لینک باکس افزایش بازدید
خانم زهرا مصطفوي، دختر بنيانگذار انقلاب اسلامي، گفت: خدا شاهد است كه اين اعتقاد قلبي من است كه الآن بهترين فرد را داريم و چه انتخاب خوبي بود.
وي در يك مصاحبه كه به بيان خاطرات حضرت امام(ره) مي پرداخت، افزود: به خاطرم هست، 4-3 روز بعد از جريان آقاي منتظري كه ايشان از قائم مقامي كنار رفتند، پيش امام نشستم و گفتم: «اگرچه زشت است كه من اين حرف را بزنم، اما بالاخره آدميزاد از اين دنيا مي رود و من به نظرم مي رسد فردي را نداريم كه جانشين شما باشد. آيا بهتر نيست كه شورايي باشد؟» تا اين حرف را زدم، گفتند: «چرا نداريم؟» گفتم: «به نظر مي آيد چنين فردي نيست.» گفتند: «چرا، آقاي خامنه اي».
خانم مصطفوي تصريح كرد: صرف نظر از سخن امام، من واقعاً و قلباً به رهبر معظم انقلاب اعتقاد دارم. خدا شاهد است كه اين اعتقاد قلبي من است كه الآن بهترين فرد را داريم و چه انتخاب خوبي بود. هيچ كس نمي توانست اين طور محكم در برابر آمريكا و دشمنان بايستد و از ملت دفاع كند. گاهي اوقات وقتي ايشان مطلبي را مي گويند، خيلي ياد امام مي كنم و مي بينم گويا همان گفته هاست. من بسيار به ايشان اعتقاد دارم و لذا هرچه بگويند اطاعت مي كنم.
دختر حضرت امام(ره) گفت: من معتقدم در رأس يك كشور اسلامي قطعاً بايد ولي فقيه باشد و فقط ولي فقيه است كه مي تواند به معناي حقيقي، كشور را حفظ كند؛ انتخابي هم كه مردم به صورت مستقيم يا غيرمستقيم مي كنند، انتخاب درستي است. مردم تشخيص درستي دارند.
گروهك تروريستي پژاك در تازه ترين اقدامات خرابكارانه خود قصد نفوذ به مراكز نظامي را دارد.
بر همين اساس گروهك تروريستي پژاك اقدام به تهيه كارت هاي شناسايي جعلي برخي از نهادها مانند سپاه و بسيج نموده و جهت نفوذ در برخي مقرهاي نظامي و انتظامي جمهوري اسلامي ايران آنها را در اختيار عوامل عملياتي خود قرار داده است.
عزت الله سحابي عضوغيررسمي گروهك غيرقانوني نهضت آزادي در حالي در سن 81 سالگي درگذشت كه همچنان در خط ضديت و مخالفت با نظام جمهوري اسلامي قرار داشت. خبر مرگ وي با واكنش هايي مواجه بود كه عجيب ترين آن يادداشت «علي مطهري» نماينده مردم تهران در مجلس بود كه در روزنامه شرق درج گرديد.
وي سحابي را فردي متين خواند كه پخته سخن مي گفت و از استاد شهيد مطهري تأثير پذيرفته بود و در حالي كه «اصل ولايت فقيه چندان براي او قابل هضم نبود!»، «دلگير از جمهوري اسلامي» چشم از دنيا فرو بست؟! وي در نهايت نتيجه مي گيرد كه «در مجموع ما با تيپ نهضت آزادي خوب برخورد نكرديم»! و اگر مطهري زنده بود «افرادي مانند مهندس سحابي با رضايت بيشتري از جمهوري اسلامي به جهان ابدي سفر مي كردند.»
در بررسي اين يادداشت توجه به چند نكته ضروري است:
1- آنچه علي مطهري از آن رنج مي برد، نگاه وارونه اي است كه متأسفانه وي گاه در تحليل مسائل اجتماعي -سياسي با آن مواجه است كه آخرين آن طرح اين ادعاست كه : «سحابي دلگير از جمهوري اسلامي چشم از دنيا فرو بست!»
به واقع ايشان گويا از انقلاب طلبكار است و با محور قرار دادن افراد، از انقلاب مي خواهد پاسخگو باشد كه براي ايشان چه كرده است؟ در حالي كه اين افراد و گروه هاي سياسي هستند كه وامدار و مرهون نظام اسلامي بوده و بايد مشخص نمايند كه براي انقلاب اسلامي و ملت سرفراز ايران چه كرده اند؟! لذا اگر قرار باشد در اين ميان كدورت و دلگيري وجود داشته باشد، اين ملت و نظام اسلامي است كه از افرادي چون سحابي طلبكار است كه چرا نان و نمك انقلاب را خورده و نمكدان شكسته اند؟!
آنچه كه تاريخ بدان شهادت مي دهد، آن است كه اين انقلاب اسلامي نبود كه افرادي چون سحابي و دوستانش را از خود راند، بلكه حضرت امام(ره) (علي رغم ميل باطني) با اعتماد به جريان نهضت آزادي، در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي مهم ترين جايگاه اجرايي كشور را به اين جريان سپرد و مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزير دولت موقت منصوب كرد، در حالي كه بيشتر اعضاي كابينه وي را نيز افراد منتسب به اين جريان شكل مي دادند. اين جريان به تدريج از صفوف ملت انقلاب فاصله گرفت و ترجيح داد تا با كناره گيري از قدرت، نقش اپوزيسيون و مخالف نظام اسلامي را بازي كند!
نهضت آزادي بعد از استعفا، به تدريج به صف دشمنان انقلاب اسلامي پيوست و در اردوگاه فتنه گران و در كنار گروهك منافقين و بني صدر قرار گرفت. در طول دوران جنگ نيز جز تضعيف جبهه ها و همسويي با دشمنان در جهت افزايش فشارهاي بين المللي، اقدامي در كارنامه اين جريان ثبت نشده است و بعد از فتنه 88 نيز به طور كاملاً آشكار در اردوگاه فتنه گران و ضدانقلاب قرار گرفتند.
