ماهي گيري اصلاحاتي ها از آب گل آلود انحرافاتي ها
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 16:02
|
|
 |
|
بصيرت :در هفته اي كه در روز نخستش، تيتر اول روزنامه هاي كثيرالانتشار هر دو جناح سياسي اصولگرا و اصلاح طلب به قيچي شدن بال و پر جريان انحرافي اختصاص داشت و در روز پاياني آن هم «تشكيل پرونده مفاسد اقتصادي جريان انحرافي» تيتر نخست چند روزنامه مهم را به خود اختصاص داده بود، روزنامه هاي اصلاح طلب تلاش وسيعي را براي گرفتن ماهي تازه از آبي كه توسط جريان انحرافي گل آلود شده بود به عمل آوردند.
اين در حالي است كه خبر آغاز رسمي انتخابات مجلس نهم، تيتر نخست برخي روزنامه ها بود. روزنامه همبستگي «مراحل انتخابات مجلس، سوم خرداد كليد مي خورد» را در تيتر اول خود قرار داد و از قول مدير كل سياسي وزارت كشور نوشت: «فضاي انتخابات شفاف تر مي شود.»
اين روزنامه در شماره (27/2) به نقل از معاون سياسي وزارت كشور افزود: « فرمان شروع مراحل انتخابات مجلس شوراي اسلامي در روز سوم خرداد و همزمان با آزادسازي خرمشهر از طريق وزارت كشور صادر خواهد شد و متعاقب آن، اطلاعيه شماره 1 ستاد انتخابات كشور در خصوص شرايط انتخاب شوندگان و تاريخ استعفاي مشمولين حضور در انتخابات نهمين دوره مجلس اعلام خواهد شد.»
روزنامه جوان هم در اين رابطه از فعال شدن اعضاي سابق ستاد ميرحسين موسوي خبر داد و پيرامون فعاليت هاي آغاز شده در رابطه با مجلس نهم، نوشت: «تاكنون 1309 نفر فعاليت خود را براي نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي آغاز كرده اند كه از اين تعداد، حدود 1800 نفر داراي تحصيلات فوق ليسانس هستند.»
اين روزنامه همچنين در مورد گرايش سياسي اين افراد مي نويسد: «1423نفر از اين افراد اصولگرا و 1346 نفر اصلاح طلب مي باشند. نكته قابل توجه اينكه عمده اين اصلاح طلبان مهره هاي سفيد بوده و جريان انحرافي نيز به دنبال يارگيري از هر دوي اين گرايش ها مي باشد. بر اساس بررسي هاي صورت گرفته مشخص شده است كه، از مجموع 3109 نفر، 1070 نفر عليه فتنه موضع مشخص داشته و 1335 نفر نيز هيچ موضع موافق و مخالفي در خصوص فتنه بيان نكرده اند.»
درسايه سنگين مباحث جريان انحرافي بر مسائل انتخاباتي، روزنامه هاي وابسته به اصلاح طلبان حداكثر بهره برداري را براي تطهير جريان خويش و تخريب جبهه رقيب به كار گرفته اند.
روزنامه مردم سالاري در شماره روز اول هفته «گروه انحرافي براي انتخابات پول توزيع مي كند» را تيتر اول خود قرار داده و در مقاله مفصلي با عنوان مرحله جديد افشاگري نوشت: «اگرچه در تحليل هاي رسانه هاي اصولگرا در نهايت مي كوشند احمدي نژاد را از يارانش جدا كنند، اما به هر حال با توصيه هايي به رئيس دولت اين تحليل ها پايان مي يابد.»
اين روزنامه به نقل از اعضاي فراكسيون خط امام نزديكي اصلاح طلبان به مشايي را تكذيب كرده و آن را نوعي ماهي گيري از آب گل آلود توصيف كرد.
مردم سالاري در عين حال به نقل از يكي از اعضاي اين فراكسيون نوشت: «در دعواهاي اخير، اصلاح طلبان به يك سري اصولگرايان خردورز نزديك شدند، اما ما مشايي را جزو اين دسته نمي دانيم.»
روزنامه آرمان «مدل كميته 13 نفره شكست خورده است» را به تيتر اول خود كشانده و از قول «پرويز سروري» عضو هيأت رئيسه فراكسيون اصولگرايان مي نويسد: «به نظر مي رسد استراتژي كميته 13 نفره شكست خورده و بايد اين پروژه را تمام شده تلقي كرد.»
به نوشته اين روزنامه، سروري مي افزايد: «با توجه به تغيير و تحولاتي كه در اين مدت به وجود آمده و اظهارات جريان انحرافي در رابطه با عدم وحدت با اصولگرايان، چهره اين جريان براي مردم روشن تر شده و فكر مي كنم بايد پالايشي در جريان اصولگرا صورت گيرد تا جريان انحرافي از اين مدار حذف شود.»
«اختلاف بر سر ادامه فعاليت كميته 3 نفري اصولگرايان» را روزنامه مردم سالاري هم با حروف درشتي تيتر كرد و در پاسخ به اين سوال كه «آيا جناح راست در انتخابات به وحدت مي رسد؟»، مي نويسد: «در حالي كه پيش از اين، كميته اي سه نفره با حضور عسگراولادي و علي اكبر ولايتي و غلامعلي حدادعادل مي كوشيد تا وحدتي در جناح راست را سازماندهي كند، اما اين روزها خبري از اين كميته نيست، اين در حالي است كه اختلافاتي نيز در خصوص ادامه فعاليت اين گروه وجود دارد.»
اين روزنامه در حالي كه به نقل از سخنگوي جبهه پيروان خط امام و رهبري خبر متوقف شدن فعاليت كميته 3 نفره را كذب محض خواند در سرمقاله همين روزش (25/2) با موضوع «دو قطبي شدن اصولگرايان» نوشت: «آيا اصولگرايان تا ديروز قادر به ديدن اين انحرافات نبودند؟ يا اينكه اين انحرافات يك شبه و يك باره رخ داده است؟ يا شايد دلايل ديگري دارد؟ ريشه اين حوادث هر چه كه باشد يك نكته را به خوبي نشان مي دهد و آن زيان هاي حذف اصلاح طلبان به عنوان يك آلترناتيو و نيروي مهار كننده در فضاي سياسي كشور است.
|
|
جريان انحرافي همانند فراماسونري عمل مي كند
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 16:01
| |
| |
| امروزه برخی از بزرگان از شکلگیری تشکیلات فراماسونری در درون جامعه سخن میگویند. این پرسش پیش میآید که مهمترین شاخصههای فراماسونری چیست و این شاخصهها تا چه اندازه با گفتمان جریان انحرافی تطابق دارد؟! |
|
|
|
 |
|
|
بصيرت:امروزه برخی از بزرگان از شکلگیری تشکیلات فراماسونری در درون جامعه سخن میگویند. این پرسش پیش میآید که مهمترین شاخصههای فراماسونری چیست و این شاخصهها تا چه اندازه با گفتمان جریان انحرافی تطابق دارد؟!
