لینک باکس افزایش بازدید

به گزارش جام نیوز همزمان با نزدیک شدن به سالروز فتنه سبز در ایران که در ۲۲ خردادماه ۱۳۸۸ رخ داد و البته چند صباحی نیز بیشتر دوام نیاورد و موجب آشکار شدن ماهیت غربی و رسوایی رهبران آن شد، سایت رادیو فردا وابسته به دولت آمریکا از خوانندگان خود خواست تا نظر خود را درباره این فتنه بنویسند.
رادیو فردا درباره عمده نظرات ارائه شده ازسوی اپوزیسیون در خصوص فعال بودن فتنه سبز نوشت: «اکنون بعضی میگویند که جنبش سبز ایران مرده است و پایانیافته، بعضی آن را زنده و پویاتر از گذشته میدانند، و بعضی بر این عقیدهاند که سرکوب خشونتبار از سوی حکومت تنها به زیرزمینی شدن جنبش سبز انجامیده است و ایران در عین سکوت بشکه باروتی است در انتظار یک جرقه.»
این رادیو در ادامه افزود: «شما در این باره چه فکر میکنید؟ نظر شما درباره جنبش سبز چیست؟ رادیوفردا در انتظار خاطرات شما از سال پرغوغای ۸۸ و نظرات و امیدهای شما برای سالهای آینده است.»
جنبش سبز بخاطر نداشتن هدف،راه بجایی نخواهد برد

به گزارش جام نیوزسایت گویانیوزدر مقاله ای به قلم بیژن صف سری صاحب امتیاز روزنامه آزادگان در دوران با اذعان به شکست این جنبش ونبود یک هدف شفاف برای این فتنه نوشت:«جنبش سبز با همهی هزینههایی که تا کنون داده است بیشک در تاریخ این کهنهدیار بهعنوان یکی دیگر از تلاشهای ملت ایران برای در آغوش گرفتن آزادی ثبت میگردد اما این تلاش نیز همچون همهی جنبشهای عقیمماندهی آزادیبخش در طول تاریخ کشورمان، راه به جایی نخواهد برد چرا که فقدان اهداف روشن که خود محصول نبود یک استراتژی شفاف است نه تنها این جنبش را نیز به تدریج از شتاب اولیهاش باز داشت.»
وی در ادامه این مقاله با اذعان به شکست فتنه سبز پس از حصرموسوی وکروبی اعتراف می کند:«امروز دیگر بر همه آنهایی که گمان می کردند با دستگیری دو رهبر معنوی جنبش آقایان موسوی و کروبی جنبش از حرکت باز نمی ایستد ثابت گردیدکه این جنبش قائم به رهبری بوده است و حتی تشکیل “شورای هماهنگی راه سبز امید” که توسط گروهی نامشخص و غیابی بوجود آمده، هم نتوانست جنبش را به همان حالت لنگان لنگان رفتنش به سوی آزادی هدایت کند، چرا که ایرانی جماعت همیشه بدنبال قهرمان حی و حاضر بوده، از همین رو بیانیه شورای سبز امید که اخیرا منتشر شد و برای حضور خیابانی مردم در روز ۲۲ خرداد فراخوان داده است با مخالفت های زیادی مواجه می شود.»
وی در ادامه این مقاله با ابرازناراحتی خود ازبی توجهی مردم ایران به تبلیغات بیگانگان و ضدانقلاب علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران گفت:«در عجبم که سال ۵۷ مردم با یک اعلامیه به خیابان ها می ریختند در حالی که نه گرسنه بودند و نه چون امروز فقر از در و دیوار خانه هایشان بالا می رفت ولی امروز با هزار ظلم و تعدی که می بینند جز عده ای معدود بقیه در لاک سکوت فرو رفته اند و تماشاگرانی بیش نیستند.»
وی درادامه ناراحتی از مردم ایران گفت:« مرگ هاله سحابی می توانست انگیزه ای به مراتب بیشتر از مرگ ندا در بپاخاستن مردم موثر باشد ، چرا که مظلومانه تر است. زنی مبارز، دختری دردمند، مادری از تبار مادران صلح به وضعی چنین مظلومانه در پیش تابوت پدر کشته می شود و یا دست کم می توانست همچون حادثه خودسوزی آن دستفروش در تونس باشد که منجر به قیام مردم تونس گردید اما باز هم مردم سکوت کردند خود ماندند و از کنار این ماجرا هم بی واکنش گذشتند براستی چه بر سر ما آمده است؟
جهان نیوز : زخمی که اراذل و اوباش، هفته گذشته به چشم حجت الاسلام فروزش زدند و این زخم او را تا مرز نابینایی پیش برد برگ کوچکی بود از خطراتی که همواره بسیجیان و روحانیون کشور در مقابل آنها سینه سپر کرده اند.