با اين كارنامه سياه بايد گفت كه نهضت آزادي و وابستگان به آن نه تنها نمي تواند از جمهوري اسلامي طلبكار باشد، بلكه بدهكار كامل به نظام اسلامي بوده، لذا تعبير غلط علي مطهري را بايد اينگونه تصحيح نمود كه: «مرحوم مهندس سحابي بدهكار از دنيا رفت در حالي كه ملت و نظام اسلامي از وي دلگير بود!»
2- نكته قابل تأمل ديگر كه از فحواي كلام يادداشت نويس روزنامه شرق، به دست مي آيد تلاش براي القاي نوعي همدلي و همراهي استاد شهيد مطهري با اعضاي نهضت آزادي است. در اين باره بايد گفت كه دوستي استاد با برخي از چهره هاي عضو نهضت آزادي به دوران پيش از انقلاب بر مي گردد كه هنوز چهره واقعي شان آشكار نشده و عملكرد سياه سه دهه پس از انقلاب آنها نيز ثبت نگرديده بود. هرچند همان زمان نيز معلم تيزبين انقلاب اسلامي به خوبي ابعاد انحرافي آرا و نظرات بازرگان را شناخته و انتقادات جدي به تفسير پوزيتيويستي وي از اسلام كه در نهايت به سكولاريسم و نفي حكومت ديني ختم مي شد، داشت. مطهري اهل مدارا و مسامحه با جريان ها و انديشه هاي انحرافي نبود. مطهري در زمانه خود مهم ترين خطر فكري را رواج انديشه التقاطي مي دانست كه تلاش داشت تا قرائتي سوسياليستي و چپ گرا از اسلام ارائه دهد، لذا با قاطعيت وارد ميدان شد و به افشاگري عليه اين جريان هاي انحرافي پرداخت. مخالفت و جدايي از مرحوم شريعتي را نيز بايد در چارچوب اين روحيه تحليل كرد.
با اين ويژگي مي توان گفت كه اگر مطهري زنده بود در صف اول افشاگري جريان هايي كه مروج انديشه هاي التقاطي اين بار با گرايش هاي راست و متأثر از مكاتب ليبرالي غرب مي باشند، بود كه نهضت آزادي و عزت الله سحابي از جمله آنها بود.
لذا خطاب به آقاي علي مطهري بايد گفت: «شايد اگر آيت الله مطهري كه تأكيد فراوان بر اسلام ناب محمدي(ص) و عشق ارادتي خاص به حضرت امام(ره) داشت، به آن زودي شهيد نمي شد، افرادي مانند مهندس سحابي و همپالگي هايش در نهضت آزادي و جريان ملي - مذهبي فرصت جولان و عرض اندام نمي يافتند!»
به گزارش کیهان/ ترکیدن حباب ایجاد جنبش به واسطه فضای مجازی موجب بالا گرفتن انتقادها در محافل اپوزیسیون شده است.

تندروترین و جوگیرترین عناصر فعال در این عرصه اکنون می گویند القای توهمی به نام جنبش سبز به اعتبار فضای مجازی چیزی جز «بلوف» نبوده است.
نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست خارج نشین نشریات زنجیره ای که در فقدان تحلیلگران جدی در میان محافل اپوزیسیون، مدت ها در حال جنب و جوش و جنبش بود اکنون پس از چند سال جوزدگی می نویسد: من هیچ گاه کسی را به رفتن در خیابان و حتی رأی دادن نخواهم خواند. هرگز کسی را به تحریم انتخابات و یا خانه نشینی هم تشویق نمی کنم! من «اکتیویست» نیستم، سیاست مدار هم نیستم.
یک ناظرم، ناظری که مقایسه کردن هم اندکی بلد است… تعارف را کنار بگذاریم؛ همین چند ماه پیش که شایعه دستگیری سران جنبش سبز مطرح بود و دیدیم که عملی شد، دوستان «آنلاین» شعار می دادند «موسوی دستگیر بشه؛ ایران قیامت می شه». از دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی بیش از ۱۰۰ روز گذشته است.
اگر چیزی که تا الان دیده ایم اسم اش «قیامت» باشد، پس نباید چندان از دوران زندگی پس از مرگ ترسید! به عبارت دیگر، تهدیدهای آنلاین هیچ گاه خارج از محیط «وب» عملی نشد. سخن من به معنای این نیست که باید گروهی جان خود را به خطر می انداختند تا سران جنبش آزاد می شدند؛ به هیچ عنوان! اما وقتی شعاری داده می شود که در عالم واقع نمودی از آن نمی بینیم، گویندگان عملاً زمین جنگ را به حریف تقدیم کرده اند؛ یک «بلوف» با تاریخ مصرف.
عباس عبدی عضو ظاهراً مستعفی حزب مشارکت نیز با اشاره به بازی ناکامی که شبکه های اینترنتی ضد انقلاب برای تحریم فیلم پرفروش اخراجی های ۳ و متقابلاً جا زدن یک فیلم شبه روشنفکری به عنوان فیلم بزرگ جهانی! راه انداختند، نوشت: این تحرک فاقد مبنا بود اما چرا اتفاقی که دلایل کافی برای غلط بودن آن وجود داشت؛ رخ داد؟ به نظر من دلیل اصلی آن اینترنت است.
فضای اینترنت به معنای واقعی، مجازی است. هر چند اینترنت این امکان را فراهم می کند که افراد ناشناخته، ایده ها را فارغ از محدودیت های پیشین ارایه کنند، در عین حال ممکن است ایده هایی غیر مسئولانه و غیر جامع و فکر نشده نیز مطرح شود و براساس فضای اینترنت بسط یابد، بدون اینکه زمینه های لازم را دارا باشد.
حضور پررنگ جوانان در اینترنت و تبدیل این فضا به میدان مبارزه طلبی و ابراز وجود، موجب شکل گیری طرح هایی می شود که در فضای واقعی اجتماعی چندان مورد توجه نیست، اما در فضای مجازی خیلی اهمیت پیدا می کند، ولی هنگامی که در واقعیت اجتماعی با نتایج این طرح ها مواجه شوند، چیزی جز یأس و نا امیدی درو نخواهند کرد. یقین دارم که اکثریت قاطع مردمی که این دو فیلم را دیده اند، اصولاً اعتنایی به این تحریم مجازی نداشته اند، بنابراین بهتر است که از این پس درباره پیشنهادهای غیر دقیق و احساسی که در فضای مجازی طرح می شود حساب چندانی را باز نکرد.