مباحث جاری کشور، نیازمند تحلیل است؛ زیرا از بعضی آقایانی که انتظار نمی رفت اعمالی سر زده که به هیچ وجه درست نمی باشد. توجه به دو جمله از «صدای آمریکا» و «بی.بی.سی»، اهمیت درست نبودن این رفتارها را نشان میدهد:
صدای آمریکا: «احمدی نژاد علیه ولایت فقیه با جنبش سبز هم صدا است.»
بی.بی.سی: «مقبولیت و محبوبیت رهبر از احمدی نژاد است در صورت ادامه ی دعوا، احمدی نژاد برنده ی بازی است.»
این نکات بسیار مهم است و ما خودیها می بایست، به هوش باشیم. مقام معظم رهبری در تعبیر زیبایی فرمودند: «دشمنان مثل گرگاند»؛ گرگ اگر بتواند حمله می کند و اگر نتوانست منتظر می ماند تا یک حیوان و یا گوسفند زخمی اندک خراشی ببیند و دیگر نتواند حرکت کند، آنگاه حمله ی خود را آغاز می کند. دشمنان نیز منتظر فرصت اند، خیلی باید به هوش باشیم.
سؤال اینجاست، اقدام اخیر رییس جمهور محترم چرا رخ داد و چرا ادامه پیدا کرد؟ کاری که آقای احمدی نژاد انجام داد، قابل توجیه نیست. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «تا من زندهام نمیگذارم که در مسیر حرکت مردم انحرافی به وجود بیاید.» انحراف در کجاست؟ معظم له چه خطری را احساس کرده اند؟ تمام تحلیل بنده در این نقطه است، انحراف کار کجاست. در اینجا به گوشه ای از مباحث اعتقادی و تئوریک اشاره می کنیم. ابتدا ذکر دو نکته، لازم و ضروری به نظر میرسد.
نگرانی آیتالله مصباح
مقام معظم رهبری در بازدیدی که از منزل «آیتالله مصباح یزدی» داشتند، فرمودند: «بنده به سهم خودم قدر آقای مصباح را م دانم، واقعاً می دانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنهای هستند و حقاً و انصافاً خیلی نادر نظیر آقای مصباح ممکن است، وجود داشته باشد.» این تعبیر خیلی بلند است، سه جهت در ایشان جمع است؛ علم، بصیرت به معنای حقیقی کلمه و صفا.
آیتالله مصباح، در 21 فروردین ماه در جمعی، بحثی پیرامون حقوق زن را مطرح کردند و در آنجا جمله ای را فرمودند. ایشان، می فرمایند: «اگر روزی مسؤولینی بر سر کار آیند که در ابدی بودن احکام اسلام تشکیک کنند همانگونه ای که در دورهای چنین شد (دوره ی اصلاحات)، اساس اسلام زیر سؤال می رود و جایی برای بحثهایی مانند حقوق زن در اسلام و غیره باقی نمی ماند. امروزه در درون جامعه ی ما تشکیلاتی فراماسونری در حال شکل گرفتن است. (این نکته بسیار مهم است. چراکه مقام معظم رهبری فرمودند عمق دیده های آقای مصباح، بی نظیر است) و همانطور که در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پیش آمد امروز نیز فراماسونری با شعار قرآن و اسلام جلوه می کند و تحت پوشش آن حرف خود را بیان می کند یعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض میکند. اگر تنبلی کنیم، زمانی از خواب غفلت بیدار می شویم که تیرگی فتنه همه جا را فراگرفته است و می بینیم همان کسانی فتنه را آغاز کرده اند که خود پرورش داده ایم. این عزل و نصبها از کجا در می آید. این حرفهای ملی گرایانه و مکتب ایرانی، آن هم در زمانی که نهضت اسلامی در جهان اسلام در حال شکل گیری است. حال که کشورهای منطقه به اسم اسلام، برخواسته اند ما شعار مکتب ایرانی، می دهیم. شعار ملی گرایی برای چیست؟ ملی گرایی و دم زدن از مکتب ایرانی با چه انگیزهای صورت می گیرد؟
این حرفهای ملی گرایانه و مکتب ایرانی، آن هم در زمانی که نهضت اسلامی در جهان اسلام در حال شکل گیری است، از کجا در می آید؟ کشورهای منطقه به اسم اسلام، برخواسته اند ما شعار مکتب ایرانی، می دهیم!
همان کسانی که از اصحاب رسول الله(صلی الله علیه وآله) بودند پس از رحلت ایشان، حضرت علی(علیه السلام) را خانه نشین کردند و بنیامیه که با نام اسلام بر سر کار آمده بود، کاری کرد که بر سر منابر به لعن علی(علیه السلام) می پرداختند و مجاهدان و یاران پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز، اعتراضی نکردند پس اگر برخی از یاران امام روزی در مقابل امام ایستادند، همانگونه که سران فتنه ی گذشته نیز چنین کردند، جای تعجب نخواهد داشت. برخی از کسانی که امروز دم از رهبری میزنند و از یاران رهبری هستند اگر فردا فتنه ی بزرگتری را به وجود آورند، جای تعجب ندارد. خطری که امروز احساس می کنم شدیدترین خطری است که تاکنون اسلام را تهدید کرده است.»
این خطر چیست؟ مقام معظم رهبری، چه انحرافی را احساس کردند که فرمودند: «تا من زنده ام جلوی این انحراف را خواهم گرفت؟» آیتالله مصباح هم از تشکیلات فراماسونری سخن می گویند، منظورشان کیست؟ شخص احمدی نژاد؟ نه! منظور اطرافیان وی هستند، مانند همین آقای مشّایی.
بنده، افکار آقای مشّایی و کارهای ایشان را کمی باز و بررسی می نمایم تا ببینیم به فراماسونری چه ارتباطی پیدا می کند. اینکه آیتالله مصباح، برخورد تندی میکند، به این معنی نیست که اینها در فراماسونری کارت عضویت دارند و ...