کم نبوده است در فتنه ها و اوباش گری های مختلف که همیشه این بسیجیان و روحانیون و قشر ارزشی بوده اند که در صف اول دفاع از امنیت مردم و روشنگری ایستاده اند و بیشترین آسیب ها را نیز متحمل شده اند.و عمق این مظلومیت آن هنگام هویداتر می شود که دشمنان این ملک و مملکت، بغض آلوده از کینه ای که از مقاومت فرزندان جان بر کف مردم بر دل کشیده اند، آنان را آماج حملات تبلیغاتی خود قرار می دهند و عده ای در داخل هم این صحبت ها را باور می کنند.
آسمان آبی ایران اسلامی، امروز اگر چشم مجروح شده حجت الاسلام فروزش را در برخورد با اراذل و اوباش می بیند، در روزهایی قبل تر از این هم شاهد تشییع پیکر فرزندان خوبش بود که در ماجرای قبیح فتنه، جان را بر سر امنیت ما و مردم گذاشتند و همچون جانباز کربلا، با سر و رویی شکسته و خونین، سر به دامان سیدالشهدا گذاشتند و شهید شدند.
ایران اسلامی ما مگر می تواند مجروحین و شهدای بسیجی و انتظامی فتنه هایی مثل تیرماه ۷۸ یا خرداد ۸۸ را فراموش کند…؟!کاروان این کربلائیان عاشق، همواره در کنار مکتب امام(ره) زیسته است و مگر نه اینکه شرط اول عاشقی پاکبازیست…؟!
و حال آنها که در تارهای سیاه تنیده خود، خواب تخریب بسیج و روحانیت را می بینند و حرف های نخ نمای سلطنت طلب ها را نوشخوار می کنند، آیا در مقابل خون های جاری شده ای که آخرینش را بر قامت حجت الاسلام فروزش دیدند، باز هم فرافکنی و سکوت می کنند یا اینکه این بار را صفت به خرج می دهند و در علن خواهند گفت که بسیج و بسیجی پاک مانده است چون با مکتب خمینی(ره) عهدی جانانه دارد.
و این عهد چه بسا یک روز تکلیف حضور در میدان جهاد اصغر را بر دوش بسیجی می گذارد، روز دیگر درس خواندن و تولید علم را و در یک لحظه شاید دفاع از جان و ناموس هرآنکس که در زیر آبی بی انتهای ایران اسلامی می زیَد و نفس می کشد. حتی با آنکه شاید همین ناموس پنداشته شده با بسیجی ها و صفایشان میانه ای ندارد و حتی اگر شاید خود را دشمن آنها هم می داند.و در این میانه شاید مظلومیت بسیجی ها بی انتها باشد… که حتی با اینکه در هنگامه پرتاب گازهای اشک آور در اغتشاش اوباش، بچه های کوچک و پیرترها را از مهلکه به در می برند… حتی با اینکه برای امنیت من و تو نارنجک به خودشان می بندند و زیر تانک می روند و حتی با اینکه بی خیال سلامتی و بینایی و لذت هایی که زندگی می تواند برای یک آدم سالم داشته باشد، به چند اوباش مزاحم حمله ور می شوند و مجروح و معلول می شوند تا ناموس دیگران! را نجات بدهند؛ مورد بی مهری قرار می گیرند و عده ای هر طور دلشان می خواهد با بچه های خوب خمینی(ره) رفتار می کنند.
بسیجی ها باید در صحنه بمانند تا ضد انقلاب و دشمنان مردم و کشورمان هرچه می خواهند به ما بگویند و آنگاه، ما درد غریبی را به یک غمزه نگاه سیدعلی سودا کنیم.و اینکه درد است… بگذار تمام زخم های عالم هم بیایند و بر جان و جسم ما بنشینند تا ما در این معامله عاشقانه دستمان بازتر باشد و با سری افراشته تر در مقابل رهبرمان بنشینیم و بر گرد کعبه عشق طواف کنیم
سکان زمین و آسمان است علی
سلطان همه جهانیان است علی
هستند امامان مبین رهرو او
یعنی که امیر کاروان است علی
روزی که کسی به داد امت نرسد
آنکس که به فکر دوستان است علی
آرامش شیعیان عالم مهدی است
آرامش صاحب الزمان است علی
رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس تاکید کرد: رئیس جمهور باید سعی کند عوامل فتنه را از بین ببرد و اجازه ندهد آنها در حمایت از رئیس جمهور یا تحت پوشش وی عامل اصلی این فتنه گری باشند.
روح الله حسینیان در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ریشه های شکل گیری فتنه در کشورمان گفت: دنیا طلبی برخی از خواص و نخبگان مهمترین عامل در شکل گیری فتنه 88 بود.
