لینک باکس افزایش بازدید
در واکنش به انتشار بیانیه از سوی شورای دونفره راه سبز امید در خصوص مناسبت های خرداد، سایت ضدانقلابی خودنویس با بیان اینکه موسوی امام راحل را ول کرد این شورا ول نمی کنه، در واکنش به آن نوشت:« اصلاح طلبان موجوداتی غیر قابل اعتماد هستند و نباید به زنده و مرده آن اعتماد کرد به راحتی مردم را فدای قدرت طلبی خود میکنند.»

به گزارش جام نیوز، انتشار بیانیه ای مشوش، اما سردرگم با امضای «شورای هماهنگی سبز» از خارج کشور، بار دیگر موجب شد تا محافل ضدانقلاب به جان یکدیگر افتند.
شورای مذکور که گویا توسط دو نفر (امیر ارجمند و مزروعی) در پاریس راه اندازی شده، در این بیانیه مناسبت های سوم خرداد، ۱۴ خرداد و ۱۵ خرداد را گرامی داشته و ضمناً تجلیلی هم از ۲۵ خرداد (اولین روز اغتشاشگری ضد انقلاب در سال ۸۸) به عمل آورده است. نویسندگان این بیانیه، ریاکارانه نامی هم از امام خمینی(ره) آورده اند.همین امر باعث شد تا سایت ضدانقلابی خونویس و بالاترین به بیانیه مذکور حمله کند و به هجو آن بپردازد.
خودنویس با بیان اینکه، موسوی امام راحل رو ول کرد، شورای هماهنگی ول نمیکنه! نوشت:« شورای نگهبان راه سبز در آخرین بیانیهی خود بمناسبت فرا رسیدن ماه خرداد بر اهمیت خرداد «در چند دهه اخیر» تاکید کرده است.»
این سایت ضد انقلابی حضور اعضای شورای هماهنگی سبز امید در فرانسه و بیانیه دادن از پاریس را به هجو کشیده و نوشت:« فیالواقع مشکل بزرگتر ما اینجاست که چون الآن تمام اعضای شورای نگهبان راه سبز ناموساً همهشان توی ایران هستند! و به همین جهت در کلاسهای آلیانس شرکت میکنند که توی ایران بتوانند با همسایهها فرانسه حرف بزنند این است که غیر از بعضی وقتها که اینجا از بخت بد یکدفعه توی مترو میبینمشان که البته متروهای پاریس هم همهشان توی ایران هستند، در مواقع دیگر دست ما درست حسابی بهشان نمیرسد تا سوالی کنیم، هر چند که شورای نگهبان راه توی ایران سبز اساساً از اولش هم اعلام کرده که کسی از ما هیچ سوالی نکند چون جنبش تضعیف میشود و این به نفع آنهایی که در ایران هستند، نیست.»
خودنویس که به نظر حسابی از دست شورای دونفره شاکی بنظر می رسید، افزود:« در هر حال ما چون در دل مرض داریم که به اینجور چیزها گیر میدهیم، همچنان سوال میکنیم ، در بیت فوق منظور از این «چند دهه اخیر» میشود چندتا از دهههای اخیر؟ چون ما هرچی فکر کردیم دیدیم جمهوری اسلامی سهتا دهه بیشتر ندارد که فقط یکبار، اول دههی آخرش دوم خرداد شد که آنهم هشت سال تلاش شبانه روزی اصلاحات آنقدر پر نتیجه بود که تهش احمدینژاد روی کار آمد، اگرچه که اصلاً برای همین هم الآن همهمان توی ایرانیم فقط گاهاً برای تحصیل شبانه از کوه فرار میکنیم میآئیم فرانسه که آنهم زود برمیگردیم.»
البته دل خوری های خونویس علیه همکاران خود در شورای سبز امید وعلیه مشاوران موسوی را یکی ازطرفداران جنبش سبز درکامنتی تکمیل کرده و با ریختن آب پاکی به روی تمام اصلاحاتی ها نوشت:« چنین گروه های مشکوک و مجهول فقط و فقط برای ضربه زدن به جنبش و سرخورده کردن مردم ایجاد شده اند و نباید خود فریبی کنیم، اصلاح طلب موجودی غیر قابل اعتماد است و نباید به زنده و مرده آن اعتماد کرد به راحتی مردم را فدای قدرت طلبی خود میکنند و مردم و مطالبات مردمی را وجه المصالحه خود با رژیم میکنند.»
