لینک باکس افزایش بازدید

یکی از اغتشاش گران که از صحنه های آشوب ها و اغتشاشات بعد از انتخابات فیلمهای متعددی گرفته است و اکنون نیز به خارج از کشور گریخته و با شبکه های ضدانقلاب درارتباط است، تحت عنوان یک مستند ساز ،درگفتگو با صدای آمریکا از ساخت فیلم هفتاد دقیقه ای خود بر علیه جمهوری اسلامی ایران سخن گفت.بر اساس این گزارش، "کلانی" در ابتدا با اشاره به ناکامی وی و بسیاری از طرفداران موسوی از شکست در انتخابات ریاست جمهوری گفت:«ساخت فیلم من از قبل از انتخابات شروع شدوقرار بود تا بعد از انتخابات با شادی و اشتیاق طرفداران کاندیدای پیروز[میرحسین موسوی] به اتمام برسد ولی این اتفاق نیفتاد و و تا به امروز اعتراضات ادامه دارد،و من این تظاهرات را تا روز عاشورا به تصویر کشیدم.»وی در ادامه سعی کرد وابستگی خودبه سازمان های جاسوسی وشبکه های ضد انقلاب را نفی نماید اما دراظهارات بعدی خود به خروج و فرارش به خارج از کشور تلویحا اعتراف کرد.کلانی در این باره اضافه کرد:«من روزهایی که بعد از تظاهرات به خانه می آمدم و استراحت می کردم،مدام از این ترس داشتم که اگر نیروهای امنیتی من را بگیرند چه اتفاقی برای من می افتد؟آیا من را نیز همانند دوستان دیگرم به عنوان یک وابسته به سازمان های اطلاعاتی بیگانه ،یک اقدام کننده علیه امنیت ملی و یک محارب خواهند شناخت؟»این حامی جریان فتنه در آخر افزود:«من تدوین 95 درصد این فیلم را در ایران انجام دادم،اما چون واقعا دیگر در ایران وقت ماندن نداشتم[!] مجبور شدم از ایران خارج شده و چند درصد باقیمانده را در فرانسه انجام بدهم و فیلم را به اتمام برسانم و در حال حاضر نیز با چند شبکه فارسی زبان و شبکه های خارجی در حال صحبت هستم و امیدوارم که با هم به توافق برسیم که بتوانیم در سالگرد 22 خرداد این فیلم را به نمایش بگذاریم.»
جریان فتنه برای حضور خاتمی در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی در مرقد مطهر و نکاتی که برای طرح در سخنرانی سید حسن خمینی مناسب است، برنامهریزی میکند.
به گزارش رجانیوز، در مراسم روز ارتحال، سید حسن خمینی بهعنوان نوه رهبر کبیر انقلاب اسلامی و تولیت مرقد مطهر همراه با رهبر معظم انقلاب وارد جایگاه میشود و در حضور ایشان، سخنرانی کوتاهی میکند و سپس حضرت آیتالله خامنهای بیانات خود را ایراد میکنند.
با این حال، جریان فتنه در صدد است محورهایی را برای طرح در سخنرانی سید حسن خمینی از طریق واسطهها به وی پیشنهاد دهد و با تحریک او بر این اساس که سال گذشته نتوانست اظهارات خود را بهطور کامل بیان کند، در سخنرانی امسال موارد باقی مانده از سال قبل را نیز بگنجاند.
جریان فتنه همچنین درصدد تدارک حضور محمد خاتمی در مراسم امسال است و تلاش میکند که حضور وی در جایگاه اختصاصی بهدور از چشم مردم باشد. همچنین این جریان قصد دارد خاتمی بهنوعی با رهبر انقلاب مواجه شود و در صورت امکان برخی درخواستهای خود را نیز از ایشان مطرح کند.
خاتمی بهتازگی در اظهاراتی که با انگیزه تست واکنشها و پالس دادن در جهت آمادگی برای امتیاز دادن بهمنظور بازگشت به قدرت و امکان حضور در انتخابات مجلس بود، اعلام کرد که هر دو طرف در قضایای سال 88 از یکدیگر بگذرند و اگر ظلمی به نظام و رهبری شده است، عفو کنند و اگر ظلمی به مردم شده است، آنها نیز بگذرند.
دوگانه جعلی "رهبری و نظام" – "مردم" در حالی بهطور کلی از سوی خاتمی بیان شد که وی با تصور نقش حکمیت برای خود پروژه عطش جریان فتنه برای بازگشت به قدرت به هر قیمت ممکن را لو داد و بهطور تلویحی اعلام کرد که بر خلاف شعارهای رادیکال این جریان، حاضر به بدهبستان برای جلوگیری از شرایطی است که این طیف بهطور کامل از صحنه سیاسی کشور حذف و به جریان ضدانقلاب تبدیل شوند.