وی در خصوص برخی از نخبگان سیاسی کشور که در فتنه 88 عملکرد مناسبی نداشته ولی هم اکنون با شدت زیاد از جریان انحرافی انتقاد می کنند اظهار داشت: جریان انحرافی باید مورد انتقاد قرار بگیرد اما مردم باید توجه داشته باشند که چه کسانی امروز به انتقاد از جریان انحرافی پرداختند، چرا که در فتنه 88 افرادی درمقابل عوامل فتنه قرار گرفتند و لذا امروز هم حق دارند از منحرفین انتقاد کنند و اهداف آنها را برای مردم تبیین و روشن کنند.
رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی ادامه داد: افرادی که در فتنه جزئی از عوامل موثر بودند و با سکوت خود به فتنه کمک کردند و آن را ترویج کردند و اجازه دادند فتنه خودی نشان دهد و همچنین افرادی که تلاش کردند مسائل فرعی را در مقابل فتنه مطرح کنند تا فتنه در امان بماند نمی توانند امروز با چهره حق به جانب از جریان انحرافی انتقاد کنند و لذا مردم باید مواظب این افراد و جریان ها باشند تا آنها نتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند.
حسینیان در پایان خاطرنشان کرد: رئیس جمهور باید سعی کند عوامل فتنه را از بین ببرد و اجازه ندهد این جریان در حمایت از رئیس جمهور یا تحت پوشش وی عامل اصلی فتنه گری باشند و امیدوارم با لطف خداوند همه مسئولین با توجه به اقتضائات زمان وحدت را اصل قرار دهند.
پرونده فائزه هاشمی به دادگاه رفت
حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای در ادامه با بیان اینکه برای پرونده متهمان بمب گذاری و به شهادت رساندن دانشمندان هسته ای هنوز حکمی صادرنشده گفت: «متاسفانه برای پرونده شهید علی محمدی حکمی صادر نشده و یا حکم نهایی نشده است. این پرونده به دادگاه رفت ولی به دلیل نقص در پرونده هنوز به مرحله نهایی نرسیده است.»
وی در پاسخ به این پرسش که آیا حکم پنج متهمی که در رابطه با پرونده متجاوزان خمینی شهر دستگیر شده اند اجرا شده یا باید کل متهمین دستگیر شوند، اظهار کرد: «یکی از اصرارهای ما در این سالها برخورد با اراذل و اوباش و کسانی که امنیت مردم را سلب می کنند بوده است. گاهی اوقات تکرار این اعتراضات باعث واکنش رسانه ها شده اما باید این حساسیت را حفظ و موارد مشابه را تکرار کنیم.»
سخنگوی قوه قضائیه ادامه داد به خانواده ها سفارش می کنم که مراقب فرزندان و بستگانشان باشند تا عفت عمومی را خدشه دار نکنند. ممکن است اگر مرحله اول که کوتاهی در شئونات اسلامی بود رعایت می شد این تعرضات صورت نمی گرفت.
سخنگوی قوه قضائیه با اشاره تعرض به یکی از روحانیون که منجر به آسیب دیدگی شدید چشم او شده بود گفت: «هفته گذشته یک روحانی پس از مشاهده اینکه چند نفر اراذل و اوباش برای دختری ایجاد مزاحمت کرده است وارد عمل می شود که متاسفانه از سوی این مهاجمین مورد تعرض قرار می گیرد. اما اگر این دختر رعایت حجاب خود را می کرد چنین مشکلاتی برای خود و خانواده و از همه مهمتر این روحانی ایجاد نمی کرد.»
محسنی اژه ای از خانواده ها خواست با توجه به آغاز فصل تابستان در خصوص پوشش دختران خود دقت بیشتری انجام دهند تا در دام افراد شیطان صفت نیفتند و همچنین برای دیگران نیز مزاحمت ایجاد نکنند.

مدحی در بانکوک پایتخت تایلند زندگی می کرد و در تجارت الماس فعالیت می کرد. از این رو ویژگیهای فردی وی ماموران سیا را متقاعد کرده بود که به سرعت با وی تماس حاصل نمایند.
"الماسی برای فریب". این اسم ، عنوان پروژه ای است که یکی از نیروهای مرتبط با دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی ضمن نفوذ در تشکیلات اپوزیسیون خارج از کشور توانست قدرت سربازان گمنام امام زمان را به رخ دستگاههای جاسوسی غرب بکشاند.
به گزارش «خبرنگار جوان»، یک مقام آگاه اطلاعاتی امروز در تشریح جزئیات این عملیات نفوذ، تلاشهای جریان برانداز نظام از طریق جنگ نرم را مورد اشاره قرار داد و گفت: این جریان پس از فتنه سال 88 با انتقال مدیریت فتنه به خارج از کشور تلاش کرد. اقدامات براندازانه خود را با تشکیل ائتلافهای گسترده در خارج از کشور دنبال نمایند.