با مزه تر از همه تقلاهای شبکه به بن بست رسیده و تاریخ مصرف گذشته بالاترین است که از یک سو اذعان می کند « برخی از ما فکر می کنیم با گذاشتن چند لینک تزئینی به وظیفه خود در قبال جنبش عمل کرده ایم و لینک الله اکبر گفتن را در بالاترین می گذاریم اما آیا شده که خودمون هم بریم و الله اکبر بگیم؟» و از طرف دیگر به اعتبار اینکه ترک عادت موجب مرض است، می نویسد «چرا هیچ کس پیشنهادی، طرحی چیزی نمی ده و همه نشستن ببینن فیس بوک ۲۵ بهمن یا شورای هماهنگی سبز کی بیانیه می ده؟ با هر کس که صحبت می کنی بهانه ای برای نیامدن به خیابان داره
وز
ما با یک هواپیمای اختصاصی به آمریکا اعزام شدیم، در ویلایی در حومه واشنگتن مستقر شدیم، آقای “دنیس راس” به استقبال بنده آمد. با آقای “جو بایدن” معاون رئیسجمهور آمریکا در آنجا ملاقات کردیم که وی قول داد، حمایت جدیای از جنبش جمع یاران برای براندازی نظام ایران داشته باشد. محمد رضا مدحی در مستند «الماسی برای فریب» به پاتک هوشمندانه نیروهای امنیتی ایران به پروژه”دولت در تبعید” پرداخت. به گزارش «تابناک» در این مستند که به بررسی طرحهای مشترک انگلیس، آمریکا و موساد برای براندازی نظام ایران میپرداخت، محمدرضا مدحی، عنصر نفوذی ایران در محافل خصوصی اپوزوسیون خارج از کشور، اظهار داشت: بنده به عنوان رئیس شورایعالی حفظ امنیت و منافع ملی و امیرحسین جهانشاهی به عنوان جانشین بنده در “دولت در تبعید”منصوب شده بودیم. وی در این مستند گفت: در بدو ورود به عربستان با سفیر آمریکا در این کشور ملاقات کردم. از طریق سفیر آمریکا در عربستان، با خانم هیلاری کلینتون، یک جلسه محرمانه برگزار کردیم. در این جلسه قرار بر این شد که “ایالات متحده” با جنبش”جمع یاران”در جهت ادامه فتنه در ایران همکاری داشته باشد. همچنین یک مقام مسئول در وزارت اطلاعات درباره جزئیات بیشتری از نفوذ دستگاه امنیتی کشورمان در کانون اپوزیسیون خارج کشور و فرایند شکست پروژه آمریکایی – صهیونیستی «دولت در تبعید» به خبرگزاری فارس گفت: پس از آنکه دشمنان در جریان فتنه ۸۸ که با توجه به بدیع بودن متغیرهایش متفاوتترین فتنه در طول عمر جمهوری اسلامی بود موفق به پیشبرد پروژه براندازی نرم جین شارپ نشد اقدامات سختافزارانه در دستور کار قرار دادند. وی ادامه داد: طراحان ناکام پروژه جنگ نرم از جمله جوزف نای به این فکر افتادند که با توجه به جایگاه اقوام و مذهب در ایران متوسل به اقدامات سخت و عملیاتهای خرابکارانه در کشورمان شود. این مقام مسئول در وزارت اطلاعات گفت: بنیاد آمریکایی دفاع از دموکراسی (PDD) در یکی از جلسات خود که ۳ ساعت طول کشید تشکیل«دولت در تبعید» را تصویب کرد که مأموریت اجرای این پروژه به دنیس راس معاون امور خاورمیانه اوباما سپرده شد. وی افزود: تحقق دولت درتبعید نیازمند چهرهای برخوردار از سوابق اجتماعی و مذهبی بود و برهمین اساس سرویس اطلاعاتی آمریکا شناسایی و جذب عناصر مناسب برای رهبری دولت مذکور را در دستور کار قرار داد. به گفته این مقام امنیتی در آن ایام محمدرضا مدحی که دارای وجه سابقه طولانی خدمت در نهادهای انقلابی بود و در بانکوک به تجارت جواهرات و سنگهای قیمتی اشتغال داشت، مورد توجه سفارت آمریکا در تایلند قرار گرفت. «این فرد خیلی زود از طریق سرویس اطلاعاتی آمریکا برای پیوستن به جریان ضد انقلاب خارج از کشور جذب شد و در سفری به عربستان با مقامات آمریکایی از جمله هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه این کشور دیدار کرد.» مقام مسئول در حوزه امنیت داخلی وزارت اطلاعات گفت: مدحی با پذیرش همکاری با آمریکا و اپوزیسیون خارج نشین و طرح ادعای سازماندهی هزاران نفر از نیروهای داخلی جنبشی را تحت عنوان «جمع یاران» تشکیل داد. وی افزود: او پس از سفر به واشنگتن با هواپیمای اختصاصی و استقرار در ویلایی در حومه این شهر با جو بایدن دیدار کرد که در این ملاقات، معاون رئیس جمهور آمریکا حمایت کامل کشورش از نامبرده را اعلام کرد. این مقام امنیتی ادامه داد: در پی موافقت مدحی با همکاری در پروژه دولت در تبعید دنیس راس که مأموریت تشکیل این دولت را داشت پروژه خود را با توجه به ویژگیهای شخصیتی و سوابق همکار جدیدش تکمیل شده دید. به گفته او، مدحی پس از مدتی به فرانسه رفت و در آنجا با امیرحسین جهانشاهی سرمایهدار ایرانی دارای تابعیت فرانسوی – اسرائیلی که پدرش از چهرههای نزدیک به رژیم پهلوی به ویژه اشرف بود و خود او نیز مسئولیت سازمانی موسوم به (موج سبز) را برعهده داشت و ۹ سال برای اقدامات براندازانه در سرزمینهای اشغالی دوره دیده بود و همچنین مهرداد خوانساری از عناصر سلطنتطلب وابسته به دفتر به اصطلاح مطالعاتی سازمان جاسوسی MI6 انگلیس که پدر وی نیز از دیپلماتهای رژیم شاه بود، ملاقات کرد. «در این دیدار خصوصی که در هتل آتلانتیک پاریس (محل کار جهانشاهی) انجام شد و در همان مکان نیز آغاز همکاری این ۳ نفر در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام شد پروژه تشکیل شورای رهبری دولت در تبعید رسماً کلید خورد.» مقام مسئول در وزارت اطلاعات با یادآوری برگزاری