رحلت جانسوز امام خمینی (ره) بر تمام مسلمانان جهان تسلیت باد.

یکی از کلیدواژههای قرآن کریم و روایات، از جمله نهجالبلاغه، همین واژه فتنه و مشتقات آن است. شاید در قرآن کریم این مادّه در حدود 60 مورد و در نهجالبلاغه حدود 80 مورد به کار رفته باشد. آن چه در زیر می آید گزیدهای از سخنان حضرت آیت الله مصباح یزدی(دامت برکاته) راجه به فتنه می باشد که در دیماه 88 ایراد فرمودهاند.
«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّیطانِ الرَّجِیم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن یُترْکُواْ أَن یَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا یُفْتَنُونَ»
در این روزها از فتنه، فتنههای آخر الزمان و از این مقولات زیاد صحبت میشود. یکی از کلیدواژههای قرآن کریم و روایات، از جمله نهجالبلاغه، همین واژه فتنه و مشتقات آن است. شاید در قرآن کریم این مادّه در حدود 60 مورد و در نهجالبلاغه حدود 80 مورد به کار رفته باشد. جا دارد که بحث جامعی در این زمینه انجام بگیرد.
مفهوم فتنه
ترتیب منطقی بحث اقتضا میکند که اول در باره مفهوم فتنه صحبت کنیم. اصلاً فتنه به چه معناست؟ موارد کاربرد آن کدام است؟ و چرا این واژه به کار رفته است؟ به هر حال محور اول مبادی تصوری بحث است. در قرآن کریم واژه فتنه در موارد مختلفی ذکر شده است که مورد استعمال آنها شباهت کمی به همدیگر دارند، و عملاً حکم مشترک لفظی را دارند. بسیاری از لغویین سعی میکنند حتی مشترکات لفظی را هم به یک اصل یا دو اصل برگردانند و بگویند اصل این معانی یک چیز است و با خصوصیات مورد یا با اضافه کردن ویژگیهایی، معنای دوم و سوم به وجود میآید. در این زمینه افراط و تفریطهایی هم وجود دارد. یک بحث این است که اصلاً این کار، کار درستی است؟ اگر منظور این است که اینها را به یک مشترک معنوی برگردانیم و بگوئیم: اصل، یک معناست و آن تعدّد معانی، خصوصیّات مورد است، مثل انسان که در بین همه افراد مشترک است و ویژگیهای نژاد، زبان، خون، رنگ، جنسیّت، و... باعث میشود انسان یک جا مرد و یک جا زن باشد، یک جا سیاه و یک جا سفید باشد؛ انصاف این است که این کار میسّر نیست و این کار نادرستی است. گاهی آن قدر معانی با هم تفاوت دارند که نمیتوان گفت: اینها مشترک معنوی هستند. امّا اگر مقصود، کاری است که در زبانشناسی هم معمول است که میگویند: اصل یک لغتی، یک معنایی بوده و تدریجاً در طول زمان، تحوّلاتی پیدا کرده و بعداً یک معنای دیگری پیدا شده که به اصطلاح به آن منقول میگویند و بعد جهت نقل را پیدا کنند تا بدانند به چه مناسبت از این معنا به یک معنای دیگر منتقل شده است، یک چنین تلاشی برای کشف ارتباط بین معانی مختلف در حدّ معقولی که عرفپسند باشد (نه اینکه تکلّفات زیادی داشته باشد) کار درستی است و این کار یک فرعی از فروع زبانشناسی است.
اصولاً الفاظی که در هر زبانی وضع میشوند، ابتدائاً برای مصادیق مادیّ است. آدمیزاد در ابتدا که شروع به حرف زدن میکند، هنوز مسائل معنوی و انتزاعی را درست درک نمیکند. موارد استعمال کلمه فتنه در قرآن کریم طوری است که نمیشود آن را مشترک معنوی محسوب کرد و بگوییم ماده «فتن» همه جا به یک معنا است. در مورد أموال و أولاد میفرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَة ...» . فتنه در اینجا هر معنائی داشته باشد، وقتی آنرا با این آیه مقایسه کنیم که «... الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل ...» : فتنه از قتل بدتر است، چه نسبتی با هم میتوانند داشته باشند؟ اگر یک معنا داشته باشند باید گفت: اولاد شما از قتل بدتر هستند و این معنای روشنی ندارد. همچنین وقتی مشتقات فتنه، مثل «بِأَیِّکُمُ الْمَفْتُون» را در نظر بگیریم. مفسرین گفتهاند: اینجا مفتون به معنای مصدر است. کسانی به پیغمبر اکرم ـالعیاذ باللهـ نسبت جنون دادند. در اینجا میگوید: بسنجید، ببینید که آیا شما اولی به جنون هستید یا او؟ اینجا مفتون به معنی مجنون یا جنون است. فتنه در «الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل» با «بایکم المفتون» با اموال و اولاد چه ارتباطی دارد؟ هیچ جهت مشترکی که قابل قبول باشد بین اینها نمیشود پیدا کرد. همچنین مانند: «... أَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا ...» و امثال اینها که معمولاً در کتابهای لغت هم، اینها را به عنوان معانی متعدد برای فتنه ذکر کردهاند.