بهتر است، نگاهی به زندگی نامه ی «آقای مشایی» داشته باشیم. [در ویکیپدیا]در مورد زندگی نامه ی ایشان آمدهاست که وی آدم کوچکی نیست و برعکس، بسیار بزرگ است. سابقه ی بسیار محکمی دارد. از 15 سالگی سخنران شهرشان بوده است. در زمان انقلاب با 18 سال سن، بیانهه ای امام(ره) را ایشان می خواندند، سخنرانیهای جدی نیز داشته است. بعد از انقلاب نیز در اطلاعات سپاه رامسر مشغول به کار می شود ... با آقای احمدی نژاد زمانی که وی فرماندار شهرستان خوی بود در شورای تأمین شهر، آشنا می گردد. آشنایی این دو، نزدیک به 30 سال است....وی فرد فوق العاده قوی ایست. زمانی که احمدی نژاد به شهرداری تهران می رود، ایشان را نیز با خود به آنجا می برد. آقای مشایی در دولت نهم، رییس سازمان ایرانگردی و جهانگردی و میراث فرهنگی بود. به مدت 20 سال، تا سال 88 نیز به عنوان مدیر مسؤول ماهنام ی «سروه» مشغول به فعالیت بوده که نشریه ای بین المللی است.ایشان در دولت نهم 7،8 تا شغل داشتند برعهده داشتند و بعضی از آنها به دولت دهم نیز منتقل شد، در دولت دهم هم 17،18 تا شغل دارند.
چرا باید معاون اول رییس جمهور این همه اختیار داشته باشد؟ شاید خود رییس جمهور این همه اختیار نداشته باشد، زیرا همه ی اینها را به آقای مشایی سپرده است.
نگاهی به افکار آقای مشایی
در این بخش، به گوشهای از افکار آقای مشایی میپردازیم:
این بحث بسیار جای گله، ترس و واهمه دارد که ایشان از وقتی که وارد دولت شده، پیوسته برای رهبری هزینه درست می کند و رهبری مجبور می گردد به نوعی در کارها، دخالت نمایند. به چند نمونه از این هزینه ها اشاره می کنیم و سپس گوشهای از افکار او را توضیح می دهیم.
مورد اول؛ در سال 85 یعنی یک سال پس از حضور ایشان در دولت نهم ـ که ایشان رییس سازمان گردشگری بودند ـ به ترکیه سفر کرده و در آن جلسه ی رقص، شرکت می نمایند. فیلم این جلسه، حدود یک ساعت است و 13 دقیقه ی آن، به انواع رقصها اختصاص دارد. ایشان از خود چنین دفاع می کند که این فیلم، مونتاژ شده است. این ماجرا در کشور سر و صدا ایجاد می کند، مجلس درگیر می شود.«سعید ابوطالب» اعلام می کند این فیلم را یک شرکت ترکیه ای کامل پخش کرده است و چیزی از آن مونتاژ نیست.
مورد دوم؛ اظهار نظر آقای مشایی در مورد اسراییل است. ایشان می گوید: «مردم اسراییل، دوست ما هستند.»؛ 200 نماینده ی مجلس، در مورد اظهار نظر ایشان موضع گرفته و اعلام می نمایند که او همواره برای کشور مسأله درست می کند. دانشجویان اعتراض می کنند و مقابل سازمان ایرانگردی و جهانگردی در تهران تحصن می نمایند و بالاخره رهبری مجبور می شود در نماز جمعه، به این مسأله ورود پیدا کرده و اوضاع را سر و سامان دهند. متأسفانه، آقای مشایی در این موضوع نیز عذرخواهی نکردند.
در یک جلسه ی خصوصی به آقای احمدی نژاد گفتم از شما گله داریم که این حرفها را می زنید. ایشان گفت: «حرف آقای مشایی درست بود، ما فقط به احترام رهبری حرفی نزدیم چون امام قائل است به این حرفی که ما می گوییم.»
خرابیهایی که در آقای احمدی نژاد مشاهده می شود از آقای مشایی است وگرنه خود رییس جمهور، انسان سالمی است. خطری که باعث شد مقام معظم رهبری در مورد خودشان بگویند: «این حقیر» این مطلب است؛ آقای احمدی نژاد از شما انتظار نمی رفت در اعتراض به حکم رهبری، خانه نشینی کنید!
مورد سوم؛ چند ماه قبل از انتخابات سال 88، ایشان سازمان حج و زیارت را به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ملحق می نمایند. آقای ری شهری می گویند: «بنده استعفا می دهم.» در نهایت رهبری برای چندمین بار وارد میدان شده و این موضوع نیز ختم به خیر می گردد.
مجدد در افتتاحیه ی همایش «فرصتهای سرمایه گذاری در صنعت گردشگری ایران» و قبل از مراسم قرائت قرآن، چند خانم با لباس محلی دف زنان قرآن را حمل و تحویل قاری نمودند. آیات عظام مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی در این باره، موضع گیری می نمایند و به جای اینکه آقای مشایی استعفا دهند به احترام ایشان، معاون وی استعفا می دهد.
امثال هوشنگ امیراحمدی یا آقای «نوری زاده» آشکارا اعلام می دارند، 30 سال است که ما می خواهیم بگوییم ملی گرایی، ملی گرایی؛ ولی نمیگذارند و همواره اسلام، اسلام، اسلام سر میدهند!
ایشان در موارد گوناگون از «هوشنگ امیراحمدی» دعوت می کند. جای سؤال است که چرا با دشمن ترین دشمنان، دوست هستید؟ هوشنگ امیراحمدی یا آقای «نوری زاده» آشکارا اعلام می دارد، 30 سال است که ما می خواهیم بگوییم ملی گرایی، ملی گرایی؛ ولی نمی گذارند و همواره اسلام، اسلام، اسلام سر می دهند. یک نفر که توانسته به جو، غا لب شود، مشایی است که ملی گرایی را ترویج می دهد. زمانی که روزنامه ی کیهان ارتباط وی با امیر احمدی را لو می دهد، ایشان می گوید من شکایت می کنم و اگر کیهان را محکوم نکردم، من مسلمان نیستم. روزنامه ی کیهان هم تبرئه شد. ایشان هم (انشاءالله) مسلمان است!