کنفرانسی در جزیره گوادالوپ در ژانویه ۱۹۷۹ (دیماه ۱۳۵۷) با حضور رؤسای ۴ قدرت مهم بلوک غرب برای بازگرداندن شاه مخلوع به کشور، گفت که این بار اپوزیسیون در نیمه دوم سال گذشته کنفرانسی تحت عنوان گوادالوپ ۲ برای همفکری در زمینه براندازی جمهوری اسلامی برگزار کرد. وی افزود: در این نشست که سران تمام جریانات و گروههای ضدانقلاب از منافقین تا سلطنتطلبان و از تجزیهطلبان تا جریان فتنه و حتی فرق منحرف اخلاقی و اجتماعی حضور داشتند دولت در تعبید رسماً اعلام موجودیت کرد. به گفته این مقام امنیتی، عبدالله مهتدی رهبر گروهک منحله کومله، حسن شرفی رهبر گروهک منحله دموکرات، علیرضا نوریزاده سلطنتطلب عضو MI6، رضا حسینبُر از رهبران یکی از گروههای تجزیهطلب، محسن مخملباف رابط اپوزیسیون خارج کشور با سران فتنه، جهانشاهی از عناصر سازمان موساد و همچنین مسئول میز ایران در سازمان جاسوسی فرانسه به نمایندگی از نیکلا سارکوزی رئیس جمهور این کشور حضور داشتند. «در این جلسه راههای براندازی جمهوری اسلامی از جمله تداوم حیات جریان فتنه از طریق اقدامات آشوبگرانه و اغتشاش و حتی ترور چهرههای منتسب به جریان مذکور در داخل کشور و همچنین نفوذ در ساختارهای قدرت جمهوری اسلامی از طریق جذب نیرو از مراکز مهم مورد بررسی قرار گرفت و ۷ میلیارد دلار آمریکا نیز برای آغاز این تحرکات اختصاص یافت.» مقام مسئول در حوزه امنیت داخلی وزارت اطلاعات گفت: پس از انتخاب مدحی به رهبری دولت در تبعید و جهانشاهی به جانشینی وی و ایجاد شورای ۳۰ نفره برای فعالیتهای اجرایی در حوزههای سیاسی و اقتصادی و رسانهای در حقیقت پروژه مذکور وارد فاز جدیدی شد. وی افزود: یکی از اقدامات صورت گرفته در این مرحله جذب دیپلماتهای ایرانی در خارج کشور بود که برای آن کمپینی هم تشکیل شد اما با افشای هویت احمد ملکی دیپلمات ایرانی در ایتالیا که خواهرزاده مهدی کروبی بود این پروژه به شکست مواجه شد. به گفته این مقام امنیتی هنگامی که قرار شد شورای رهبری دولت در تبعید برای مدیرت و هدایت عملیاتهای خرابکارانه در ایران و براندازی جمهوری اسلامی از طریق کودتاه ظرف یک سال در پادگان سیکلن تلاآویو مستقر شوند، عملیات نجات مدحی توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) انجام شد و او به کشور بازگشت. وی در پایان تأکید کرد که امروز بحمدالله با در پیش گرفتن رویکرد تهاجی وزارت اطلاعات و تعریف امنیت نظام اسلامی در خارج از مرزها و اقدامات مؤثر و هوشمندانه در این عرصه جمهوری اسلامی در بالاترین سطح ثبات و امنیت قرار دارد. مستند «الماسی برای فریب» از شبکه اول سیما پخش شد که روایتی از نفوذ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در کانون اپوزیسیون خارجنشین و اشراف بر تحرکات ضد انقلاب و نمایشی از اقتدار سربازارن گمنام امام زمان (عج) در به سخره گرفتن سرویسهای جاسوسی غرب بود. دشمنان نظام اسلامی در طی ۳۲ سال گذشته همواره با استمداد از اپوزیسیون و به کار گرفتن اقدامات نرم و سختافزارانه تلاش کردند توطئههای خود را برای براندازی جمهوری اسلامی پیش برند اما پاتک وزارت اطلاعات به توطئه بزرگ دولت در تبعید که همه سرویسهای جاسوسی دشمن و ضدانقلاب در لوای آن بودند با اقدامی استراتژیک به تأخیر افتاد و فرسایشی شدن آن موجب کاهش نتایج این طرح آمریکایی – صهیونیستی شد و سپس با نجات الماسی که برای فریب اندیشیده شده بود، نقشهای که آنها الماس خود میخواندند با الماسی دیگر منهدم شد. برای دیدن مستند اینجا کلیک کنید
مرتضی مصباح راد در وبلاگ “روزنامه نگار مسلمان” نوشت: چهاردهمین روز اردیبهشت ماه سال ۸۸ بود که برای پوشش خبری برنامه انتخاباتی موسوی به دفتر کار وی در فرهنگستان هنر رفتم. جمعی از زنان و زهرا مصطفوی دختر امام خمینی(ره) که دبیر کل جمعیت زنان انقلاب اسلامی نیز بودند با میر حسین موسوی و همسر وی دیدار کردند، اما این دیدار تنها ۲۰ دقیقه بطول انجامید و این تنها به خاطر انتقادات شدید دختر امام خمینی(ره) بود که خطاب به موسوی بیان شده بود. این انتقادات آنقدر برای “موسوی دیکتاتور” گران تمام شده بود که از خبرنگاران خواسته بود تا این سخنان را رسانه ای نکنند. موسوی آنقدر از این سخنان عصبانی شده بود که خطاب به یکی از محافظانش گفته بود که این جلسه چقدر بیصاحب است، یکی نیست به خبرنگاران بگوید بیرون بروند. زهرا مصطفوی فرزند امام خمینی (ره) و دبیر کل جمعیت زنان انقلاب اسلامی در خصوص اظهارات اخیر وی نسبت به نهضت آزادی گفت: زمانی در سخنانتان در خصوص گروه نهضت آزادی اعلام کردید که با آنها اختلاف نظر دارید و پس از آن فرمودید که دوستی با آنها دارید که این دوستی تا امروز ادامه پیدا کرده است و زمانی نیز گفتید که ما وقتی با افرادی اختلاف نظر داریم قرار بر این نیست که آنها را کنار بگذاریم، حال سئوال من این است که چگونه میتوانیم افرادی را که با آنها اختلاف نظر داریم در مناصب اجرایی بکار بگیریم و به آنها مسئولیت بسپاریم. پس از سخنان زهرا مصطفوی، میرحسین موسوی از خبرنگاران و عکاسان خواست تا این جلسه را ترک کنند لذا خبرنگاران تنها چند دقیقه در این جلسه حضور داشتند و ادامه این جلسه بدون حضور خبرنگاران برگزار شد. موسوی پس از جلسه ۲۰ دقیقهای خود با جمعیت زنان در حالی که تلاش داشت چهره خود را در پایان جلسه به دور از عصبانیت نشان دهد، از خبرنگاران خواست تا بخش پایانی سخنان زهرا مصطفوی را منتشر نکنند