قاعدهای در زبانشناسی وجود دارد که میگوید: اصولاً الفاظی که در هر زبانی وضع میشوند، ابتدائاً برای مصادیق مادیّ است. آدمیزاد در ابتدا که شروع به حرف زدن میکند، هنوز مسائل معنوی و انتزاعی را درست درک نمیکند. آنچه مورد نیازش است، همین مصادیق مادیّ است که در دنیا با آنها سر و کار دارد. مثلاً قطعاً اول مفهوم علوّ را که وضع کردند ـقطعاً که میگویم یعنی ظن متآخم بعلمـ اول برای بالا بودن سقف نسبت به کف و امثال آن وضع کردهاند. بعد توجه پیدا کردند به اینکه یک معانیای وجود دارد که تعبیر دیگری با آن مناسب نیست جز اینکه بگوییم آنها بلند هستند. مثل اینکه بگوییم مقام خدا علوّ دارد. یعنی بعد از تصور علوّ مادی، این معنا را برای علوّ معنوی تصور میکنند. در اینجا همان لفظی را که برای علوّ مادی وضع شده بوده، تجرید میکنند و میگویند دو گونه علوّ داریم یکی علوّ حسی است و یکی علوّ معنوی است، و خدا علوّ معنوی دارد و چیزهایی از این قبیل. این قاعده را در زبانشناسی میتوان مورد توجّه قرار داد که اول الفاظ برای مصادیق مادیّ وضع شده و تدریجاً به مناسبتهایی برای معانی انتزاعی اعتباری، و بعد هم برای معانی معنوی مافوق طبیعی بهکار رفته است.
اما گاهی یک مفاهیم معنوی هست که نمیشود بگویند یک مصداق مادیّ و یک مصداق معنوی دارد. آن قدر از خصوصیّات مادیّ تنزیه شده که اصلاً معنای دیگری شده است. به هر حال میتوان این را یک قاعدهای تلقی کرد که الفاظ ابتدائاَ برای معانی حسّی وضع شده، بعد تدریجاً با تصرفاتی، اول به صورت مجازِ با قرینه، بعد کم کم به صورت منقول بهکار رفته، و بعد یک معنای جدیدی پیدا شده است. بعدها «فتن» را در مورد اضطرابات به کار بردند. اضطراب گاهی اضطراب شخصی است که یک حالت روانی برای آدم پیدا میشود. گاهی اضطرابات اجتماعی است. جامعه متزلزل و مضطرب میشود.
اگر این را بپذیریم، وقتی موارد استعمال فتنه را ملاحظه میکنیم، حسّیترین معنایی که برای فتنه در خود قرآن کریم استعمال شده است در آیه شریفه: «یَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ یُفْتَنُون» است: یعنی به عنوان عذاب انسانهایی روی آتش گداخته میشوند. فَتَنَ در اینجا یعنی داغ کردن و سوزاندن. وقتی طلا را در آتش ذوب میکنند، میگویند: فتن الذهب، یعنی طلا را روی آتش آب کردند. از این جهت میتوان گفت: اوّلین باری که فتن وضع شده برای همین داغ کردن وضع شده است. این داغ کردن یک لوازم و آثاری دارد. به مناسبت این آثار و لوازم، اول مجازاً و بعدها به صورت منقول، لفظ «فتن» را در معانی دیگری استعمال کردند. معمولاً وقتی چیزی را روی آتش داغ میکنند، حرکتی اضطرابی در آن پیدا میشود. لذا بعدها «فتن» را در مورد اضطرابات به کار بردند. اضطراب گاهی اضطراب شخصی است که یک حالت روانی برای آدم پیدا میشود. گاهی اضطرابات اجتماعی است. جامعه متزلزل و مضطرب میشود. تدریجاً فتنه معانی جدیدی پیدا کرده و بعد در مورد بلاهایی که برای آدم پیش میآید و حال آدم را متغیر و مضطرب میکند به کار رفته است.
لازمه امتحان کردن یک حالت اضطراب است؛ از این جهت به امتحان هم فتنه گفته شده است. در همین آیه شریفه اول سوره روم میفرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُترَْکُواْ أَن یَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا یُفْتَنُونَ» یعنی آیا مردم میپندارند که وقتی میگویند ما ایمان آوردیم، ما همین طور از آنها قبول میکنیم و کار تمام میشود و دیگر امتحان نمیشوند؟ «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم ...»: ما همه پیشینیان را امتحان کردیم شما را هم امتحان خواهیم کرد. در اینجا فتنه به معنای امتحان است.