شاخصه ها و ویژگیهای فراماسونری
به نظر آیتالله مصباح، افکاری که توسط این شخص(مشایی) ترویج می شود، افکار فراماسونری است. سؤال، آیا آیت الله مصباح اطلاعاتی است؟ از کجا فهمیده که ایشان در تشکیلات فراماسونری هستند و کارت فراماسونری دارد؟
جواب این که؛ فراماسونری ابعاد گوناگونی دارد. یک بعد آن سیاسی است که شما داخل آن حزب می شوید و کارت عضویت می گیرید، اما بعد عظیم و بزرگتر آن، فکری است. باید دید فکری که فراماسونرها پخش می کنند، چیست؟ شاخصه های فراماسونری عبارت است: «اومانیسم، سکولاریسم، پلورالیزم، ملیگرایی، باستانگرایی»، آنها قانون اساسی هم نوشته اند و سه شعار اصلی دارند: «برادری، برابری و آزادی»
لازم نیست شخص خود حتماً بداند؛ گاه ندانسته در آن دام گرفتار می شود. لازم نیست کسی بداند که آقای مشایی ثبت نام کرده است یا نه. تمام صحبتهای آقای مشایی پر از این تعابیر است. فراماسونری از دو کلمه ی «فری» + «ماسونری» (Free + masonry) تشکیل شده است. «فری» (Free) به معنای آزاد است و «ماسونر» (Masonry) به معنای بنّا است. بعضیها سابقه اش را به حضرت آدم می رسانند! یکی از محققین برجسته ی کشور که بحث فراماسونری را به ما ارایه می داد، تعبیرات جالبی داشت و می گفت اینها برای اینکه بگویند ما جهانی هستیم، می گویند اصلاً تمامی انبیا فراماسونر بودند و حتی حضرت آدم؛ البته اینها اسطوره سازی است.
گروهی از بنّاها در قرون وسطا بودند که کارهای هنری ساختمانها را آنها انجام می دادند. عدهای خاص که مهارت خود را به هرکسی، یاد نمی دادند و بین خودشان به صورت مرموز نگاه می داشتند لذا در فراماسونری یکی از آموزه ها، سرّی بودن کارهاست. زمان مشروطه در ایران وقتی شعبه ای زده می شد، نام آن لژ را فراموشخانه می گذاشتند، معنای آن این است که وقتی داخل آن شدید تمامی آموزه های دیگر را فراموش کنید. لذا خیلی از فرقه های انحرافی، داخل این دام قرار دارند، مثل این که فراماسونری یک دریا است؛ این تشکیلات اصول کلی نیز دارد؛ «برادری، برابری و آزادی» به ظاهر، هیچ کجای این سه اصل کلی بد نیست. برادری بد است یا برابری و یا آزادی بد است؟
آزادی به چه معنا است؟ برابری دارید یعنی چه؟ فراماسونرها با همه برادرند حتی با کسانی که به جدّ از اسلام دفاع می کنند. فراماسونرها به خود حق می دهند که شیخ فضل الله را در زمان مشروطه بر دار ببرند. می دانید که حکم قتل شیخ فضل الله را یک آخوند، به نام «شیخ ابراهیم زنجانی»، صادر کرد که فراماسونر بود. شاید سؤال شود که فراماسونری به لحاظ نظری از چه زمان آغاز شد؟
آغاز به کار این گروه، به سال 1717 یا 1712 میلادی برمی گردد. پشتیبان این جریان یهودی های سرمایه دار و بسیار قوی هستند و افکارشان را جهانی می کنند. بیشترین همت آنها، نخبه گرایی است. پهلوی اول که آمد، 50 تا از اعضای کلیدی کابینه ی دولت، فراماسونر بودند. از جمله «محمدعلی فروغی»، نویسنده ی کتاب «سیر حکمت در اروپا» که فراماسونر است. «میرزا ملکم» و «تقی زاده»، همه فراماسونر بودند. «سیدجمالالدین اسدآبادی» وارد فراماسونری می شود و با افتخار به فراموش خانه می رود و عکس می گیرد، لباس آنها را می پوشد. (عالمی به این بزرگی و همت، بصیرت که نداشته باشد گول این شعارها را می خورد که عمق و ته این مسأله، خیلی خطرناک است) این موارد، همیشه دانسته نیست، گاه ندانسته شعاری را مطرح می کنیم که شعار آنهاست.
نخبه گرایی، یکی از اساسی ترین کارهای این گروه است. بیشتر رییس جمهورهای آمریکا، فراماسونر بودند. «اوباما»، فراماسونر است. بسیاری از دانشمندان نیز، فراماسونر هستند. «داروین» خود می گوید که من فراماسونر هستم. قرار بود چه کار هایی بکنند؟ قرار بود دنیا را بگیرند. وگرنه لابد «کریستوف کلمب» حتماً قصد خدمت داشت و رفتند آمریکا را گرفتند و به اقوام آنجا هم خدمت کردهاند، منتهی خدمت کردن، گاهی کشتن آدمهاست؟! رفتند آمریکا را گرفتند و فقط آدم کشتند؟! از فوتبالیستها «دیوید بکام» سال گذشته اعلام کرد، من فراماسونر هستم.
نخبه گرایی در میان اندیشمندان داخلی ما نیز یکی، دو تا، ده تا و صدتا نیست؛ در زمان مشروطه، متأسفانه اولین گروهی که به خارج سفر می کند به ویژه از طریق سیاست سفیر ایران، به انگلستان می روند و اول بسم الله فراماسونر می شوند و پس از بازگشت به ایران، شاه و اطرافیان خود را فرماسونر می کنند.
در مقابل مشروطه چه کسی ایستاده بود؟ کدام شاه بود؟ یکی از کسانی که مقابل فراماسونری به طور جدی ایستاد «محمدعلی شاه» بود؛ آنها به قدری زیبا و هوشمندانه برخورد کردندکه محمدعلی شاه شخصی مخالف آزادی و مستبد مشهور شد؛ همچنین شیخ فضل الله را نیز طرفدار استبداد معرفی کردند. شیخ فضل الله فهمیده بود که مشکل کجاست. (بسیار ناراحت کننده است که مرحوم آخوند خراسانی با آن عظمت، به این موضوع توجه نکرده و از شیخ فضل الله انتقاد می کند.) شیخ فضل الله، سرش به دار آویخته می شود و ماجرا به جایی می رسد که خانوادهی آخوند خراسانی ، دستیار و خبرچین رضا شاه پهلوی می شود. زمانی که رضاخان داعیه ی شاهی دارد مرحوم آقای «بروجردی» و یک عالم دیگر می خواهند بیایند به ایران و کاری بکنند که رضاشاه نیاید، چون ایشان را هم فراماسونریها آوردند. یکی از پسران مرحوم آخوند خراسانی به رضا شاه پهلوی نامه می دهد که جلوی این دو نفر را بگیرید. در انتها، مرحوم آخوند خراسانی متوجه می شود و «تقی زاده» را تکفیر می کند و پس از اینکه کار از کار گذشت، تصمیم می گیرد به ایران بیاید. ببیند ایران چه خبر است. اینها چه حرفهایی است که زده می شود، ایشان در راه می میرند و هنوز نیز مرگ او در تاریخ مشکوک است.