در پی انتشار این بیانیه، شبکه بالاترین هم نوشت: «بالاخره پس از مدتها انتظار و بی تحرکی، بیانیه ای از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید منتشر شد. با اشتیاق زیاد سایت کلمه را باز کرده و بیانیه مذکور را خواندم؛ خط به خط، کلمه به کلمه. قسمت های ابتدایی بیانیه نسبتاً خوب و امیدوارکننده بود اما دریغا که هرچه به پایان بیانیه نزدیک می شدم، امید و شور ابتدایی، جای خود را به تلخی و ناامیدی می داد. اعضای ناشناس شورای راه سبز امید، پیش خود چه فکر کرده اید؟! از کدامین آرمانها سخن می گوئید؟!»
این شبکه ضدانقلابی در تحلیل دیگری تصریح کرد: بیانیه شورا درباره فواید خرداد ماه است و به روزهای گذشته می پردازد. آیا آنها از تحولات ماه های اخیر بی خبرند. شکی نیست که این شورا از سیاستمداری، شهامت، پختگی اندیشه و عمل و ژرف اندیشی محروم است. با غمگینی باید گفت شورای مذکور نه تنها کارنامه مناسبی نداشته که به باور بسیاری، باعث کم اثر کردن و ناامید کردن بدنه جنبش سبز هم شده است.»
جامعه مدرسين حوزه علميه قم با انتشار اطلاعيهاي به مناسبت ايامالله 14 و 15 خرداد تاكيد كرد: درايتهاي كمنظير رهبر معظم انقلاب در كور نمودن چشم فتنه 88 و زمينگير نمودن جريانهاي انحرافي يادآور درايتهاي امام (رضوانالله عليه) است.

در اطلاعيه جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه به مناسبت ايامالله چهاردهم و پانزدهم خرداد منتشر شده، آمده است: بار ديگر چهاردهم خردادماه سالروز رحلت امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران فرا رسيد و دلهاي مؤمنان و آزاديخواهان جهان سرشار از ياد و خاطره آن عزيز سفر كرده و آن آشناي قلبها و جانها گرديد. امام راحل ما، بزرگترين منادي دين و عدالت و محبوبترين رهبر در جهان معاصر و پناهگاه عدالت طلبان و ستمديدگان بود.
اين اطلاعيه ميافزايد: شاخصههاي راه امام حمايت از گفتمان دين و عدالت، ظلمستيزي و حمايت از مستضعفين و عينيت سياست و ديانت مانند مشعلي فروزان فراروي نسلهاي جديد انقلابي در ايران اسلامي و ديگر سرزمينهاي مسلمان است. بدون ترديد موج عظيم بيداري اسلامي در سراسر جهان اسلام و به بار نشستن شجره طيبه جمهوري اسلامي ايران از بركات آن روح ملكوتي است و به فرموده رهبر معظم انقلاب «امروز انقلاب اسلامي بينام خميني در هيچ جاي جهان شناخته شده نيست» و انديشههاي بلند امام سكه رايج انقلاب اسلامي است.
در بخش ديگري از اطلاعيه جامعه مدرسين حوزه علميه قم آمده است: امروز نيز راه ما راه امام و همان راهي است كه شاخصهاي اصلي و مهم آن در بيانات گهربار ايشان و فرزند و شاگرد بزرگشان مقام معظم رهبري حضرت آيتالله خامنهاي «دامت بركاته» جلوهگر است. درايتهاي كمنظير رهبر معظم انقلاب در كور نمودن چشم فتنه 88 و زمينگير نمودن جريانهاي انحرافي و التقاطي و هدايت جامعه اسلامي به سمت كار و تلاش بهمنظور تحقق عدالت و پيشرفت و گسترش فرهنگ جهاد اقتصادي و نيز تأكيد بر حفظ وحدت اسلامي و ملي، يادآور درايتهاي امام (رضوانالله عليه) است.
جامعه مدرسين حوزه علميه قم در پايان اطلاعيه خود، با گراميداشت ياد و خاطره بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (قدسسره) و شهداي يومالله پانزدهم خرداد، ضمن دعوت از علماي اعلام، فضلا و طلاب و عموم ملت شريف ايران اسلامي براي شركت در مراسم پرشكوه ارتحال امام خميني (ره) ميافزايد: مجلس بزرگداشتي از سوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم در شب پانزدهم خرداد ماه بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد اعظم قم برگزار ميشود.