وقوع سه حادثه تلخ در طول ده روز اخیر در بطن ام القرای اسلامی، باعث شد تا خون بسیاری از مردم غیرتمند ایران به جوش آید و البته طبق معمول با انجام برخی اقدامات موردی و رفع برخی مصداق ها، تلاش شود چنین نشان داده شود كه همه چیز تحت كنترل است؛ اما واقعیت آن است كه مردم با موارد مكرر چنین اتفاقاتی در ایام مختلف روبرو هستند كه تنها مواردی از آنها در دایره توجه رسانه ها قرار می گیرد و در برابر دستگیری چند مجرم یك حادثه، نقدهای جدی شان به وضعیت امنیت در جامعه برطرف نخواهد شد، به خصوص آنكه در برابر این نقدها، توجیهاتی مبنی بر عدم برخورداری قربانیان از حجاب و پوشش مناسب ذكر شده كه در مقابل این پرسش مطرح می شود، مگر حتی بی حجابی مجوز یا توجیهی برای تعرض است؟!
به گزارش سرویس اجتماعی «آینده»؛ در هفته اخیر سه حادثه تلخ كه ابعادش فراتر از یك حادثه ارزیابی شد و حكم یك فاجعه را داشت، مورد توجه ویژه افكار عمومی قرار گرفت؛ نخست تجاوز به زنان و دختران مستقر در یك باغ در خمینی شهر اصفهان كه پس از حبس شوهر و بستگانشان از سوی گروهی از اراذل در همان محل مورد تجاوز قرار می گیرند و دردآور آنكه یكی از قربانیان باردار بوده است. دوم تعرض به یك دانشجو در دانشگاه فردوسی مشهد كه اگرچه ابعاد ذكر شده برای ماجرا از سوی دانشگاه تكذیب شد، اما اصل ماجرا تایید شد و سوم اقدام یك روحانی برای جلوگیری از ربودن یك دختر در مركز تهران به عنوان نقطه ای كه باید امنیتش الگو باشد، بود كه منجر به آسیب دیدگی شدید این مرد شجاع توسط متعرضین شد.
در هر سه اتفاق آنچه بیش از پیش از سوی مسئولان نیروی انتظامی و گروهی از رسانه ها با تأسی به گفتار مسئولان این نهاد مورد توجه قرار گرفته بود، عدم وجود پوشش نامناسب قربانیان بود و در واقع بر نقش پررنگ بدحجابی این قربانیان كه همگی دختر و زن بوده و غیرت جامعه اسلامی محسوب می شودند، تاكید شده است. روشن است كه حجاب و پوشش خود یك حصار امنیتی برای زنان مقابل هوسرانان است، اما به كارگیری چنین تعابیری كه رنگ و بوی توجیه می دهد، تنها عصبانیت مردم را به دنبال دارد، چرا كه بر فرض آنكه این اشخاص بدپوشش ترین ها بوده باشند، آیا مجوز یا توجیهی برای تعرض به حریم شان بوده است؟
آیا در بسیاری از كشورهای اروپایی علی رغم بی حجابی، آمار تعرض به زنان و دختران كمتر از آمار غیرقابل ارائه تعرض به زنان افغانستان كه برقع می پوشند، نیست؟ البته شكی نیست كه پوشش محرك عامل جدی در تحریك مردان به دست زدن به چنین فجایعی است و به عنوان نمونه در برخی كشورهای بسیار آزاد! همچون فرانسه آمارهای چندین هزار تجاوز در سال نسبت به جمعیت این كشور از درصد بالایی حكایت دارد. با این حال واقعیت آن است كه به جز بحث پوشش كه در ایران بدپوشش ترین دختران و زنان نیز به مراتب پوشیده تر از دختران كشورهای غربی و حتی معدودی از كشورهای اسلامی هستند، نظارت پلیس، ركن مهم تامین امنیت اجتماعی بانوان است. از این گذشته مگر بدپوششی آن زنان و شوهرانشان در یك باغ هم در معرض عمومی بوده كه عامل تعرض را بتوان صرفاً پوشش ذكر كرد؟

مسئولان نیروی انتظامی به خوبی می دانند این وقایع به تازگی در ایران باب نشده و هنوز فجایع ماه ها و سال های اخیر كه گهگاه آنچنان تكان دهنده می شود كه هفته ها در دایره توجه رسانه ها قرار می گیرد را فراموش نكرده ایم. مردان كه زنانشان در خیابان و مقبال چشمانشان ربوده شده و یا مادران و پدران و همسرانی كه در مقابل چشمان و التماس هایشان شاهد تجاوز گروهی اراذل و اوباش به همسران و دخترانشان بوده اند و حاصل چه شده است؟ عكس العمل سریع در قبال این حوادث در جهت اقناع افكار عمومی كه به واسطه رسانه ای شدن موردی ابعاد برخی از این حوادث، منتقلب شده بودند، اقدام ارزشمندی بود كه از سوی نیروی انتظامی به وقوع پیوسته، كما اینكه از سه حادثه فوق، متعرضین به دختر و روحانی در كمتر از بیست و چهارساعت دستگیر شدند اما آیا این اقدامات ضربتی در قبال مصداق ها، دوای درد است؟
آیا نباید حضور نیروی انتظامی در سطح اجتماع در ایامی به جز روزهای خاص نیز به مراتب پررنگ تر از شرایط فعلی باشد و مجرمان در حین ارتكاب جرم دستگیر شوند و نه بیست و چهار ساعت یا بیش از اینها بعد از حادثه؟ نباید انكار كرد كه نیروی انتظامی فعالیت های خوبی به خصوص در سطح شهر تهران برای تامین امنیت انجام داده و حضور پلیس در ساعات پایانی شب پایتخت كه احتمال وقوع جرایم خطرناك افزایش می یابد، ملموس است. اما جای تاسف دارد كه این گشتزنی های معمول متناسب با جمعیت تهران نیست. در این خصوص شاید عنوان شود نیروی انتظامی پرسنلی بیش از این ندارد كه بتواند در هر بخشی به توسعه نظارت بپردازد، اما در این زمینه باید اشاره كرد به برخی ایام كه تعداد پلیس ها چندین برابر ایام معمول می شود.
