالعملي نشان نميدهد بلكه همچنان مشتاقانه به شنيدن حرفهاي مدحي ادامه داده و در ادامه با بيان اينكه "اگر آدم با سردار! بنشيند و حرف بزند، تا صبح ادامه ميدهد "، ميگويد: "ما در اين صحبتها سردار را ول نميكرديم ".
نوريزاده كه پس از پخش الماس فريب مدعي است كه سادهدل بوده؛ رفتارهايي تا قبل از برملا شدن اين پرونده دارد كه بهتر است آنها را كودن بودن نوريزاده و امثال او بدانيم تا سادهدلي آنها.
مثلاً مدحي در صحبتهاي خود با نوريزاده از دو شخص پيرامون مسائل فساد اقتصادي نام ميبرد كه نام فاميل اولي فاميل يك بازيگر مشهور است و دومي نام فاميل يك فوتباليست شهير ايراني و البته نوريزاده به هيچ وجه متوجه اين شوخيها نميشود.
در بحث كودن بودن مصاحبهگران شيفته سردار مدحي همين بس كه وقتي او ميگويد: "در ايران 11 ميليون نفر به موسوي رأي دادهاند "، كسي به او اعتراض نميكند كه رقم صحيح 13 ميليون است نه 11 ميليون. البته نوريزاده كه در ماجراي شرور ريگي هم كوس رسوايي خود را بيش از پيش به عالم نواخت، گافهاي خندهدار و متناقض ديگري هم در ارتباط با پروژه الماس فريب و شخص سردار مدحي دارد.
او در يكي ديگر از گفتوگوهاي متعددش با مدحي خطاب به او ميگويد:
"من به شما درود ميفرستم " و در ادامه اين مدحي است كه در صحبتهايش، زيركانه جملهاي را ميگويد كه نه نوريزاده و نه ساير مغزهاي كرمخورده اپوزيسيون خارجنشين متوجه آن نميشوند.
مدحي ميگويد: "رهبران جنبش سبز تا آخر با مردم نخواهند ماند ". او تاكيد ميكند: "جنبش سبز معني ندارد " و نيز پيرامون رابطه خود با ايران به كنايه ميگويد: "هم صداها ركورد شد هم صحبت من هم صحبت آنها " و جالب است كه نوريزاده و ساير عوامل پرمدعاي سلطنتطلب، به همين سادگي در يد بااقتدار سربازان گمنام امام زمان عجّل الله تعالي فرجه الشريف اسير ميشوند و خود نميفهمند.
تمام اين موارد در حالي مطرح شد كه ضدانقلاب پس از غافلگيري در پروژه الماس فريب چهرهاي به مراتب مضحكتر از قبل از افشاگري مدحي به خود ميگيرد.
حالا ديگر آنها كه سردار و تيمسار را قبل از بردن نام از مدحي به هيچ عنوان از ياد نميبردند از او به عنوان مدحي خالي نام ميبرند.
خندهدارتر آنكه عليرضا نوريزاده كه در ماجراي الماس فريب، هم آبروي نداشته اپوزيسيون را پيش از پيش برد و هم آبروي سرويس اطلاعاتي انگلستان را، در برنامهاي مدعي ميشود كه صحبتهاي مدحي در مستند الماس فريب اساساً در ايران نبود و مبلماني كه در فيلم وجود دارد نشانگر آن است كه مصاحبه در بانكوك پايتخت تايلند ضبط شده است!!!
او همچنين ماجراي نيمهكاره ماندن سفر مدحي به اسرائيل و حضور ناگهاني او را در ايران غيرممكن اعلام ميكند و اين در حالي است كه انگار ماجراي دستگيري شرور تروريست ريگي را در آسمان ايران و توسط سربازان گمنام امام زمان عجّل الله تعالي فرجه الشريف از ياد برده است.
در اين ميان اما كودنهاي ضدانقلاب ديگري هم بودند كه با حضور در پروژه الماس فريب و شكست در آن برگي ديگر از احمق بودن دشمنان نظام جمهوري اسلامي ايران را رقم زدند.
گروه مبارزان راه آزادي، خودنويس، روزنامه گاردين و . . . نيز ديگراني بودند كه طي اين مدت در تور امنيتي ـ اطلاعاتي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران اسير شده اما خود بيخبر از ماجرا، به تعريف و تمجيدهاي آنچناني General madhi (ژنرال مهدي)!!! مشغول بودند.
در ماجراي پرونده الماس فريب، فضاحت ضدانقلاب و عناصر خودفروخته سرويسهاي امنيتي انگليس و آمريكا البته بسيار دامنهدارتر نيز هست.