وی افزود از این رو دستگاه اطلاعاتی کشور نیز همزمان با مهار داخلی حوزه امنیت ، از حالت انفعال خارج شده و حوزه امنیت را در آن سوی مرزها تعریف و دنبال کرد. وی با اشاره به اینکه در فتنه سال 88 نوعی ائتلاف و اتحاد حداکثری نزد جریان برانداز و اپوزیسیون خارج از کشور علیه انقلاب اسلامی شکل گرفته بود، که در آن طیفهای مختلفی از جمله بهائیان، سلطنت طلبان ، گروههای تجزیه طلب ، منافقین و.... دیده می شدند،افزود: وزارت اطلاعات توانست به این جریان در خارج از کشور نفوذ پیدا کند.
وی گفت: تحلیل سرویسهای اطلاعاتی غرب از تحولات سالهای 76، 77 و 78 این بود که برخی خرده جنبشها مانندکارگری و دانشجویی می توانند به پاشنه آشیل نظام تبدیل شوند از این رو سرمایه گذاریهای خود را روی این مقولات آغاز کردند لکن چون توفیقی در این زمینه حاصل نشد، بنابراین نفوذ در ساختارهای قدرتی نظام مانند سپاه، وزارت اطلاعات را در اولویتهای خود قرار دادند.از این رو نفوذ در برخی شخصیتهای موجه با سابقه انقلابی را در دستور کار خود قرار دادند.
وی گفت بعد از فتنه سال 88 بنیاد دفاع از از دموکراسی به نام FDD تحولات داخلی ایران را به گونه ای تعریف کردند که تشکیل دولت در تبعید در آمریکا از نتایج تصمیمات این بود. از این رو در ذیل این تصمیم و مصوبه سرویسهای اطلاعاتی قدرتمند آمریکا ، اسرائیل و انگلیس یعنی سیا ، موساد و ام.آی6 فعال شدند تا در راستای این اهداف جریان اپوزیسیون خارج از کشور را با تشکیل دولت در تبعید به هم مرتبط سازند که جریان سبز هم بخشی از این ائتلاف بود. از این رو عناصری در خارج از کشور برای این منظور شناسایی و جذب شد. از جمله این افراد ، فردی بود به نام محمدرضا مدحی از جانبازان شیمیایی که سابقه عضویت در نهادهای امنیتی و اطلاعاتی را در کارنامه خود داشت.
وی در بانکوک پایتخت تایلند زندگی می کرد و در تجارت الماس فعالیت می کرد. از این رو ویژگیهای فردی وی ماموران سیا را متقاعد کرده بود که به سرعت با وی تماس حاصل نمایند. او می گوید گرچه در مذاکرات اولیه تمایلی برای همکاری با سیا نداشته است ، اما با ادامه مذاکرات او متقاعد می شود که سفری را به کشور عربستان سعودی داشته باشد. او در مستندی که ساخته شده در تشریح جزئیات سفر خود به عربستان می گوید پس از ورود به عربستان مورد استقبال سعود الفیصل وزیر امور خارجه این کشور قرار گرفتم. وی پس از مذاکرات اولیه یکی از همراهان به من عنوان کرد که فردی مهمی قرار است با شما ملاقات نماید. این شخصیت مهم کسی نبود جز هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا که به گرمی استقبال کرد و از من خواست که به آمریکا سفر کنم.
این مقام اطلاعاتی در ادامه تشریح نفوذ نیروهای گمنام امام زمان (عج) افزود: طرح تشکیل دولت در تبعید از سوی بنیاد آمریکایی دموکراسی بر آن بود که مجموعهای از نیروهای با سابقه اجتماعی و مذهبی با ایجاد شورایی اقدام به عملیات خرابکاری و در نهایت براندازی جمهوری اسلامی کنند، که محمدرضا مدحی برای اداره این دولت در تبعید انتخاب شده بود. مدحی پیش از این توانسته بود با تشکیل گروهی موسوم به "جنبش جمع یاران " با جریانات ضد انقلاب ارتباط گسترده برقرار نماید.
او مدعی بود "جنبش جمع یاران " در نهادهای امنیتی ایران بیش از 2 هزار هوادار دارد که در موقع لزوم وارد عمل خواهند شدو اهداف براندازانه را عملیاتی خواهند کرد. از دیگر افرادی که به عنوان یکی از لیدرهای دولت در تبعید شناسایی و جذب شده بود، فردی به نام امیر جهانشاهی است که پدر او از افراد متمول و ثروتمند رژیم ستم شاهی بوده و او نیز در طیف جریان اپوزیسیون تشکیلاتی را به نام «موج سبز» راه اندازی کرده بود. جهانشاهی فرد ثروتمندی بود که 9 سال در اسرائیل برای چنین روزی آموزش دیده بود.او این تشکیلات را به همکاری فردی به نام مهرداد خونساری از دیپلماتهای باسابقه رژیم سابق و مورد حمایت سرویس اطلاعاتی انگلیس ایجاد کرده بود.