نمونه بارز چنین ایامی، حضور ولادیمیر پوتین رئیس جمهور پیشین روسیه و اداره كننده فعلی همسایه شمالی ایران است كه شاید هنوز برخی فراموش نكرده باشند. در روز حضور رئیس جمهور وقت روس ها در ایران، آنچنان تهران مملو از پلیس شده بود كه برخی همكاران به شوخی عنوان می كردند به ازای هر نفر دو پلیس وجود دارد. در آن مقطع و بسیاری از روزهای فوق العاده این پرسش مطرح شد كه این حجم نیروی انتظامی از كجا می آید و به كجا می رود؟! قطعاً مسئولان نیروی انتظامی نیز منكر این واقعیت نیستند كه در برخی روزها حضور پلیس پررنگ تر می شود و همین مسئله باعث شده مردم این تصور برایشان به وجود آید كه پلیس می تواند در تمام ایام سال، آن حضور پررنگ روزهای فوق العاده را حفظ كند و اینكه چرا نمی كند، پرسشی است كه پاسخی به آن داده نشده است.

آنچه مسلم است، امنیت یك شهروند ایرانی از رئیس جمهور آمریكا نیز باید اولویت بالاتری داشته باشد، كما اینكه در دیگر كشورها نیز این یك اولویت است و از این منظر ارزش حتی حفظ امنیت دختر بدحجاب ایرانی -به عنوان ناموس ایرانی- از چهره های سیاسی چون پوتین بالاتر است؛ افرادی كه سالهاست در عرصه سیاست با این و آن همخواب می شوند و در این سالها كه خون ملت ایران را در معاملات مختلف به خصوص راه اندازی نیروگاه بوشهر و دیگر تاسیسات اتمی مكیده اند، حتی حاضر نشده اند دقایقی از آغوش صهیونیست ها خارج شوند و حتی یكی از قطعنامه های تحریم ناجوانمردانه علیه ایران را وتو كنند. حال آیا نباید كرامت شهروند ایرانی بیش از پوتین و امثال او رعایت شود و شهروندان ایرانی به اندازه رئیس جمهور یك كشور زرنگ خارجی كه چند ساعت و نه یك عمر میهمان این مملكت است، احساس امنیت كنند؟
شاید به زعم برخی تامین چنین امنیتی برای خارجی هایی نظیر پوتین، به واسطه پروتكل های امنیتی باشد كه حتی وقتی احمدی نژاد به نیویورك می رود هم رعایت شده و تا شیشه های اتاقش به شیشه های ضدگلوله تغییر می یابد. اما این تنها یك مثال بود، چرا كه بسیاری از مثال ها را نمی توان ذكر كرد! واقعیت آن است كه نیروی انتظامی علاوه بر آنكه ظرفیت حضور پررنگ تر در تهران و دریگر شهرها را دارد، می تواند چیزی به اندازه هزینه میلیاردی كه برای خریداری و نصب دوربین های درآمدزای ! كنترل ترافیك و كنترل سرعت انجام داد را برای خرید و نصب هزاران دوربین جدید مداربسته در نقاط مختلف شهر تهران و دیگر شهرها انجام دهد و با هزینه ای به مراتب كمتر از گسیل نیرو به تك تك كوچه ها، كنترل مداوم بر معابر شهری داشته باشد و این توقعی بزرگی از مسئول امنیت شهری نیست.
علاوه بر این بهتر است حضور پررنگ نیروهای انتظامی در معابر همچون ایام فوق العاده حفظ شود و در واقع همیشه برای حفظ كیان خانواده های ایرانی حكم ایام فوق العاده را داشته باشد. این رویكرد قطعاً در بلندمدت باعث می شود صمیمیت میان مردم و پلیس افزایش یابد و باور گروهی از مردم كه با وقوع هر جرم اعم از كیف قاپی، سرقت از منازل و نظایر اینها، پلیس را مقصر می دانند، تغییر یابد و دید عمومی نسبت به مراكز انتظامی بهبود یابد؛ اتفاقی كه به تسریع در رسیدگی مسئولان نیروی انتظامی به پرونده های در دست بررسی شان نیز منجر خواهد شد. این تغییر رویكرد البته به نیروی انتظامی باز می گردد كه به همان اندازه كه علاقمند به اطلاع رسانی كوچك ترین دستاوردهایشان هستند، در پی ارتقای رضایت عمومی باشند و صرف دستگیری چند مهاجم به یك روحانی پس از 18 ساعت را یك موفقیت نهایی تلقی نكنند، چرا كه اصلاً وقوع چنین واقعه ای در ساعت ده شب و در یكی از پررفت و آمدترین خیابان های پایتخت، یك شكست است
رسا: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، در جمع شماری از نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداخت.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه همه در اعمال و رفتار خود دارای نقص و عیب هستیم تصریح کرد: اگر توقع داشته باشیم برای تصدی پست های کشور اسلامی کسانی انتخاب شوند که هیچ نقص و عیبی در رفتار و فکر و اخلاقشان نباشد باید فقط منتظر ظهور امام زمان(عج) باشیم و این همان تفکر تفریطی هاست که می گفتند این کارها فایده ندارد و باید بنشینیم تا امام زمان(عج) بیاید.