ماسونرها چه میگویند؟
باید ببینیم فراماسونرها چه حرفهایی را مطرح می کنند تا بفهمیم در داخل چه خبر است. در اینجا برخی از حرفهای آنها را طرح می کنیم. یکی از این حرفها، اومانیسم است. اومانیسم به معنای انسان خدایی است، همه چیز انسان است. مطالبی از کتاب «مبانی فراماسونری» تألیف یحیی هارون ،(صفحه ی 71) نقل می کنم: «تنها خدایی که فراماسونری قبول دارد، انسان است؛ بنابراین انسان تنها خدای موجود است. در واقع فراماسونری یک نوع مذهب است بلکه یک دین اومانیست است، ما همیشه اذعان می کنیم که بالاترین کمال مطلوب فراماسونری در عقاید اومانیزم قرار دارد.»
«تنها خدایی که فراماسونری قبول دارد، انسان است؛ بنابراین انسان تنها خدای موجود است. در واقع فراماسونری یک نوع مذهب است بلکه یک دین اومانیست است، ما همیشه اذعان می کنیم که بالاترین کمال مطلوب فراماسونری در عقاید اومانیزم قرار دارد».
شعار اصلی ماسونری طبق (صفحه ی 84) همان کتاب، این مطلب است: «امروز در اکثر مناطق غرب، ماسونری پیروز گردیده است. علیرغم انتقادهای عدهای بی انصاف و دور از منطق، ادعایش بر اجتماع حاکم گشته و بدین وسیله موجب گسترش مفاهیم آزادی، برابری و برادری در میان مردم شده است.» برابری و برادری که آنها می گویند. شعار انقلاب فرانسه این سه کلمه بود، اعلامیه ی استقلال آمریکا بر اساس این شعارها نوشته شده است.
مواظب باشید در شعارها و گزینش شعارها، نگوییم حالا از دموکراسی بگوییم چه اشکالی دارد؟ اشکال دارد. مگر واژههای خود ما بد است؟ یکی از کارهای دشمن این است که واژههای ما را عوض کند؛ شهروند، شهروندان. چرا نمی گوییم امت اسلامی؟ واژه هایی که قرآن به ما یاد داده کنار گذاشته ایم، واژه سازی هایی که دین برای ما آورده، کنار نهادهایم.
شعار دیگرشان میهن پرستی و ایرانی گری است. مجدد در مبانی کتاب فراماسونری (صفحه های 588-590) می خوانیم: « فرماندهی شورای عالی ایران ضمن نگاهی فلسفی و اعتقادی از سلطنت از ناسیونالیسم که وی آن را میهنپرستی یا پاتریوتیسم می نامد به نوعی به وحدت فرهنگی یا حکومت جهانی می رسد. وی با ارایه ی تعریفی از میهن، نظراتی که میهمن را به خاک، نژاد و زبان محدود می کند، رد می نماید.» . حال این مطلب را با تعابیر زیر مقایسه کنیم:«هرجا عشق است ایران است، هرجا پاکی است، ایران همان جاست. اخلاق ایرانی با اخلاق یونانی تفاوت ندارد.» این جمله ی برای کیست؟ برای مشایی.
در کتاب «مبانی فراماسونری»، مؤلف «موسی فقیه حقانی»، ص 206 در مورد اصول فراماسونری آمده است: «احیای باستان گرایی و تاریخ پیش از اسلام».
آقای مشایی شما به چه حقی این کار را انجام دادید؟ پس از فتنه ی 88 که سفیر انگلستان بیشترین خیانت را به کشور در این فتنه روا داشته بود رفتند و از او منشور کوروش را گدایی کردند. با عزت و احترام گردن کج کردند و سفیر هم موافقت فرمودند که این منشور را از موزه ی انگلستان بردارند بیاورند چند ماهی (پنج، شش ماه) با افتخار اینجا باشد. می گویند که این منشور باید بین المللی شود.
آیا نباید درباره ی حقوق و سیاست بین الملل، نامه ی 52 حضرت امیر(علیه السلام) به مالک اشتر، بین المللی شود؟ کوروش کیست که باید بین المللی گردد؟ کوروش کجا، امام علی(علیه السلام) کجا. کار را تا آنجا پیش بردند که مجسمه ی کوروش را در کاسه ی احمدی نژاد گذاشتند و احمدی نژاد چفیه ی بسیجی را گردن آن مجسمه انداخت.
چرا نوروزگرایی؟ چرا اکنون؟ به چه دلیل زمانی که کشورهای منطقه در این شرایط هستند و مقام معظم رهبری فرمودند معلوم نیست ما عید داشته باشیم، جشن نوروزگرایی گرفتید؟ بالاتر از آن، از قاتل مسلمین یعنی «ملک عبدالله» دعوت کردید. چه کسی چنین اجازهای به شما داده است؟ شما اصلاً جنبشها و خیزشهای منطقه را اسلامی می دانید؟ آیا شما همان تحلیل مقام معظم رهبری را دارید؟
انحراف بسیار جدی است، باید هوشیار و بیدار بود. وقتی اعتراض می شود می گویند مراد از مکتب ایرانی، مکتب اسلام است. چرا اول نگفتید مکتب اسلام؟ دوران اصلاحات یادمان است که آقای خاتمی می گفت اگر دین در مقابل آزادی بایستد، محکوم به شکست است. بعد که اعتراض می شد، می گفت منظور بنده از آزادی، آزادی دینی است. جای سؤال است که چرا اول همین حرف را نم یزنید و دوم؛ این دروغ است، آزادی دینی که مقابل دین نمی ایستد یا زمانی که دکتر سروش حرفهای خود را در قبض و بست می زد و علما اعتراض می کردند، می گفت علما حرف مرا نفهمیده اند. چرا اول نمی گویید؟ اگر مراد از مکتب ایرانی مکتب اسلام است بگو مکتب اسلام، چرا نمی گویی؟
نه این نیست. حضرت امیر(علیه السلام) می فرمایند: «کسی که دروغ می گوید، توجیه دروغش هم یک دروغ است!»
می گویند قرائت ما قرائت ایرانی از اسلام و قرائتی دیگر است، این که ضربه ای بدتر است. ما باید بگوییم اسلامی که ایران معرفی می کند، چه عواقبی دارد؟ وهابیها هم اکنون چه می گویند؟ مگر نمی گویند ما مشرک هستیم.