از دیگر افراد و جریانات مرتبط و موتلف با دولت در تبعید می توان به سلطنت طلبان، منافقین ،گروهکهای تجزیه طلب مانند: دموکرات، تجزیه طلبان خوزستان و افرادی نظیر مخمل باف ، علیرضا نوری زاده، سازگارا و... اشاره کرد.
دولت در تبعید چگونه شکل گرفت
پس از فتنه سال 88 ، درست سال 89 از نیمه گذشته بود که دولت آمریکا که تونسته بود، بسیاری از نیروهای اپوزیسیون را در خدمت اهداف خود در آورد، کنفرانسی در واشنگتن با حضور بسیاری از شخصیتهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا مانند جیمز ولسی و مایکل لدین و نمایندگانی از دولت تشکیل شد. یکی از سخنرانان این کنفرانس با اشاره به اینکه از دهه هفتاد تا کنون سرویسهای جاسوسی همیشه در ایران حضور داشته اند، به ناکارآمدی این سرویسها در ایران اذعان کرد و گفت : آنها همیشه دچار اشتباه شده اند. درنهایت در این جلسه 3 ساعته طرح دولت در تبعید طراحی و به دنیس راس معاون وزیر امورخارجه برای تصویب نهایی ارجاع می شود. محمدرضا مدحی درباره چگونگی سفر خود به امریکا می گوید: از بانکوک با یک هواپیمای اختصاصی به امریکا اعزام شدم و پس از توقف کوتاهی در لس آنجلس ، در واشنگتن مستقر شدم و دیدارهای را با دنیس راس و جوبایدن انجام شد.
در این ملاقاتها بود که نمایندگان دولت امریکا پشتیبانی خود را از تشکیل دولت در تبعید اعلام می کنند و با اذعان به اینکه این دولت از یکسال گذشته با عنوان حکومت مخفی مطرح بوده است، خواستار اجرایی شدن این پروژه به صورت علنی می شوند. پس از این مثلث مدحی، جهانشاهی و خوانساری به عنوان عوامل دولت در تبعید به سوژه رسانه های ضد انقلاب تبدیل می شوند. به گونه ای که تلویزیون اسرائیل با مدحی مصاحبه ای ترتیب می دهد و این مصاحبه را در یک روز 10 بار روی آنتن می برد.
"کنفرانس گوادلوپ2"
"گوادلوپ" نام جزیره ای است در کشور فرانسه که در سال 1979 اولین کنفرانس برای نجات محمدرضا پهلوی تشکیل شد.
در گوادلوپ2کنفرانسی با حضور بسیاری از فعالان ضد انقلاب و اپوزیسیون خارج از کشور از جمله ، مهرداد خوانساری ، محمدرضا مدحی ، امیر جهانشاهی و جمع همه ضد انقلاب تشکیل شد که در آن نمایندگانی از آمریکا ،اسرائیل، آلمان و 11 کشور دیگر حضور یافتند تا پروژه براندازای نظام را از طریق عملیاتی کردن ترور برخی شخصیتها از جمله یکی از سران فتنه کلید بزنند و سپس با انجام کودتا نظام را ساقط نمایند. اما هنگامی که قرار شد در راستای این پروژه مدحی و شورای رهبری دولت در تبعید در پادگانی در تلآویو مستقر شوند عملیات نجات وی توسط سربازان گمنام امام زمان انجام شد و مدحی به کشور ببازگرداندهشد.این مستند روایت کوتاهی بود از پروژه نفوذ و اشراف دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در کانون اپوزیسیون خارج نشین که اقتدار دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران را به اثبات رساند و در آن دستگاههای امنیتی غرب به سخره گرفته شد. گفتنی ها در زمینه نفوذ و اقتدار نیروهای همیشه گمنام امام زمان فراوان است اما برخی ملاحظات امنیتی اجازه نمی دهد زوایای پنهان این تلاش این مجاهدان خاموش باز شود.
منبع: جوان آنلاین

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، جو بایدن معاون اوباما و دنیس راس، نماینده ویژه اوباما در خاورمیانه و نیز نمایندگان سران دولتهای فرانسه و رژیم صهیونیستی از جمله مقامات ارشد غربی و صهیونیستی بودند که در جریان پروژه هوشمندانه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بشدت بازی خوردند.