وی با تاکید بر اینکه حکومت عدالت امیرمومنان یک الگوی مناسب برای ما است بیان داشت: ریزش در مسؤولین زمان حضرت علی نیز وجود داشت به طوری که برخی از والیان و استانداران حکومت امیرالمومنان از سران لشکر عمر سعد در کربلا شدند.
آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه نباید در مسؤولین منتظر عصمت باشیم، اظهار داشت: این اشتباه است که به دلیل وجود نقص در مسؤولین، رای ندهیم بلکه در هر انتخابی باید سعی کنیم اصلح نسبی را برگزینیم.
عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به این سوال که برخی می گویند این کاری بود که خودتان کردید و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید، گفت: نه آن روز که برای انتخاب شخصی زحمت کشیدیم تحت تاثیر بودیم و نه امروز تحت تاثیر هوچی گری ها و تبلیغات منفی قرار می گیریم بلکه در هر زمان هر چه که احساس کنیم تکلیف است با تمام توان انجام داده ولو با وظیفه و تکلیف سابق جور نباشد.
آیت الله مصباح یزدی در ادامه افزود: بنده قبلا از بعضی اشخاص که شما خوب می شناسید به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیاردفاع می کردم که البته همان زمان در بین موجودین بهترین بودند و بعدها همان اشخاص از ریزش های انقلاب شدند.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به این شبهه که برخی می گویند آیا این حادثه قابل پیش بینی نبود، بیان داشت: خداوند انسان را مختار آفریده و ممکن است بعد از یک عمر گناه، توبه کند مانند حر و یا پس از یک عمر زهد و پارسایی در آخر ریزش کند که باید خیلی مراقب بود.
وی فسادهای پیچیده و عمیق را نتیجه برنامه ریزی دقیق ابلیس از سالیان قبل دانست و اظهار داشت: این فساد بسیار پیچیده می تواند بزرگترین نعمت الهی را که با تقدیم هزاران شهید به دست آورده ایم زیر و زبر کند.
آیت الله مصباح یزدی افزود: برنامه ریزی شیطان آنقدر دقیق و جامع است که پس از مهیا کردن زمینه ها یک نفر را از لایه های درونی بیرون می آورد و او شبکه ای را تشکیل می دهد تا بزرگترین نعمت الهی در طول تاریخ اسلام را از بین ببرد.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه شاید با یک فرمول صد عضوی بتوان دلایل این انحراف عظیم را یافت تصریح کرد: باید بدانیم از کجا می خواهند ما را فریب دهند و در این راه از چه شگردهایی بهره می برند.
آیت الله مصباح یزدی شگردهای جریان انحرافی را شیطانی دانست و گفت: در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که اینکارها را انجام دهد باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است البته به برخی می گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند اما ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است.
وی با اشاره به اینکه قرائنی مبنی بر تاثیر گذاری بر رئیس جمهور از طریق وسائل غیر عادی وجود دارد اظهار داشت: این شخص منحرف با این بهانه که فوق العاده است و ارتباطات معنوی با امام زمان(عج) و اصحاب ایشان دارد تاثیر عجیبی بر رئیس جمهور گذاشته و اعتمادش را جلب کرده است.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: صرف اینکه یک نفر عمامه ای بر سر بگذارد و یا خود را اهل زهد و پارسایی و ارتباط با عوالم دیگر نشان دهد نمی توان به وی اعتماد کرد، گرچه که برخی از روی ساده لوحی گول این افراد را هم می خورند.
آیت الله مصباح یزدی یکی از شگردهای این جریان انحرافی را معرفی سرکرده آن به عنوان یک انسان مقدس و متدین و اهل ارتباط دانست و تصریح کرد: یکی از ترفندهای این جریان این است که می گوید ما غیبت کسی را نمی کنیم و نسبت به دشمنان اسلام نیز تبری نمی جویند که این از جلوه های نفاق است.
وی افزود: نمی شود کسی از دینداری و تدین حرف بزند و از امریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان قسم خورده بشریت تبری نجوید و نسبت به آنان بدگویی نکند که این از ریشه های نفاق در این جریان است.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه بعضی وقت ها غیبت کردن واجب می شود، ترفند مشابه معاویه در این زمینه را خاطر نشان کرد و گفت: وقتی معاویه جهت گرفتن بیعت برای ولایتعهدی یزید خدمت امام حسین(ع) رفته بود در پاسخ به آقا که فرموده بودند با یزید سگ باز شرابخور بیعت نمی کنم، گفته بود اما یزید درباره شما اینجور بدگویی نمی کند که شما می گویید.
آیت الله مصباح یزدی تفکر تصوف را در جریان انحرافی مشهود دانست و اظهار داشت: در این تفکر به جای امام زمان(عج) مسئله انسان کامل را مطرح می کنند و مقام امامت را یک مقام معنوی می دانند.
عضو مجلس خبرگان رهبری در تشریح زوایای مختلف تفکر تصوف بیان داشت: برخی از متصوفان قطب خود را انسان کامل می دانند و این مسئله پس از مرگش به پسرش منتقل می شود.
وی افزود: از نظر متصوفان امامت یک روح و نورانیت است که هر کس به آن مقام برسد با آن اتحاد پیدا می کند و این دسته از افراد معمولا تمایل ندارند که بگویند حجت بن الحسن(عج) زیرا این با عقایدشان سازگار نیست.
آیت الله مصباح یزدی ریشه برخی از تفکرات این جریان را در فلسفه غرب دانست و تصریح کرد: این جریان خطرناک برای منحرف کردن هر بخش از جامعه یک برنامه مشخصی دارد که باید هوشیار باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مبارزه با کسانی که قصد براندازی نظام و اسلام را دارد، واجب دانست و تصریح کرد: اگر بدانیم کسی قصد خیانت دارد و با او مبارزه نکنیم گناه کرده ایم و باید جواب بدهیم که چرا با دیدن جریان انحرافی به تکلیف خود عمل نکرده ایم.