از سوی دیگر اگر ما بگوییم اسلامی که ما معرفی می کنیم، صحیح است، آنها نیز بگویند اسلامی که ما معرفی می کنیم، درست است. امارات نیز یک اسلام دیگر معرفی کند؛ بحرین و مصر هم یک اسلام دیگر معرفی کنند، کل کشورهای اسلامی تکه تکه می شوند، دشمن همین را می خواهد. امام خمینی(ره) هیچ وقت چنین حرفی نم یزد.
آیا دشمن، کانال ماهوارهای و تبلیغاتی کم دارد؟ چرا این خیزشهای اسلامی، اتفاق افتاد؟ اسلام اینگونه می توانست کار کند. ما بگوییم اسلام ما، آنها هم می گویند اسلام ما؛ این بحث پیش میآید که چرا اسلام تو؟ تازه اگر می گویی اسلام ما پس چرا می گویی اسلام ایرانی؟
فراماسونرها در مورد خدا، در مورد اصالت ماده و ... چه می گویند؟ آنها ملائکه، وحی و نبوت را قبول ندارند. البته یواش یواش پیش می آیند. دکتر سروش اول می گفت فهم ما از قرآن ارزش ندارد، قرآن ارزش دارد. فهم من و تو چه ارزشی دارد؟ تا سال 76 که گفت خود قرآن هم ارزش ندارد. وی اول می گفت علما از چه ترسیدهاند؟ من گفتم فهم علما ارزش ندارد. من با دین چه کار دارم، دین باید باشد، پیامبر را که باید داشت، همه معصوم اند، بعد جلوتر آمد. الان هم آقای مشایی یواش یواش پیش می رود. به خدا قسم، جریان این هفته (خانه نشینی احمدی نژاد) خیلی به نفع نظام تمام شد. جریان آقای مشایی دست خودشان را خیلی زود رو کردند وگرنه تا آخرش هم فضا باز نمی شد و نمی توانستیم این حرفها را بزنیم.
این تحلیل بنده است که مقام معظم رهبری منتظر فرصتی بود که گلوی ماری را که دارد از دل این شیشه بیرون می زند، بگیرد. معظم له فرمودند: «جلوی انحراف را خواهم گرفت.»
یکی از ویژگیهای فراماسونرها استفاده از مفاهیم لغزنده برای آن جامعه است تا بتوانند برای خودشان همیشه راه فرار داشته باشند. هرج و مرج در تعابیر دینی برای اینکه حساسیت در مخاطب ایجاد نشود. پس فراماسونری بعد فکری دارد، مطالبی که بیان شد، گوشهای از مبانی فکری و اصول فراماسونری بود.(*)
ادامه دارد....
*دکتر سید محمود نبویان، عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
|
|
جريان انحرافي در صدد يارگيري است
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 15:58
فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تأكيد كرد: جريان انحرافي حاضر در بخش خصوصي دولت براي اثرگذاري در انتخابات آينده از طريق پول و رانت به دنبال يارگيري است.
سردار سرلشكر محمدعلي جعفري، فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: بسيج همواره جزو نيروهاي پيشرو انقلاب اسلامي بوده و دانشجويان بسيجي به دليل جوان بودن، نقشي مهم و اثرگذار در پيشبرد اهداف نظام جمهوري اسلامي ايران برعهده دارند.
تز بانكي شهرام همايون براي جريان فتنه
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 15:57
شهرام همايون، از مجريان شبكه هاي ضدانقلاب، موفق به ارائه يك تز جديد براي مبارزه عليه جمهوري اسلامي ايران شد!
وي در برنامه اخير خود در شبكه صداي آمريكا، نظريه جديدش را «انقلاب بانكي» ناميد و با بيان اينكه بسياري از مخالفان ايران براي كسب سود بيشتر پول هاي خود را در بانك هاي داخلي سرمايه گذاري كرده اند، از آنان خواست كه «اولين انقلاب بانكي در جهان» را رقم بزنند. شهرام همايون خطاب به فعالان جريان فتنه 88 گفت: نمي خواهم كشته شويد، نمي خواهم به زندان بيفتيد، فقط اگر راست مي گوييد پول هاي خود را از بانك هاي ايران خارج كنيد تا دولت سقوط كند!
وي در عين حال حمايت ضدانقلاب از آشوبگران را به زندانيان سياسي محدود ندانست و گفت: امروز بايد در حمايت از زندانيان مالي هم به خيابان بياييم!
روايت نوري زاده از ديدار گروه مشايي با ضدانقلاب
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 15:56
عليرضا نوري زاده، از فعالان جريان ضدانقلاب، ادعاهاي جديدي را درباره سركرده جريان انحرافي مطرح كرد.
نوري زاده در گفت وگو با شبكه شهرام همايون، ابتدا مدعي شد كه «فرمان دستگيري مشايي صادر شده، اما هنوز زمان اجراي آن فرا نرسيده است.» نوري زاده كه براي سازمان اطلاعات سيا و موساد كار مي كند، در ادامه ادعا كرده كه مشايي دو هيئت منتخب خود را به دبي و تركيه فرستاده است.
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 15:55
سركرده جريان انحرافي پروژه جديد مرجع سازي را كليد زده است. نماينده ويژه وي در سفري مخفيانه به قم با چند تن از روحانيون ديدار و مبالغ قابل توجهي به آنان كمك مالي كرده است. نماينده جريان انحرافي از آنان خواسته، رساله هاي خود را منتشر كنند.
پاپوش براي منتقدان
جريان انحرافي كه اين روزها با پرونده هاي عديده فساد دست و پنجه نرم مي كند در جلسه اخير خود مصوب كرده است اقدام به پرونده سازي براي منتقدان خود در مجلس، مركز پژوهش ها و رسانه ها كنند.
تلاش جريان انحرافي جهت نفوذ در بسيج
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 15:53
جريان انحرافي جهت نفوذ در بسيج و جذب بسيجيان با هدف ايجاد اختلاف در ميان نيروهاي وفادار به نظام اسلامي، تلاش هايي را جهت اعطاي وام به بسيجيان عضو پايگاه هاي تهران آغاز كرده است.
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 15:53
چند روز پيش، سايت هاي وابسته به حاميان فتنه سبز، خصوصاً سايت متوهم بالاترين، در اقدامي عجيب و حيرت انگيز، خبر از مچ گيري بزرگي دادند و با آب و تاب فراوان، اكتشاف خود را به رخ كشيدند.