آنان که پس از پخش افشاگری محمدرضا مدحی، کسی که بنابر برنامه آنان قرار بود رئیس "دولت در تبعید" شود، آنچنان شگفت زده شده اند که پس از گذشت دو روز از پخش این مستند، همچنان ترجیح می دهند سکوت کنند. موضوع افشاگری مدحی در مستند الماسی برای فریب، برنامههای تروریستی و براندازانه غرب، رژیم صهیونیستی و ضدانقلاب خارج از کشور علیه ملت ایران بود. مدحی که از سوی سازمان اطلاعاتی غرب و به دلیل سوابق انقلابی و نظامی اش در ایران برای پروژه آمریکا انتخاب شده بود، با مدیریت وزارت اطلاعات، غرب و ضدانقلاب را بازی داد و پس از اقدام پیچیده وزارت اطلاعات برای بازگرداندن او به ایران، دو روز پیش جزئیات پروژه ضد ایرانی غرب را افشا کرد و همه سران بازی خورده را انگشت به دهان گذاشت. علیرضا نوریزاده به همراه محسن مخملباف(فیلم ساز ضدانقلاب)، مهرداد خوانساری(از سران فعال ضدنقلاب) و عبدالله مهتدی(سرکرده گروهک تروریستی کومله) از جمله کسانی هستند که نامشان در مستند "الماسی برای فریب" برده و نشست های مدحی با آنان نمایش داده شد. علیرضا نوریزاده که هرگز گمان نمی کرد میهمان برنامه های ضد ایرانی او و همراز چندین ماهه اش، تمام آرزوهای غرب و ضدانقلاب را از صدا و سیمای ایران به باد دهد، سخنان جالبی را برای توجیه این واقعیت بیان کرده است. مدحی چند ماه با نام "سردار مدحی" میهمان ویژه برنامه تلویزیونی علیرضا نوریزاده بود اما وی در گفت وگو با دویچهوله گفته است: وقتی برایش مسجل شد که او دروغ میگوید برنامههایش را قطع کرد. نوری زاده که حاضر نشده بازی خوردن خود و غرب را بپذیرد تنها عنوان کرده است که محتوای مستند الماسی برای فریب صحت ندارد و مدحی دروغ می گوید. او حتی از جانب، سعودالفیصل، هیلاری کلینتون و جو بایدن هم اظهارات مدحی را تکذیب کرده است: آقای مدحی ادعا میکند که سعودالفیصل، خانم کلینتون یا چه میدانم، آقای جو بایدن را ملاقات کرده. تمام اینها دروغ است. علیرضا نوری زاده همچنین در برنامۀ خود گفت که مهرداد خونساری بازی خورده است!
امیر فرشاد ابراهیمی یکی دیگر از عناصر خود فروخته و فرای مرتبط با مراکز جاسوسی غرب هم در موضعی حق به جانب تلاش کرد بگوید وی از ابتدا به مدحی بدبین و این موضوع را به دوستان خود هشدار داده بود.وی با طرح این سوال از نوری زاده که چرا همه توش و توان تبلیغاتی و حمایتی و رسانه ای خود را در اختیار مدحی قرار داده است، اپوزیسیون ایران را مشتی ساده لوح توصیف کرده و نوشته: اگر این اتفاق سهوی بوده است پس باید در هوش و درایت و سیاست ایشان شک و اگر عمدی بوده است پس تکلیف ما با ایشان روشن است. پیامهای خوانندگان سایت ضد انقلابی «بالاترین» درباره این مستند هم خواندنی است:
« اگر سایت بالاترین واقعا طرفدار تضارب آرا است نباید این مطلب را سانسور کند». «نوری زاده حرفی میزنه که مرغ پخته خنده اش میگیره میگه من مدحی رو تا به خارج نیامده بودبه اسم محقق میشناختم!!؟ الان از کجا معلوم که آن محقق همین مدحی باشه ؟؟! در مورد نوریزاده حرف و حدیث بسیار است.» «از کجا معلوم که خود شما همان اسب تراوا رژیم نباشید؟؟!!!» « عزیزان بعضی از ما دوباره گول حرفهای بیاساس نوری زاده را خوردیم. آقا نوریزاده من به شخصه دیگر به هیچ وجه به تو اعتماد نخوام کرد.
منبع: جوان آنلاین

منظور عبادی از “هاله”، دختر عزت الله سحابی است.
هاله سحابی ساعت هشت و نیم صبح ۱۱ خرداد و پیش از تشییع جنازه عزت الله سحابی بر اثر شوک ناشی از درگذشت پدر و سابقه بیماری قند خون، دچار تشنج شد.
وی فوراً به درمانگاه شبانهروزی گلندوئک لواسان منتقل شد اما تلاش پزشکان نتیجه نداد و هاله در اثر ایست قلبی درگذشت.
با این حال رسانه های ضدانقلاب با انتشار گزارش هایی متفاوت علت مرگ وی را “مضروب کردن وی با پنجه بکس”، “در دست داشتن عکس پدرش”، “ضرب و شتم هاله سحابی توسط ماموران” و … عنوان کردند.
این ادعاهای جالب در حالی منتشر شد که یحیی شامخی، فرزند هاله سحابی همان زمان در گفتوگو با سایت گروهک غیرقانونی نهضت آزادی علت مرگ مادرش را به گفته پزشکان “ایست قلبی” دانسته بود.
البته این موضوع هم سبب نشده که محافل ضدانقلاب اکنون هم دست از سر محروم هاله سحابی بردارند و دست کم او را ابزار اقدامات سیاسی خود نکنند.