میتوان چنین تصوّر کرد که اصل آن واژه به معنی گداختن و داغ کردن بوده و بعد به جهت لوازمش که اضطراب و... بوده، کم کم به اضطرابهای روحی و اضطرابهای اجتماعی و آشوبها و... نقل داده شده تا به آشفتگیهای دینی رسیده است. اگر فضایی ایجاد شود که اعتقادات دینی مورد شک و تردید قرار بگیرد، اینهم یک اضطرابی ایجاد میکند. آشفتگی و ابهامهایی که باعث میشود کسانی در دین خودشان شک کنند، اینهم فتنه است. « ...وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل ...» مربوط به این مورد اخیر است. یعنی کاری کنند که مردم در دینشان شک کند و مضطرب شوند؛ نفهمند دین حقّ و اعتقادات صحیح کدام است. این بدتر از آن است که کسی را بکشند. برای اینکه وقتی کشته شود اگر مؤمن است، به بهشت میرود و اگر غیر مؤمن است از آن بدتر نمیشود. امّا وقتی یک مؤمنی دینش مورد فتنه واقع میشود، یعنی وسایل شک و تردید در دینش فراهم میشود، و بالاخره ایمانش را از دست میدهد، دیگر اهل نجات نیست. مسلماً این ضررش بیش از کشتن او است. پس فتنه با چنین ملاحظاتی این مصادیق را میتواند داشته باشد. در اینجا به همین اندازه اکتفا میکنیم که فتنه معانی متعددی دارد.
به گزارش جهان، محسن کدیور از هئیت علمی انجمن حکمت و فلسفه کنار گذاشته شد.
کدیور که از اعضای اتاق فکر لندن و هدایت کنندگان فتنه ۸۸ است اسم او تا چندی پیش در میان هیئت علمی انجمن حکمت و فلسفه ایران دیده میشد که اکنون با رای کمیته انضباطی از عضویت در هیئت علمی این انجمن کنار گذاشته شده است.
پیش تر رسانه های و فعالان دانشگاهی به عضویت کدیور، “سروش دباغ” فرزند عبدالکریم سروش و پیرو نظریات وی و نیز “شهرام پازوکی” از مریدان فرقه دراویش گنابادی ها در هیئت علمی انجمن حکمت و فلسفه ایران اعتراض کرده بودند.
گرچه اکنون اسم شهرام پازوکی هم در میان هیئت علمی انجمن مذکور دیده نمیشود اما سروش دباغ همچنان در جمع هیئت علمی حضور دارد.
پدر سروش چندین سال است که در خارج از کشور به تحریف و زیر سوال بردن مبانی دین اسلام از جمله، وحی، معصومیت ائمه(ع) و تشکیک در دیگر اصول دین اسلام مشغول است.
یکی از نگرانی های جدی، موضوع حضور و حتی حاکم شدن جریان سکولار در رشتههای علوم انسانی دانشگاه و برخی موسسات علمی و فرهنگی بوده است که کنار گذاشتن محسن کدیور از هئیت علمی انجمن حکمت و فلسفه با توجه به سابقه سیاه وی، اقدامی مثبت توصیف می شود.
اسم کدیور در سالهای حضور عطاءالله مهاجرانی به عنوان وزیر ارشاد در دولت اول خاتمی مطرح شد و او با کمک جریانهایی نظیر نهضت آزادی و مجاهدین انقلاب اسلامی و استفاده از امکانات رسانهای آنها توانست نظرات خود را که مبتنی بر مواضع سیاسی منتظری بود منتشر کند.
محسن کدیور، که برادرزن مهاجرانی نیز بوده، در دولت اصلاحات موقعیتهای خاصی به دست آورد و نشریاتی مانند عصر ما و حتی روزنامه زن که توسط فائزه هاشمی منتشر میشد نظرات او را چاپ میکردند.
وی از سال ۱۳۷۰ به مدت هشت سال معاونت اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک را به عهده داشت. این مرکز همان است که زیر نظر حسن روحانی فعالیت میکرد.

نخستین کتاب وی، «نظریههای دولت در فقه شیعه» در اواخر سال ۷۶ در تهران منتشر شد. وی از بدو تأسیس نهاد غیردولتی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات (۱۳۷۸) ریاست آن را برعهده گرفت. او تا سال ۱۳۸۶ در دانشگاه تربیت مدرس به تدریس مشغول بود و سپس به دلیل تبلیغ آشکار علیه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بخصوص نظریهپردازی علیه مبانی امامت در تشیع (که زمینهساز نفی نظریه ولایت در تشیع است) و نفی سندیت برخی از ادعیه معتبر و مؤکد (بویژه زیارت جامعه) از ادامه تدریس وی در دانشگاه جلوگیری شد. سپس او با هماهنگی دوستانش به آمریکا رفت و ابتدا در دانشگاه ویرجینیا و سپس در دانشگاه دوک مشغول به تدریس شد.