وی یکی از شگردهای جریان انحرافی را بی توجهی به احکام الهی دانست و گفت: اینها می گویند احکام الهی ظواهر است و باید روح احکام باشد نه ظاهر آن، که این انحراف جدی از خط امامی است که تا آخر عمر از نماز ایستاده دست بر نداشت.
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در روز ۱۴خرداد تصریح کرد: معظم له یکی از ویژگی های مهم خط امام را معنویت و عمل به احکام الهی دانست که عبور از آن انحراف جدی و خطرناکی است که جامعه را تهدید می کند.
آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه برخی در تبلیغات انتخابات شعار اطاعت از رهبری سر دادند اما در عمل انتظار ما را محقق نکردند گفت: میزان سنجش عملکرد مسؤولان، ولایت فقیه است و با حرکت در خط ولایت و توسل و دعا به همراه بصیرت، تلاش و مجاهدت می توانیم از گردنه های پرخطر عبور کرده و پرچم را به دست امام زمان برسانیم
یک عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس، شرکت در انتخابات پیشرو را وظیفه همه جریانات و گروههای سیاسی از جمله اصلاحطلبان عنوان کرد و در عین حال خبر داد که جریان اصلاحات هماکنون در حال بررسی پنج مرحله برای تعیین نحوه ی حضور اصلاحطلبان در انتخابات مجلس نهم است.
مصطفی کواکبیان در گفتوگو با ایسنا، حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس آینده را منوط به اطمینان آنها نسبت به نحوهی برگزاری و نظارت بر انتخابات دانست و با برشمردن پنج مرحلهی راهبردی که در بحث انتخابات مجلس از سوی اصلاحطلبان در حال بررسی است افزود: در مرحله اول اصلاحطلبان یا به صورت فعال و با یک لیست سراسری در انتخابات حضور پیدا میکنند و یا اینکه لیستی ارایه نکرده و سکوت خواهند کرد که البته این به معنای تحریم انتخابات نیست.
وی با برشمردن استراتژی دیگر اصلاح طلبان گفت: در حال بررسی این مسئله هستیم که اگر بنا باشد بر اساس لیستی در صحنه انتخابات حضور یابیم، آیا این حضور صرفا باید در قالب شورای هماهنگی جبههی اصلاحات باشد و یا با کمک این شورا، یک ستاد جدیدی شکل بگیرد تا سایر احزاب اصلاحطلب که عضو شورا نیستند بتوانند در آن حضور پیدا کنند.
کواکبیان سومین راهبرد و استراتژی اصلاحطلبان برای حضور درانتخابات را بررسی این موضوع که آیا اساسا راهی برای ائتلاف با اصولگرایان منتقد دولت وجود دارد یا خیرعنوان کرد و افزود: این هم یک بحث مفصلی است که البته بحثهای مقدماتی و گفتوگوهایی را در این زمینه داشتهایم، هرچند که تاکنون به نتیجهای نرسیدهایم.
نمایندهی سمنان در مجلس با اشاره به مرحلهی چهارم استراتژی اصلاحطلبان گفت: در این مرحله بررسی میکنیم که در هر حوزه انتخابیه، در صورت اضافه شدن ۲۰ نفر حدود ۳۱۰ کرسی نیازمند معرفی کاندیداست؛ لذا باید بررسی کنیم که کدام بخشها میتوانند از سوی اصلاحطلبان، دارای نیروهای فعال باشد.
دبیرکل حزب مردمسالاری، بررسی ستاد دائمی اصلاحطلبان برای انتخابات را پنجمین استراتژی عنوان کرد و گفت: در این مرحله، بررسی میکنیم که آیا این ستاد فعال و جبهه دائمی برای انتخابات ریاست جمهوری هم میتواند فعال باشد و یا اینکه تنها پتانسیل حضور در انتخابات مجلس نهم را دارد.
کواکبیان با تاکید بر ضرورت بررسی دقیق پنج استراتژی مذکور از سوی اصلاحطلبان ادامه داد: البته در این مقطع زود است که روی این موضوع بحث شود و بهتر است که از مهرماه این موضوع مورد بررسی و تصمیمگیری دقیق قرار گیرد.
وی گفته است که “پس آقای خاتمی چون قدرت را نمیشناسد، چون موضعی که دارد ایستادن برحقی نیست بلکه ایستادن بر مصلحتی است که به گمان او مصلحت ایجاب می کند که این موضع که ایشان گرفته، گرفته بشود.”
بنی صدر در ادامه عنوان کرده است که خاتمی درصدد است که “راه برای آقای خامنهای باز شود که بتواند برای آشتی با اصلاحطلبها به سمت آنها بیاید و دوباره کشور را تحویل آنها بدهد!”
وی در عین حال به منابع داخلی خود که نامی از آن ها نبرده استناد کرده و گفته است “اینطور که به من از داخل گفته اند … آقای خاتمی به دوستانش گفته که شما عجله نکنید، مواضع نرم داشته باشید تا آقای خامنهای بتواند بطرف شما بیاید.”
این رئیس جمهور فراری در عین حال با تشبیه موسوی و کروبی به خودش، تلویحا به خاتمی هشدار داده است که سخنان نظام را باور نکند چرا که “نظیر این وضعیت در کودتای خرداد ۱۳۶۰ هم پیش آمد. به عدهای در آن موقع همین را گفتند که شما ساکت باشید بعد از اینکه بنی صدر را روانه کردیم کارها را به دست شما میدهیم، یکی از آنهایی که آمد همین مطلب را به من گفت، مرحوم مهندس سحابی بود، به او گفتم شما را فریب دادهاند، وقتی کار مرا ساختند سراغ شما میآیند.”
گفتنی است، محمد خاتمی چندی پیش بدون اشاره به هزینه های زیادی که در نتیجه اغتشاشات پس از انتخابات به مردم و نظام تحمیل شده، آنان را به دو دسته تقسیم کرده و گفته است: اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد!
برخی محافل ضد انقلاب این پیشنهاد خاتمی را با هدف تلاش وی برای حضور در انتخابات توصیف و به آن اعتراض کردند. در عین حال برخی دیگر به حمایت از خاتمی پرداختند