شیرین عبادی در بخشی از نامه پیشنهادی خود، از زنانی از جمله “ترانه موسوی” و برخی حامیان فتنه ۸۸ هم نام برده و آنان را نماد “پارک هاله” خوانده است!
ترانه موسوی دختری بود که با ادعای محافل فتنه و ضدانقلاب مورد تجاوز قرار گرفت سپس کشته و سوزانده شد اما پس از آنکه او در صدا و سیما حاضر شد و ادعاهای ضدانقلاب را تکذیب کرد، برخی از روزنامه نگاران فتنه از جمله مینو صابری (از نویسندگان سایت ضدانقلاب رادیو زمانه) به این دروغ خودساخته اذعان کردند.
در همان دوران بود که سران داخلی فتنه برای سعیده پورآقایی مراسم ختم گرفتند تا صدای او در بیاید که من زنده ام!
گفتنی است، عبادی که خود را چهره ای جهانی می داند، مصادیق آنچه را به نظرش نقض حقوق بشر است تنها در ایران تشخیص داده و واکنش او در قبال جنایات رژیم صهیونیستی و به خاک خون کشیده شدن زنان و کودکان فلسطینی، کشتار مردم بحرین، یمن، افغانستان، عراق، پاکستان و شکنجه بازداشت شدگان بیگناه در زندان مخفی و مخوف آمریکا هرگز جایی سخنان به اصطلاح حقوق بشری خانم عبادی پیدا نکرده است
علیرضا نوری زاده، پنجشنبه ۱۹ خرداد در برنامۀ خود به نام «پنجرهای رو به خانۀ پدری» به پخش مستند «الماس فریب» واکنش نشان داد.

به گزارش خبرآنلاین، نوریزاده که بیشتر به نام تحلیلگر «صدای آمریکا» شناخته می شود با بیان اینکه انسانها در مواقعی شکننده میشوند مدعی شد: از هفتۀ چهارم-پنجم که با او حرف زدم، متوجه شدم لنگییی در کارش هست؛ یکی اینکه دربارۀ آقای خامنهای حرف نمیزد.
دوم اینکه علیه جنبش سبز بلند شد، علیه آقای موسوی و آقای کروبی، که یک دفعه من قطع کردم. یادتان هست برنامه قطع شد؟ برای اینکه به او گفتم اصلاً چنین نیست؛ این دو انسان هر چه هم در گذشته بودند، آزادمردند، ایستادهاند و مردم ایران آمدهاند پشتشتان ایستادهاند و کارتان درست نیست.
نوریزاده همچنین اظهار داشت: «امیر فرشاد ابراهیمی» که اولین بار با آقای مدحی آشنا شده بود به من هشدار داد – انصاف است اینجا بگویم، چندین نوبت به من هشدار داد – اما من همیشه اینجوری آقای مدحی را میدیدیم، که حتی اگر پروژه باشد، من که با او زندگی نمیکنم.
نوریزاده در مورد «محمّدرضا مدحی» اظهار داشت: او آدم معتقدی بود، وقتی نام حضرت فاطمۀ زهرا (س) میآمد، دگرگون میشد، گلایه میکرد از بعضی تلویزیونهای اپوزیسیون که تعرض میکنند به اعتقادات مردم.
هرگز مستند حرفهایم، مدحی نبود
این عنصر اپوزیسیون خارجنشین، با انکار تمام گفتههای قبلیاش اظهار داشت: گاهی میشد که مدحی مطلب خودم را به خودم تحویل میداد و من آنجا متوجه میشدم مدحی چیزی برای گفتن ندارد. و نامههایی هم که در میآورد یا نامههای مأموریتهای قبلی بود یا درست میکرد و چندین نوبت مچش را گرفتم!
نوریزاده که بارها و بارها در برنامههایش با مدحی مصاحبه کرده بود، گفت: مدرکی برایم فرستاد، غلط بودنش را دیدم. … در مدارکش ضعفهای عجیب و غریب بود. تاریخ زده بود بالا با تاریخ پایین درست نبود [همخوانی نداشت]… من هرگز به این مطالب اعتماد نکردم. هیچگاه مستند حرفهای من، آقای مدحی نبود!
فهمیدم صدا ضبط میکند!
نوریزاده در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: بعد از مدتی سوء تفاهمی پیش آمد. زنگ زدم، گفتم: آقای مدحی شما این حرفها را زدی؟ گفت: نه، من نزدم فلان شخص زده، و صدای آن شخص را برایم پخش کرد. دیدم اینها کارشان این است که صدا ضبط میکنند و برایم مشخص شد آقای مدحی صدا ضبط میکند… دیدم او دارد برنامهای میریزد.