محسن کدیور از سال ۲۰۰۲ مشمول یک فرصت مطالعاتی اعطایی از سوی دانشگاه هاروارد شد و به نظر خیلی عجیب و شاید بیسابقه باشد که چنان دانشگاهی به یک روحانی، آن هم از ایران، چنین فرصتی را بدهد.
برخلاف تمام ادعاهایی که میشود، کدیور با اشتیاق تمام از فرصت استفاده کرده و به امریکا رفت و حتی شایعاتی در خصوص ارتباط وی با مؤسسات بدنامی که زیر سیطره و نفوذ صهیونیستها و دستگاههای اطلاعاتی امریکا قرار دارند در میان اپوزیسیون خارجنشین وجود دارد.
وی در جریان فتنه بعد از انتخابات، در مصاحبه با هفتهنامه اشپیگل مدعی شد که «رژیم حاکم بر ایران در حال فروپاشی است». او در اینباره گفت: «من نمیدانم دقیقاً چه زمانی، اما اطمینان دارم که رژیم از هم فرو خواهد پاشید». چنانکه همه میدانیم این حرف از زمان پیروزی انقلاب اسلامی توسط دشمنان ایران و انقلاب مداوم گفته شده است.

مجموعه تولیدات فکری محسن کدیور را میتوان در سه گروه دستهبندی کرد: فلسفه، کلام، سیاست. در حوزه فلسفه مقالات و کتب منتشر شده منتسب به کدیور صبغهای آکادمیک و غیرسیاسی دارند و به میزان گستردهای حاوی و حامل دیدگاههای کاملاً غربی هستند.
از دیدگاهی کلی، وی خواستار انطباق احکام اسلام بر موازین جهانی نظیر حقوق بشر است تا از این طریق روشن شود که اسلام دین خوبی است. به عبارت دیگر، وی معتقد است که اسلام فی نفسه ارزش ندارد و در صورتی که با معیارهای غربی همسو باشد ارزش تلقی میگردد. به عنوان مثال، وی مینویسد: (بردهداری و اسلام): دوران کلیگویی و ادعاهای گزاف درباره سازگاری دین با حقوق بشر به سر آمده است. امروز چارهای جز این نداریم که تن به مطالعات موشکافانه پسینی موردی احکام دینی با مواد حقوق بشر دهیم.
نظرات و مواضع سیاسی وی رنگ و بو گرفته از شاگردی منتظری و مخالفت و تضاد با نظریه ولایت فقیه و تا اندازهای نسبت خویشی با مهاجرانی و انتساب به اصلاحطلبان است. شاه بیت دیدگاههای سیاسی کدیور رد نظریه ولایت فقیه است که آمیخته به تاریخ و کلام و فلسفه ارائه میشود.
مشکل کدیور با جمهوری اسلامی و ولایت فقیه یک مشکل شخصی است و برخاسته از عقدههایی است که به دلایل مختلف امکان حل و تسکین پیدا نکردهاند. وی تحت آموزش آقای منتظری بوده و بدیهی است که چنین فردی با دیدگاههای امام خمینی(ره) و اصل ولایت فقیه مسئله پیدا کند. اما صرف این موضوع مهم نیست؛ یعنی مهم نیست که کسی مانند کدیور نظام را قبول داشته باشد یا نه. مسئله اصلی این است که چرا برای عملی کردن دیدگاه خود به همکاری با دشمنان ایران روی آورده است؟ آیا این همکاری، با هر مقیاس دینی و ملی، چیزی جز خیانت است؟
گفتنی است امام راحل در پایان عمر بابرکت خویش فرموده بودند: منتظری هم خودش فاسد است و هم شاگردانش

محسن کدیور از اعضای اتاق فکر حلقه لندن نشین فرقه سبز از هئیت علمی انجمن حکمت و فلسفه منفک شد.
محسن کدیور از فعالان فتنه که تا چندی پیش نامش در هیئت علمی انجمن حکمت و فلسفه دیده می شود با رای کمیته انضباطی از عضویت در هیئت علمی این انجمن منفک شد.
گفتنی است پیش از این نیز فرج حاج دباغ و سروش دباغ رای کمیته انضباطی از از عضویت در هیئت علمی این پژوهشگاه منفک شده بودند.
سروش پدر که به نوعی می توان نامبرده را پدر معنوی فتنه 88 نامید در حال حاضر در خارج از کشور به تشویش و تشکیک در اصول دین اسلام به خصوص اصل مترقی ولایت فقیه می پردازد.