موقعی که کروبی اُمه من صحنه.................. یکی نبی که بگه مِردَک وسهسه
وقتی که کروبی وارد صحنه (انتخابات) شد کسی نبود که بهش بگه ادم ضعیف و لاغراندام
مو تو فکر ایکنی که هنی جوونی................... که هنی ایخی من صحنه بمونی
مگه تو فکر می کنی که هنوز جوون هستی که می خوای هنوز در صحنه بمونی
آخه خُت دونی که شوخی نی سیاست..................... یه فکر باز ایخا و درایت
آخه خودت می دونی که سیاست شوخی نیست چرا که فکری باز و با درایت نیاز داره
دُرسه قبلا بییه رئیس مجلس........................... به خدا هموسو هم نبی لایق
درسته که قبلا رئیس مجلس بودی که همون موقع هم لیاقتش رو نداشتی
مه دونم که ته مال لرستونی............................. وطیفه لرل همزبونمونی
من می دونم که تو اهل لرستان هستی و از گروه لرهای همزبونمون هستی
ولی مو که یه جوون اهل دنایم......................... ساده و خمونی و نه اهل ریایم
ولی من که جوونی اهل دنا هستم ، ساده، خودمونی و بی ریا هستم
نیتوم کشورم بیم و دست.................................. آینده خم و بَچَم بنم من دست
نمی تونم کشورم را به دست تو بدم و آینده خودم و فرزندم را به تو بسپرم
هر چی بو و نظرم لیاقت ایخا....................... فکر باز، سررشته و بصیرت ایخا
هر چی که باشه به نظرم لیاقت می خواد، یک دید باز، سررشته و بصیرت می خواد
که تو هیچ یکی وایننَ نیاری............................... ار خدا لطفی کنه تو کم ایاری
که تو هیچ کدوم از اینا رو نداری و اگه خدا لطفی بکنه کم میاری
مووتیگیم به عنوان یه فرزند.............................. که نباید ته ایومی با ای ترفند
من به عنوان یه فرزند به تو می گم که نباید به این ترفند میومدی
ایسکه اُمیی عیبی نیاره..................................... دسیچه هی ایزنی لرکه و گاله
حالا که اومدی اشکالی نداره، پس چرا دیگه سروصدا و هرج و مرج ایجاد می کنی؟
تنها راه تو توبه و ای رهیه که رهتیه..................... عذرخواهی و محضر ولایت فقیه
تنها راه تو، برگشتن از این راهیه که رفتی و عذرخواهی از محضر ولایت فقیه
شعر از مسعود وفابین

کیهان در بخش گفت و شنود خود با عنوان "بوق آزاد" نوشت:

گفت: سايت ضد انقلابي «ايران گلوبال» كه حسابي از بي عرضگي اپوزيسيون عصباني شده خطاب به آنها نوشته است؛ وقتي در خارج از كشور نمي توانيم ده نفر را براي تظاهرات جمع كنيم چرا بيخودي عليه رژيم «قمپز» در مي كنيم.
گفتم: حيوون زبون بسته حرف حسابي زده.
گفت: به طعنه خطاب به گروه هاي اپوزيسيون كه در خارج نشسته و براي داخل كشور دستور صادر مي كنند نوشته؛ نكنه خيال مي كنيد خرمشهر را هم ما از طريق متروهاي پاريس آزاد كرده ايم؟!
گفتم: عقده «خودكم همديگر را مسخره كردن بيني» گرفته اند!
گفت: همين سايت نوشته است «هيچ معلوم هست كه ما در خارج كشور از كدام آزادي دم مي زنيم»؟!
گفتم: چرا معلوم نيست! يارو به جاي قرص، سكه دوزاري قورت داده بود، تا چند هفته «بوق آزاد» مي زد!

با مشخص شدن دیدارهای نوبه ای سید محمد خاتمی با برخی از شخصیت های سیاسی راز اظهار نظرها،دشت گرفتن تحرکات وی و تعدادی دیگر از عناصر برجسته افشاء شد. به گزارش«جوان آنلاین»،در حالی که طی روز های گذشته سید محمد خاتمی و یکی از حامیان اصلی فتنه بر فعالیت های اخیر افزوده و بر مواضع خود مبنی بر حمایت از فتنه گران و فشار به نظام تاکید دارند،مشخص شده است که این اظهارات هماهنگ شده و مداوم، حاصل دیدارهای منظم سید محمدخاتمی با یکی از حامیان اصلی فتنه گران می باشد. دراین دیدارها که هر دو هفته یکبار در جمران یا یکی از نهادها برگزار می شود،خاتمی از حامی جریان فتنه در خواست عدم سکوت کرده و از وی خواستار پادرمیانی برای موسوی و کروبی شده است. وی همچنین خواسته است تا این چهره سیاسی اهتمام بیشتری را نسبت به مدیریت سیدحسن خمینی داشته باشد. گفتنی است این حامی جریان فتنه دارای آنچنان نفوذی در مدیریت خاتمی می باشد که وی علی رغم این که قصد بازگشت از مواضع خود در قبال فتنه 88 را داشته اما تا مرز اقدام،وی را منصرف کرده است. اخبار دیگر حکایت از آن دارد که این چهره حامی جریان فتنه اصلاح طلبان و فتنه گران را به وجود اختلاف میان اصولگرایان امیدوار کرده و آنان را برای تجیهز جریان خود ترغیب می کند.