در روزهايي كه هنوز مدحي يا همان سردار مدحي عناصر سلطنتطلب، در جبهه ضدانقلاب حضور داشت، نوريزاده به عنوان مهره فعلي ضدانقلاب در رسانههاي اپوزيسيون در پاسخ به عدهاي كه بحث خطرناك بودن مدحي را با توجه به سوابقش مطرح ميكنند؛ در يكي از برنامههايش ميگويد كه در انتخاب افراد بسيار دقت دارد و حتي براي تحقيق از مدحي آدم فرستاده و از او مطمئن است!
وي با بيان اينكه: "هركس به حرف من گوش كند در دام نميافتد " تصريح ميكند كه اطلاعات مدحي موثق است.
او ميافزايد: "من ميدانم با زدن بعضي حرفهاي ديگر تهمتها عليه من و مدحي آغاز ميشود. " و اين در حالي است كه بايد گفت امثال نوريزاده هماكنون بايد براي پاك كردن اين فضاحت به خودتهمتي روي بياورند.
او در همين برنامه تلويزيوني تاكيد ميكند كه تمام اطلاعات خود را با مدحي چك ميكند ضمن آنكه ميدانسته مدحي يك مقام بلندپايه است و تا وقتي از ايران خارج نشده و حركتش را شروع نكرده نيازي به معرفي او نبود.
عليرضا نوريزاده تصريح ميكند كه: "مدحي از بهترينها است ".
مدحي در پروژه امنيتي ـ اطلاعاتي الماس فريب حتي بر جا گذاشتن ردپاي ذكرشده نيز بسنده نميكند و نشانههاي ديگري را نيز برجا مي گذارد تا پس از برملا شدن حد حماقت اپوزيسيون ضدانقلاب و حتي سرويسهاي امنيتي انگلس و آمريكا كسي را ياري كتمان اين كودني نباشد.
او براي دولت در تبعيد اساسنامه و مرامنامهاي تنظيم كرده است كه نكات بسيار جالبي در آن وجود دارد. براي مثال در يكي از بندهاي اين اساسنامه آمده است:
"چنانچه برنامههاي دولت نتواند آراي نصف + 1 را كسب نمايد، مجلس و دولت منحل!!! و انتخابات بعدي ظرف مدت يك ماه برگزار ميشود
حکم انفصال از خدمت حمید بقایی باز هم حاشیه ساز شد. صبح امروز رييس ديوان عدالت اداري از تجديدنظرخواهي حكم انفصال از خدمت «حميد بقايي» خبر داد. اما از اعلام قطعی خودداری کرد. این در حالی است که سازمان میراث فرهنگی از نقض حکم حمید بقایی خبر داد.
حجتالاسلام و المسلمين محمدجعفر منتظري درگفتوگو با ايسنا، با اشاره به تقاضاي تجديدنظرخواهي معاونت حقوقي رياست جمهوري درخصوص حكم 4 سال انفصال از خدمت «حميد بقايي» گفت: «راي تجديدنظرخواهي صادر شده، ولي به جهت برخي اشتباهات در راي صادره، قرار است اين راي مجددا مورد بررسي قرار گيرد.»
رييس ديوان عدالت اداري كه حاضر نشد، هيچ توضيحي دربارهي مفاد راي صادره بدهد، تاكيد كرد كه قطعا اين راي در تجديدنظر مورد رسيدگي قرار گرفته و پس از رفع اشكالات شكلي راي قطعي اعلام خواهد شد.
اما خبرگزاری ایرنا به نقل از روابط سازمان میراث فرهگی و گردشگری اعلام کرد که شعبه تشخيص ديوان عدالت اداري حكم انفصال 'حميد بقايي' رييس پيشين سازمان ميراث فرهنگي را نقض كرده است.
در همین حال علياكبر بختياري، مديركل حوزه رياست ديوان عدالت اداري در گفتوگو با فارس در خصوص اظهارات مطرح شده در خصوص نقض حكم انفصال از خدمت بقايي اظهار داشت: اين شعبه تصميم به نقض حكم انفصال گرفته اما بلافاصله بعد از آن، دادرسان اين شعبه اعلام اشتباه كردند و اين پرونده براي رسيدگي به اين اشتباه به شعبه ديگر تشخيص ارسال شده است.
به گفته بختياري قضات اين شعبه ابتدا تصميم به نقض حكم انفصال بقايي گرفتند و بعد از اينكه متوجه اشتباه خود شدند، پرونده با نظر رئيس ديوان عدالت اداري، براي رسيدگي به شعبه ديگر ارجاع شد.
ديوان عدالت اداري به دليل استنكاف «حميد بقايي» از اجراي راي ديوان كه مربوط به زمان رياستش در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بود، بر اساس ماده 37 قانون ديوان عدالت اداري مصوب سال 85، معاون اجرايي رييسجمهور را به چهار سال انفصال از خدمات دولتي محكوم كرده بود.