سیدمحمدخاتمی از رئوس فتنه كه این روزها با هدایت و هماهنگی یكی از حامیان پشت پرده فتنه گران به طراحی بازگشت خود به عرصه سیاسی و حاكمیت مشغول است در اظهاراتی كه در جمع برخی از یارانش داشته بخشی از سناریوی خود را در این زمینه طرح و بیان كرده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،خاتمی در محفلی که اساسا برای موضوعی دیگر ومرتبط با برنامه ریزی اصلاحط لبان رادیكال برای التهاب آفرینی نیمه دوم خرداد و روزشمار تحرکات تیرماه فراهم شده بود گفته است :ما باید تلاش كنیم مناسبات خودمان را با حکومت، به قبل ازبرگزاری انتخابات سال 88 برگردانیم.باید بكوشیم پایه های بی اعتمادی را از اطراف خودمان دور کنیم.اگر این اتفاق بیفتد،این امتیاز را خواهیم داشت تا بار دیگر شانس مشارکت در فضای سیاسی کشور را بدست آوریم .
وی همچنین بر ایجاد فضایی برای فراموش كردن اتفاقات فتنه 88 تاكید كرده است: دوران تنش را بایستی فراموش کرد و به جامعه استراحت داد ، من معتقد به آرامش وتفاهم هستم ، می توانیم با حفظ بعضی اصول روی نقاط مشرک همچون قانون اساسی ، امام و.... به تفاهم رسید.
گفتنی است اظهارات خاتمی در حالی صورت می گیرد كه وی و جریان متبوعش ضمن حمایت از قانون شكنی و براندازی های فتنه گران هیچ اقدامی در محكومیت حوادثی همچون اهانت به تمثال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران،شعارهای ساختارشكنانه و در تضاد با اندیشه امام همچون نه غزه نه لبنان؛جانم فدای ایران،آشوب اسرائیلی 25 بهمن 89 و ...صورت نداده و همنوا با فتنه گران موفقیت آنان را آرزو می كردند.
منبع: جوان آنلاین
یا آقای هاشمی در حال نجات دادن جریان انحرافی از نابودی کامل است؟ نگارنده، تردیدی ندارد که پروژه وارد کردن آیت الله رفسنجانی به ماجرای مخالفت با جریان انحرافی از جانب همان کسانی طراحی شده که ایشان را درگیر حمایت از فتنه ۸۸ نمودند. جریان ماسونی که هم اکنون در بزنگاه متلاشی شدن فتنه «جریان انحرافی» برای نجات آن دست و پا میزند…

صراط – میگویند؛ فرد بیکاری صبح اول وقت وارد شرکتی شد که روز گذشته در روزنامه آگهی استخدام یک منشی را داده بود. لذا خیلی آرام و با متانت روبروی فرد مصاحبه کننده نشست و برای پاسخ به سوالات اعلام آمادگی کرد. مصاحبه کننده ابتدا پرسید به کامپیوتر آشنایی داری؟ بیکار جواب داد: نه. دوباره پرسید: زبان انگلیسی بلدی؟ بیکار جواب داد: نه. باز پرسید: تا حالا منشی گری کردی؟ و باز جواب شنید:نه! پرسید سواد داری؟ گفت نه!! مصاحبه کننده که حسابی کلافه شده بود با عصبانیت گفت: پس برای چی اومدی اینجا؟ و بیکار با همان متانت و اعتماد به نفس اولیه گفت: آمدم اینجا هشدار بدهم که دور من یکی را برای استخدام در شرکتتان خط بکشید! وای به حالتان اگر بخواهید من را استخدام کنید!!!
حالا حکایت بیانیه جدید دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی است. بیانیه بی ربطی که دیروز، حیرت اهالی سیاست را برانگیخت. آقای هاشمی دیروز طی بیانیه ای با صدای بلند اعلام کرد که شریک جرم باند منحرف مشایی نیست! بیانیه ای که در آن آمده بود:
«در پی وقوع جریانات اخیر در عرصه سیاسی کشور و معرفی گروهی به عنوان جریان انحرافی که موضعگیری مراجع، علما، مسئولان و شخصیتهای مختلف و حتی رسانهها و برخی حامیان سرسخت سابق دولت را به همراه داشته بعضی افراد و محافل و رسانهها در اقدامی فرافکنانه، با توسل به شیوههای کودکانه سعی در تراشیدن شریک جرم برای گروه انحرافی دارند و با استفاده از ادعاهای خود ساخته همچون گروه رمال و جادوگر مرتبط با دولت با دفتر آیتالله هاشمی نیز در ارتباط بوده و یا توصیه آیتالله هاشمی رفسنجانی به یکی از اعضای مجلس خبرگان برای انتقاد نکردن از رئیس جریان انحرافی، سعی در انحراف افکار عمومی را دارند. هرچند به دلیل سخیف بودن این دست از ادعاها بنا به پاسخگویی نداشتیم ولی به دلیل برخی تماسهای مردمی، ضمن تکذیب اینگونه شایعات خود ساخته، امیدواریم خداوند آنها را موفق به صدق در گفتار و شجاعت در اعتراف به اشتباهات گذشته خود در بیان حقایق نماید.»