این منبع آگاه در ادامه تصریح کرد: خانم ماری تایدینگز مدیر انجمن راسل- رینولدز و مسؤول کمیته منابع انسانی بنیاد جامعه باز، در تاریخ ۱۴ می ۲۰۱۱ میلادی با ارسال نامهای محرمانه به محمد خاتمی از وی دعوت نموده است که بهعنوان رئیس بنیاد جامعه باز فعالیت خود را آغاز نماید.
متن کامل نامه خانم تایدینگز خطاب به آقای خاتمی چنین است:
Confidental
Letter No.3164 ,
14 May 2011
Search committee/ Open Society Foundation
1701 Pennsylvania Ave., NW Suite 400 ,
Washington ,
DC 20006-5805
آقای خاتمی عزیز!
بنیاد جامعه باز در جستوجوی یک راهبر تئوریک (VISIONARY LEADER) برای انتصاب در رأس این سازمان جهانی است که در بیش از ۸۰ کشور جهان برای پیادهسازی جامعه باز و توسعه حقوق بشر، عدالت و جامعه مدنی تلاش مینماید.
بنیاد جامعه باز دارای چند مرکز اصلی در نیویورک، لندن و بوداپست است و همه ساله مبلغی بالغ بر ۸۰۰ میلیون دلار در سراسر جهان برای برنامههای خود هزینه مینماید.
کاندیدای ریاست بنیاد جامعه باز فردی خواهد بود که بتواند در طیف گسترده فرهنگها و جوامع مختلف جهانی بهطور موفقیتآمیز اقدام کرده و به ارزشهای این بنیاد بهطور علنی و آشکار پایبندی نشان داده باشد.
بر همین مبنا آقای جورج سوروس بهعنوان موسس این بنیاد علاقهمند است که شما بهعنوان فردی نوآور، مستقل، پرانرژی و برخوردار از تجارب گسترده بینالمللی، ریاست بنیاد جامعه باز را برعهده بگیرید.
وظایف شما بهعنوان رئیس (President) بنیاد شامل نظارت بر نحوه اجرای برنامههای بنیاد جامعه باز، ارائه گزارش ماهانه به هیئت مدیره بنیاد و همکاری نزدیک با آن هیئت و بنیانگذار (جرج سوروس) خواهد بود.
با احترام
ماری تایدینگز»
جرج سوروس کیست؟
«جورج سوروس» در ۱۲ آگوست ۱۹۳۰ (۲۱/۵/۱۳۰۹) در بوداپست مجارستان متولد شد. وی یک یهودی است که با مدرک هویت جعلی در بخشی از مجارستان که توسط نازیها اشغال شده بود در پناه دوستان خانوادگیاش بزرگ شد. او در دوران پس از جنگ با فرار از قوانین کمونیستها در دانشکده معروف اقتصاد لندن شروع به تحصیل کرد. سوروس در سال ۱۹۵۶ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و در همین سال بود که انقلاب مجارستان بهوقوع پیوست. طی سه دهه پس از آن، او توانست بهعنوان مدیر صندوق مالی و متخصص در امنیت مالی و معاملههای ارزی در حدود هفت میلیارد دلار سرمایه جمع کند. در حالی که دیوار برلین فرو پاشید، سوروس اعلام کرد که نیمی از ثروت خود را صرف دموکرات سازی اتحاد جماهیر شوروی سابق کرده است.
سوروس خود را پیرو فیلسوف مشهور «کارل پوپر» میداند. از وی در تحلیلها و مقالههای رسانههای خارجی اغلب بهعنوان «سرمایهدار بزرگ آمریکایی و یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین» نام برده میشود. فعالیت سوروس با هدف ایجاد زیربنای اجتماعی و سیاسی «جامعه باز» صورت میگیرد و اغلب نیز معتقدند هدف از طرحهای خیریه سوروس نه حمایت از علم و آموزش بلکه ایجاد تغییرهای تمدنی در کشورهاست.