مدحی در جلسۀ مشترک اوپوزیسیون نبود
نوریزاده گفت: به دعوت «برنارد لوی» (فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی که روابط نزدیکی با سارکوزی دارد) به فرانسه رفتیم و سخنرانی کردیم، من بودم، آقایان حسن شرفی، عبدالله مقتدی، مهرداد خونساری، محسن مخملباف بود که آنجا اعتراضی هم کرد که ما به دعوت چه کسی به اینجا آمدهایم که آقای «لوی» گفت: به دعوت من. اصلاً آقای مدحی در کار نبود و ایشان در تایلند بود.
مهرداد خونساری بازی خود!
نوریزاده گفت: بعد از آن سفر، مجدداً به دعوت خانم حبیبی از صدای فرانسه، به پاریس رفتم برای کنفرانسی دربارۀ تونس. همان روز دیدم محمد رضا شاهید (خبرنگار صدای آمریکا در پاریس) با مدحی گفتوگو میکند. شاهید گفت امروز مدحی معرفی شد که یکی از بلندپایگان سپاه به جنبش پیوسته. موقع خروج چند گردن کلفت او را بردند. گفتم اینها دیگر چیست؟ خونساری گفت: «بله ایشان چون قرار است کار بزرگی انجام دهد، در خطر است».
«جمع یاران» دو نفره بود!
او ادامه داد: از این جلسۀ معرفی، که کنفرانس مطبوعاتی هم در پایانش برگزار شد و تصویر مدحی و جهانشاهی هم آنجا منتشر شد، دیگر غیبش زد. من از دکتر خونساری پرسیم و او گفت مدحی شرایطی دارد که نباید ظاهر باشد. خُب طبیعی بود، فردی آمده در اپوزیسیون با جمع یارانش، که بعد معلوم شد دو نفر بودند! و میخواهد حکومت را براندازد.
نوریزاده افزود: آقای مدحی هر جا صحبت میکرد میگفت که ما یک گروه هستیم. و این جمع یاران همه جا هستند. پاسدارهای معروف و بزرگاند. و این گفتهها باعث شده بود برخی به او توجه کنند.
مدحی گفت ۶ ماه دیگر حکومت را ساقط میکنم، بامزه بود!
نوریزاده در بخش دیگری از اظهاراتش که تلاش می کرد خود را مطلع از آنچه رخ داده نشان دهد گفت: یادتان هست در آخرین برنامۀ من که آمد، گفت من شش ماه دیگر حکومت را ساقط میکنم. این هم بامزه بود، که بعد دوستی به من گفت: آقا، این طفلک «کُرتن»ها را میزند و اثر بدی بر او داشته و حرفهای بامزهای میزند. من هم گفتم بله، دیدم دیگر حرفی ندارد برای ندارد.
چوب سادهدلیام را میخورم
نوریزاده که پیش از این انرژی زیادی صرف مدحی کرده بود، اعتراف کرد که این روزها به شدت تحت فشار افکار عمومی است. او گفت خیلی سؤال شده این مدت که با وضعیت بهوجود آمده، نوریزاده چه میگوید. من اینجا بگویم: از دل پاک ما و نیت صادقانۀ ما خیلیها سوء استفاده کردند. …. در این سالها از افرادی ضربه خوردم که دوستشان داشتم و همه جور به آنها کمک کردم.
اعتراف به آدمربایی رژیم صهیونیستی
نوریزاده در قسمت دیگری از صحبتهایش مدعی شد «مدحی محلی از اعراب ندارد». آمریکا و اسراییل اطلاعات فراوانی دارند. او برای نمونه اظهار داشت: اسراییلیها عسگری را بردند، تمام برنامۀ هستهای را فهمیدند
عليرضا نوري زاده، جاسوس موساد و سيا به پخش مستند «الماس فريب» واكنش نشان داد و به ارائه شواهدي از رفتار متفاوت سردار مدحي با ضد انقلابيون اذعان كرد. نوري زاده با پذيرش اينكه با آقاي مدحي، نفوذي وزارت اطلاعات ديدارهايي داشته است، گفت: از هفته چهارم- پنجم كه با او حرف زدم، متوجه شدم لنگي اي در كارش هست؛ يكي اين كه درباره آقاي خامنه اي حرف نمي زد. دوم اين كه عليه جنبش سبز بلند شد، عليه آقاي موسوي و آقاي كروبي، كه يك دفعه من قطع كردم. يادتان هست برنامه قطع شد؟ براي اين كه به او گفتم اصلاً چنين نيست؛ اين دو انسان هر چه هم در گذشته بودند، آزادمردند، ايستاده اند و مردم ايران آمده اند پشت شان ايستاده اند و كارتان درست نيست! نوري زاده در مورد «محمدرضا مدحي» اظهار داشت: او آدم معتقدي بود، وقتي نام حضرت فاطمه زهرا(س) مي آمد، دگرگون مي شد، گلايه مي كرد از بعضي تلويزيون هاي اپوزيسيون كه تعرض مي كنند به اعتقادات مردم.