اساسا معلوم نیست چه کسی مدعی شده بوده که آقای هاشمی با باند منحرف مذکور مرتبط بوده که حالا باید تکذیب شود! بیانیه فوق خواننده اش را بیشتر به یاد جمله «آمدم اینجا هشدار بدهم که دور من یکی را برای استخدام در شرکتتان خط بکشید!!!» می انداخت تا یک تکذیبیه واقعی! با این وصف اشاره به نکاتی مهم در این میان ضروری است.
برای آگاهان به احوال آقای هاشمی همچون روز روشن است که ایشان به جهت حمایت تمام عیار از منافقینی که شیمون پرز آنها را خط مقدم ارتش اسرائیل در بحبوحه کودتای ناکام سال ۸۸ خوانده بود، دوران ورشکستگی سیاسی را طی می کنند. در واقع قمار فتنه ۸۸ برای آیت الله هاشمی رفسنجانی، حاصلی جز باخت ۹ دی نداشت. لذا آقای هاشمی مادامی که گذشته خود را در همگامی با فتنه گران اصلاح نکنند مردم روی خوش به ایشان نشان نخواهند داد. با این وصف تنها راه برون رفت آقای هاشمی از بن بست فعلی، پیوستن ایشان به صفوف در هم فشرده توده های چند ده میلیونی ملتی است که در ۹ دی ۸۸ منافقین فتنه گر را به زباله دان تاریخ فرستادند.
حالا اگر رجوعی دوباره به تحرکات اخیر ایشان (خصوصا بیانیه اخیر) نماییم، به وضوح شاهد ادامه همان بازی گذشته خواهیم بود. جناب آقای هاشمی به جای آنکه در پی عذرخواهی از ملت ایران به خاطر همپیمانی آشکار با منافقینی که حتی به ساحت قدسی سیدالشهداء (سلام الله علیه) هم رحم نکردند، باشند – با عرض پوزش از ایشان – در پی ماهی گیری از آب گل آلوده جریان انحرافی افتاده اند! در واقع ایشان به جای آنکه عملکرد ناصواب خود را اصلاح کنند، چند روزی است که می خواهند چنین وانمود کنند که در صف منتقدان اصولگرا و حزب اللهی جریان منحرفِ رخنه کرده در دولت هستند! حال آنکه برای ملت با بصیرت ایران هیچ تفاوتی در ماهیت باند فتنه ۸۸ (دوستان و همپیمانان آقای هاشمی) و باند منحرف اطرافیان آقای احمدی نژاد وجود ندارد. آقای هاشمی یک جوری از جریان انحرافی اعلام برائت نموده اند که هرکس نداند گمان می کند ایشان اساسا با هرچه انحراف و منحرف است مشکل دارند! جناب آقای هاشمی مردم را چه فرض کرده اند؟! یعنی فکر می کنند مردم، حمایت ایشان از شرکای اسرائیل و آمریکا را فراموش خواهند کرد؟! به واقع چه سرّی در کار است که ایشان و همفکرانشان همواره ملت را بی بصیرت فرض می کنند؟
اما نکته مهمتر در آن است که؛ ورود شتابزده آقای هاشمی به جرگه منتقدان حزب اللهی جریان انحرافی هرچند با سیاست «رودررویی با چهره منفور» صورت گرفته است. اما جناب آقای هاشمی را به یک نکته حیاتی توجه می دهیم و آن اینکه؛ سیاست «رودررویی با چهره منفور» همواره منتهی به این نتیجه نخواهد شد که «شخصیت روبروی چهره منفور بزرگ شود». گاهی اوقات ممکن است همین فرمول نتیجه معکوس داده و از قضا سرکهانگبین صفرا فزاید! چه اینکه رودررویی کسی که در ۹ دی ۸۸ با خشم ملت مواجه شده، با جریان منحرفی که در بدو سال ۹۰ با قهر ملت برخورد کرده، میتواند به نتایجی دور از پیش بینی منتهی شده و نه تنها آقای هاشمی را در حوزه افکار عمومی بالا نبرد، بلکه بخشی از مخالفان جریان انحرافی را نیز در مخالفت ورزیدنشان با این فرقه خطرناک، سست و مردّد کند!