بر مبنای ادعای رسانههای آمریکایی، جورج سوروس در سالهای اخیر مبلغ چهار میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار آمریکا به ایالات متحده و دیگر کشورهای جهان برای امور خیریه اهدا کرده است.
تأمین مالی و سرمایهگذاری هنگفت سوروس در کشورهای مختلف روی محورهای زیر استوار شده است:
- ایجاد شبکه اطلاع رسانی و تأسیس فرستندههای رادیویی و تلویزیونی علیه کشورها؛
- ایجاد سیستم آموزشی موردنظر؛
- حمایت از روزنامهها و تلویزیون؛
- توسعه فرهنگ (فرهنگ سازی)؛
- تاسیس انجمن وکلای مدافع در کشورها؛
- حمایت از مطبوعات آزاد؛
- حمایت از برنامه دموکراسی و رسانهها؛
- حمایت از پروژه تکثیر دموکراتیک رسانهای؛
- حمایت از مطبوعات قومی و محلی؛
- حمایت از اپوزیسیون داخل و خارج؛
- راهاندازی و حمایت از فعالیت سایت اینترنتی و خبرگزاری در کشورها (بهعنوان مثال سایت ورارود در تاجیکستان)
در سالهای اخیر، جورج سوروس ضمن ارتباطگیری و ملاقات با سران احزاب و سازمانهای سیاسی کشورها، نمایندگانی را با هدف کمک به توسعه دموکراسی به کشورهای هدف اعزام داشته است. ارتباط سوروس و نفوذ وی در کشورهای غربی به حدی است که سفرای کشورهای غربی بویژه آمریکا و انگلیس بهعنوان مجریان و مدیران اجرایی بنیاد سوروس و هماهنگکننده نیروها در کشور هدف عمل میکنند. سوروس در مصاحبهای که در سال ۲۰۰۸ با روزنامه لسآنجلس تایمز انجام داده، عنوان داشته است:
«من دوست دارم سناریوی مشابه با وقایعی که در گرجستان بهوقوع پیوسته در کشورهایی نظیر قزاقستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان در آسیای مرکزی تکرار شوند.»
نقش بنیاد جورج سوروس در انقلابهای مخملی
بنیاد در بیش از ۳۰ کشور جهان از جمله کشورهای آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، اوکراین، تاجیکستان، روسیه، گرجستان، قرقیزستان، قزاقستان و مولداوی دارای نمایندگیهای فعال است.
روند کاری بنیاد سوروس به این شکل است که مرکزی مطالعاتی را در کشورهای مختلف فعال کرده و سپس با ارزیابی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات مخالف دولت، زمینه را برای انقلابی آرام فراهم مینماید.
عمدهترین فعالیت این بنیاد در حوزه کشورهای آسیای میانه و قفقاز است. برای اولینبار در سال ۱۹۹۷ و در جریان ورشکستگی مالی و اقتصادی کشورهای جنوب شرق آسیا، فعالیت بنیاد مذکور به آسیای میانه کشیده شد و در کشورهای این منطقه نمایندگیهایی را تحت عنوان «جامعه باز» تاسیس نمود. هدف این بنیاد از تاسیس این نمایندگیها، به راه انداختن انقلابهای مخملی در کشورهای هدف و تغییر نظام سیاسی این کشورها بود. سوروس اهداف پنهانی مناسب با منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا در کشورهای مختلف را دنبال میکند و بازوی غیررسمی «سیا» و «موساد» در بسیاری از کشورها محسوب میشود. برای واکاوی دقیقتر اهداف پیدا و پنهان سوروس به فعالیتهای مخرب بنیاد سوروس در برخی کشورهای آسیای میانه اشاره میشود:
۱- سورس در گرجستان
در گرجستان بنیاد سوروس با صرف ۲۰ میلیون دلار به حمایت از مخالفین شوارد نادزه برخاست، علت این مساله گرایش وی به مسکو بود که رژیم صهیونیستی و آمریکا آن را برنمی تابید. سوروس جهت براندازی شوارد نادزه حدود ۵۰۰ هزار دلار در «شبکه روستاوی۲» که نقش برجسته ای در انقلاب مخملی گرجستان داشت سرمایهگذاری نمود. اقدامات سوروس در گرجستان تا آنجا ادامه یافت که پس از استعفای شوارد نادزه و تشکیل دولت جدید، چهار نفر از اعضای دولت جدید گرجستان شامل وزرای آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی و ورزش جوانان وابسته به جورج سوروس بودند و از کارمندان سابق دفاتر وی محسوب میشدند.