ماجرا از اين قرار بود كه به دنبال پخش نوحه معروف «كويتي پور» در ايام سالگرد آزادسازي خرمشهر(كه طي دو روز حداقل بيست بار از تمام شبكه هاي خبري پخش گرديد) يكي از سبزينه ها تلويزيون جمهوري اسلامي را روشن مي كند و از قضا با نماهنگ «ممد نبودي ببيني» مواجه مي شود. اين بنده خدا به محض شنيدن ابيات مربوط به شهيد سيد عبدالرضا موسوي، با توهم، مچ گيري تاريخي خود را رسانه اي مي كند و همانجا داستاني خلق الساعه مي سازد و اعلام مي كند كه نام ميرحسين موسوي در سالروز سوم خرداد از شبكه يك سيما پخش شده است وي براي اثبات ادعاي خود آن نوحه را روي سايت يوتيوب هم گذاشت، اما نام آن كسي كه وي با خوشحالي آن را سوتي اعلام مي كند، شهيد سيد عبدالرضا موسوي بود نه موسوي فتنه گر!
از انتخاب صحيح خود پشيمان نيستيم
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 15:51
مدتي است كه حوادث ناگوار طرح ريزي شده توسط فرقه انحرافي، كام شيرين حاميان پرشور دكتر احمدي نژاد - كه حماسه باشكوه 22 خرداد را آفريده اند - تلخ كرده است. اين تلخكامي وقتي به اوج خود رسيد كه فتنه گران مطرود ملت نيز وارد معركه شده و تلاش كردند تا از آب گل آلود شده توسط فرقه انحرافي، ماهي خود را صيد نمايند. فتنه گران كه تمامي تلاششان براي ريزش آراي دولت اصولگرا تا به حال ناكام مانده بود، با خوشحالي تمام از فرصت به دست آمده اين چنين طعنه زدند كه ملت در انتخاب رئيس جمهور اشتباه كرده است، چرا كه سرانجام مشخص شد «احمدي نژاد» نيز در برابر رهبري خواهد ايستاد و تسليم حكم حكومتي نخواهد شد!
كمي دقت نظر در اين ادعا مي تواند مغالطه فتنه گران را آشكار ساخته و نقشه و ترفند اين جريان را براي تخريب رئيس جمهور دولت اصولگراي دهم نقش بر آب سازد. براي اين كار كافي است تصور شود كه اگر موسوي به قدرت رسيده بود، چه وضعيتي در كشور حاكم بود.
1- اگر امروز بعد از گذشت شش سال از قرار گرفتن «مردي از جنس مردم» در رأس قوه مجريه، شاهد بروز برخي خطاها در تصميم گيري به واسطه نفوذ برخي جريان هاي انحرافي هستيم و همين قدر خطا را نيز هواداران رئيس جمهور تاب نمي آورند، بايد گفت كه در صورت به قدرت رسيدن سران فتنه، هر روز بايد منتظر چنين اقداماتي با شدت و حدت بيشتري مي بوديم.
عدم تبعيت از رهبري و ايستادگي در برابر حكم ولايي، يكي از اولويتهاي اصلي و استراتژيهاي كليدي بود كه فتنه گران براي دولت آينده به رياست موسوي طرح ريزي كرده بودند. اين جريان بر اين باور بود كه آنچه موجب شد تا جريان دوم خرداد ناكام بماند، عدم ايستادگي و مخالفت صريح خاتمي با فرامين و رهنمودهاي رهبري بود! و همين امر موجب شد تا برنامه هاي ساختارشكنانه دوم خرداد كه در قالب سناريوي توسعه سياسي دنبال مي شد، بي اثر بماند. همه به خاطر دارند كه «مصطفي معين» در انتخابات رياست جمهوري نهم به عنوان نماد اين جريان ساختارشكن با اين شعار به ميدان آمده بود كه چيزي به نام «حكم حكومتي» را قبول نداشته و تسليم آن نخواهد شد!
هر چند معين در آن انتخابات با بي رغبتي ملت، جايگاهي بهتر از مقام پنجم را كسب نكرد و توطئه فتنه گران شكست خورد، اما بار ديگر اين جريان آمده بود تا كار ناتمام دوران دوم خرداد و خاتمي و معين را اين بار با چهره بازي خورده و متوهمي چون ميرحسين موسوي در دوره دهم رياست جمهوري به اتمام رساند. توطئه اي كه با عدم اقبال اكثريت ملت در 22 خردادماه 88 بار ديگر ناكام ماند.
2- سناريوي فتنه گران براي عبور از ولايت فقيه، برنامه اي نبود كه توسط لايه اي از مشاوران و افراد ذي نفوذ طرح ريزي و به سران فتنه القا شود، بلكه توطئه اي بود كه بي شك در صورت رسيدن به قدرت، رأساً توسط سران فتنه دنبال مي شد. اين در حالي است كه حادثه پيش آمده در دولت دهم، سناريويي بود كه توسط جرياني انحرافي و نفوذ كرده طرح ريزي شده و متأسفانه با ترفندي، رئيس جمهور را نيز غافلانه وارد اين بازي كردند.
حوادث پس از انتخابات و تلاش سران فتنه براي تحقق سناريوي براندازانه كودتاي مخملي و ايستادگي تمام عيار در برابر فرامين رهبر معظم انقلاب اسلامي اين ادعا را به خوبي ثابت مي كند كه اين افراد در صورت كسب قدرت نيز قصد ايستادگي در برابر ولي فقيه را در سر مي پروراندند. اين در حالي است كه رئيس جمهور منتخب مردم بارها تبعيت و ارادت خود را به رهبري انقلاب اعلام داشته و خود را ملزم به پيروي از فرامين ايشان مي داند.
3- نكته ديگر واكنش هواداران اين دو گروه نسبت به حادثه پيش آمده است. تقريباً مي توان گفت تمامي دوستداران و علاقه مندان دكتر احمدي نژاد هنگامي كه از اين حوادث تلخ مطلع شدند، بلافاصله ضمن ابراز نگراني و انتقاد، خواستار بازگشت وي از راه اشتباه و تبعيت مطلق و بدون چون و چرا از مقام معظم رهبري شدند. به واقع اين هواداران در اختلاف پيش آمده همچنان در خط صحيح اصولگرايي - كه حمايت از ولي فقيه زمان است - باقي ماندند و نامزد مورد علاقه خود را مقصر دانستند.
اما در صورت به قدرت رسيدن بازي خورده اي چون موسوي، به ضرس قاطع مي توان گفت كه در سناريوي تقابل رئيس جمهور با رهبري، اغلب رسانه ها، گروه ها و شخصيتهاي حامي وي، به دفاع از موسوي و به مخالفت با رهبري وارد ميدان مي شدند؛ اقدامي كه متأسفانه نمونه هايي از آن در دوران دوم خرداد، همچنان در اذهان به خاطر مانده است
افشاگری فرمانده کل سپاه درباره اهداف آینده جریان انحرافی:
موضوع: [Post_Cat_Title]
یکشنبه 08 خرداد 1390 13:29
نباشيم، غرور بر ما مسلط ميشود و.../ جريان انحرافي حاضر در دولت، از راه پول و مطامع دنيايي درصدد يارگيري است.