نگارنده تردیدی ندارد که پروژه وارد کردن آقای هاشمی به ماجرای مخالفت با جریان انحرافی از جانب همان کسانی طراحی شده که ایشان را درگیر حمایت از فتنه ۸۸ نمودند. جریانی که در بزنگاه متلاشی شدن فتنه «جریان انحرافی» برای نجات آن دست و پا میزند. و امروز همان حلقه ماسونی فاسدی که آرزوی بقای نیم بند خود را در چهره کریه جریان انحرافی جستجو میکند، در پی آن است تا با دادن آدرسهای غلط به آقای هاشمی و نهایتا دو قطبی سازی فضای سیاسی کشور – به نحوی که تقابل «هاشمی – جریان انحرافی» شکل بگیرد – از مخالفت مردمی با سوابق منفی آقای هاشمی در فتنه ۸۸ استفاده کرده و بر وزن از دست رفته جریان انحرافی بیافزاید. در حقیقت وارد کردن آقای هاشمی به جرگه مخالفان جریان انحرافی، خدعه ای است که از جانب ماسونهای پشت پرده فتنه ۸۸ (و به احتمال بسیار زیاد، بدون اطلاع شخص آقای هاشمی) اداره می شود. جریان پلیدی که این روزها نا امیدانه شاهد نابودی فتنه جدیدی است که با نفوذ در دولت اصولگرا در حال سازماندهی آن بودند، اما باز هم بصیرت بی نظیر ملت نقشه آنها را نقش بر آب ساخت
ملی مذهبی ها در پی درگذشت عزت الله سحابی رئیس شورای ملی مذهبی،فعالان ملی مذهبی با سوءاستفاده از این ماجرا به سیاه نمایی فضای کشور پرداختند.

به گزارش جام نیوز به نقل از سایت ضد انقلابی گویا نیوز در پی در گذشت مهندس عزت الله سحابی،شورای فعالان ملی مذهبی باصدوربیانیه ای به سیاه نمایی اوضاع کشورپرداخت.
دراین بیانیه آمده است:«مهندس سحابی نماد شصت سال مبارزه و کوشش بیوقفه برای آزادی، دمکراسی، عدالت و پیشرفت ایران، با جنبش ملیتخواهی ایرانی در دههٔ بیست، پای در عرصهٔ عمومی نهاد و تا آخرین لحظه، جایگاه خود را در صف جنبش دمکراسیخواهی نوین ملت ایران، پاس داشت.»
در ادامه این بیانیه با سیاه نمایی از اوضاع کشوروتکرارشعارهای حزب نامشروع مشارکت،ادعا شده است:«او ایران را برای همهٔ مردم ایران میخواست و برای این آرزو، سالها زندان و شکنجه را بر تن خویش هموار کرد. او در آخرین ساعات هشیاری میگفت:«زندگی مردم سخت شده است. خدا میداند که من چقدر برای ایران نگرانم! من دارم میمیرم و کاری برای ایران نکردم.»
فعالان ملی مذهبی در ادامه بیانیه باپافشاری بر ادعاهای ضدانقلاب وشبکه های اپوزسیون پیرامون فضای سیاسی ایران نوشتند:«عزتالله سحابی، همچون پدر اندیشمندش، سیاست را با اخلاق و بویژه رویکرد عدم خشونت، پیوند زد. نقدها را شنید و رنجها برد و همچنان امیدوارانه و شکیبا پایداری کرد. تا آنگاه که دلسوخته، رنج دختران و زنان زندانی را در ماههای اخیر دید و چنین نوشت:”ای خدای بزرگ،ای تغییر دهنده قلبها و فکرها، یا حال و روز ما را دگرگون کن یا مرگ مرا برسان.”»
حاشیههای مراسم خاکسپاری سحابی
خبرآنلاین: مراسم تشییع پیکر عزت الله سحابی رئیس شورای فعالان ملی و مذهبی ایران در ساعت ۷ صبح امروز چهارشنبه برگزار شد.
در این مراسم که با حضور جمعیتی در حدود ۵۰۰ نفر از دوستان و خانواده وی برگزار شد، چهره های سیاسی چون سید محمود دعایی، عبدالله نوری، احمد منتظری حضور داشتند.
بنابراین گزارش مراسم تشییع با آرامش برگزار شد و به هیچ عنوان شعار سیاسی از سوی تشییع کنندگان داده نشد.
حضور نیروهای انتظامی در این مراسم کاملاً مشهود بود و تنها در چند مورد درگیری محدود مقابل منزل مرحوم سحابی ۳ نفر بازداشت شدند.
پیکر عزت الله سحابی در ساعت ۸ صبح در قبرستان لواسان به خاک سپرده شد.
دختر عزت الله سحابی نیز که پیش از این از عارضه هایی چون فشار بالای خون و قند رنج می برد در مراسم تشییع با مشکل قلبی مواجه شده و درپی انتقال به بیمارستان از دنیا رفت.
عزت الله سحابی بامداد سه شنبه به علت ایست قلبی در سن ۸۱ سالگی در بیمارستان شهید مدرس تهران فوت کرد.
سحابی حدود یک ماه پیش در پی سکته مغزی در بیمارستان پارسیان بستری شد و پس از عمل جراحی تا هفته پیش در بخش آی سی یوی همان بیمارستان در حال اغما بود و پس از آن به بیمارستان مدرس منتقل شده بود.