سردار سرلشكر محمدعلي جعفري، فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در نشست مسئولان بسيج دانشجويي دانشگاههاي كشور ـ كه در مجتمع فرهنگي و دانشجويي 13 آبان (لانه جاسوسي سابق آمريكا) برگزار شد، گفت: بسيج همواره جزو نيروهاي پيشرو انقلاب اسلامي بوده و دانشجويان بسيجي به دليل جوان بودن، نقشي مهم و اثرگذار در پيشبرد اهداف نظام جمهوري اسلامي ايران بر عهده دارند.
به گزارش «تابناک»، وي با بيان اينكه بسيجي بودن وظايف و تكاليف خاصي را بر دوش افراد می گذارد، افزود: تشخيص درست مسير، احساس تكليف و شجاعت عمل به آن، در شرايط سخت و موقعيتهاي خاص انقلاب، از جمله مسائلي است كه معمولاً با آن روبه رو هستیم كه علاوه بر خودسازي، به هنر مديريت و دقت افراد انقلابي نيازمند است.
فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، با تأكيد بر اينكه اگر هماره خود را در حال جهاد در راه خدا بدانيم، خداوند متعال در شرايط گوناگون، راه درست را به ما نشان ميدهد، خاطرنشان كرد: حفظ روحيه جهادي و انقلابي، باعث ميشود وظيفه خود را به خوبي درك كرده و در شرايط گوناگون، به نحو احسن به آن عمل كنيم.
سردار جعفري در ادامه تصريح كرد: روحيه جهادي، ملازم با بسيجي بودن است كه اگر همواره توسط بسيجيان حفظ شود، به طور حتم به عزت و اقتدار فردي و سازماني منجر خواهد شد.
وي با اشاره به اينكه اميد داشتن به آينده در كنار نقد مشكلات و ارزيابي نقاط مثبت، همواره بايد مورد توجه دانشجويان بسيجي قرار گيرد، گفت: يك بسيجي واقعي در كنار نقد مشكلات و چالشها، با اميد به آينده براي برطرف شدن آنها برنامهريزي كرده و طرح ارایه ميدهد.
فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، با اشاره به سخنان مقام رهبري درباره نقش دانشجويان در انقلاب اسلامي ايران خاطرنشان كرد: انقلاب ما به دليل اينكه در مسير حق حركت مي كند، به طور حتم با دشمنيهاي فراواني در درون و بیرون كشور روبه رو خواهد شد.
سردار جعفري با بيان اينكه تشخيص راه حق و دفاع بموقع از آن، از جمله وظايف هميشگي رهپويان انقلاب اسلامي است، گفت: دفاع بموقع از حق، سختترين كار است و هر كس توانايي تشخيص حق و دفاع از آن را در شرايط گوناگون داشته باشد، سختترين كار و بالاترين جهاد را انجام داده است و اينگونه افراد قطعاً از ايمان بالايي برخوردار هستند.
وي جنگ تحميلي هشت ساله، فتنه سال 88 و برخي مشكلات سياسي، فرهنگي و اقتصادي موجود را به عنوان نمونهاي از دشمنيها در برابر انقلاب اسلامي نام برد و تصريح كرد: افزون بر دشمنيهايي كه همواره در حق انقلاب اسلامي ميشود، با آفتهاي مهمي در مسير انقلاب براي مديران و مسئولان ـ كه بايد هموار كننده راه انقلاب باشند ـ رو به رو هستيم.
فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي افزود: برخي از همين آفتها، باعث شد افرادي كه زماني در مسير انقلاب قرار داشتند، از آن خارج شده و حتي در صف مقابل انقلاب قرار بگيرند.
سردار جعفري دنياگرايي به جاي آخرتگرايي و ترجيح دنيا در برابر دين را از جمله اين آفتها برشمرد و تصريح كرد: خودمحوري به جاي خدامحوري و ولايتمحوري و مسلط شدن غرور بر اشخاص از جمله آفتهايي است كه در اثر جهاد نكردن مدام با نفس اماره، گريبانگير افراد جامعه و به ويژه مسئولان موثر در نظام ميشود.
وي با بيان اين كه افراد و مسئولان هر چه داراي جايگاه موثرتر و تعيينكنندهتري باشند بيشتر در معرض آفتهاي نفساني قرار ميگيرند، گفت: اگر به طور مداوم، در حال جهاد و مبارزه با نفس نباشيم، غرور بر ما مسلط ميشود و بنا به قول قرآن كريم، شيطان بر ما مسلط شده و از راه حق بیرون ميشويم.
فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اينكه وجود برخي ديدگاههاي اعتقادي، فرهنگي و سياسي در بين برخي افراد پیرامون رئيسجمهور نگرانيهايي را براي دلسوزان انقلاب ايجاد كرده است، به مديريت دقيق رهبر انقلاب در مهار بحران اخير اشاره كرد و گفت: تلاش و مديريت خوب رهبر انقلاب مانع از اين شد كه اين مسأله به اصليترين مسأله كشور تبديل شود؛ هر چند اين مسأله در ذهن بسياري از دوستداران ولايت ميماند و پاك نخواهد شد.
جعفري با بيان اينكه جريان انحرافي حاضر در دولت، از طريق پول و مطامع دنيايي درصدد يارگيري است، گفت: اين جريان براي دستيابي به اهداف خود و اثرگذاري در انتخابات آينده از طريق پول و رانت به دنبال يارگيري است.
وي در پايان تأكيد كرد: رخدادهای مهم در تاريخ اسلام نظير حادثه عاشورا و غيبت امام زمان (عج) براي اين روی داد كه مردم و امت اسلامي به صورت واقعي قدر نعمت ولايت را ندانستند و تجربه آن وقايع، امروز سبب درسآموزي و عبرت انقلاب اسلامي است و همه ما نه تنها در قول، بلكه در عمل، بر پایه سياستها و تدابير وليفقيه عمل كنيم و مسئولان نيز در اختلافات خود، نظرات مقام رهبري را فصلالخطاب ميدانند؛ در اين صورت است كه جامعه ديني و انقلابي ما، به ويژه مديران ارشد آن، امتحان خود را نزد خداي متعال به خوبي پس ميدهند و زمينههاي ظهور بيشتر و بهتر فراهم ميشود.
صفحه قبل150515354...57صفحه بعد