۲- سوروس در آذربایجان
گفته میشود «موسسه جامعه باز» سوروس تاکنون ۲۰ میلیون دلار در راستای به اصطلاح کمک به فعالیتهای رسانههای جمعی و سازمانهای غیردولتی در جمهوری آذربایجان هزینه کرده است. آن دسته از نشریاتی که بنیاد سوروس به آنها کمک مالی کرده است، مطالب توهینآمیز علیه مقدسات اسلامی و ترویج صهیونیسم چاپ کردهاند. بهعنوان نمونه میتوان به اقدامات اهانتآمیز نشریه «صفت گون» و «یئنی فاکت» اشاره کرد.
۳- سوروس در ارمنستان
اگرچه طی سالهای اخیر فعالیت بنیاد سوروس در جمهوری ارمنستان چندان مطرح نشده است، اما «موسسه جامعه باز ارمنستان» شعبه رسمی بنیاد سوروس در این کشور محسوب میشود و از سالها قبل در ایروان فعالیت میکند.
انجام طرحهای مختلف بنیاد سوروس در ارمنستان از طریق این موسسه پیگیری میشود و از جمله موضوعاتی که بنیاد سوروس در ارمنستان درخصوص آن فعالیت میکند، رسانهها هستند.
۴- سوروس در تاجیکستان
افزایش مخالفت از طریق رسانهها در تاجیکستان نیز توسط بنیاد سوروس علیه نظام حاکم دنبال میشود؛ بهگونهای که رئیسجمهوری تاجیکستان با اظهار نگرانی از فعالیتهای این بنیاد در کشورش گفته است:
«روزنامههای «روز نو»، «ارورود»، «اودامواولام» و برخی رادیوهای خصوصی از سوی بنیاد سوروس حمایت مالی شده است و هدف اصلی آنها فرسوده کردن حکومت تاجیکستان است.»
۵- سوروس در قزاقستان و قرقیزستان
بنیاد سوروس از طریق سایتهای اینترنتی، روزنامهها، شبکههای تلویزیونی، طرحهای آموزشی، کتابها و موسسات غیردولتی و با سایت رژیم صهیونیستی و آمریکا، سعی کرده است در قزاقستان زمینه شکلگیری دموکراسی هدایت شده را فراهم سازد و در انقلاب مخملی قرقیزستان نیز نقشآفرین بوده است.
ماجرای ملاقات سوروس با خاتمی
بنابر اسناد منتشر شده در سایت رسمی بنیاد جامعه باز، ارتباط جورج سوروس با محمدخاتمی از سال ۲۰۰۳ میلادی برقرار شده است. در همین رابطه خبرگزاری جمهوری اسلامی در شهریور ۸۸ گزارشی را به شرح زیر منتشر کرد: «جورج سوروس رئیس هیات مدیره موسسه جامعه باز در مراسمی که به مناسبت هشتمین سالگرد حوادث یازدهم سپتامبر در نیویورک برگزار شد، ضمن تاکید بر لزوم تقویت رویکردهای روادارانه در جهان اسلام، دیدار خود با محمد خاتمی در سال ۲۰۰۶ میلادی را در همین راستا ارزیابی کرد.
به گزارش ایرنا، جورج سوروس که شامگاه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۹ در سالن اجتماعات هتل بینالمللی ترامپ (Trump International Hotel) نیویورک و در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمانهای غیردولتی آمریکا سخن میگفت، ضمن تحلیل ریشههای واقعه ۱۱ سپتامبر اظهار داشت: ریشههای واقعه تاریخی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را باید در بنیادگرایی، تصلب و عدم رواداری بخشی از مسلمانان جستوجو کرد.
رئیس هیات مدیره موسسه جامعه باز ادامه داد: در مقابل این جریان ستیزهجو، بخشی از اندیشمندان مسلمان نظیر نصر حامد ابوزید، عبدالکریم سروش و محمد خاتمی با بهرهگیری از آموزههای کارل پوپر تلاش میکنند تا اسلام را با دنیای مدرن آشتی داده و رواداری را در جوامع اسلامی ترویج کنند.
جورج سوروس اظهار کرد: موسسه جامعه باز در راستای هدفگذاریهای خود همواره تلاش کرده است تا آن دسته از جریانهای فکری را در جهان اسلام مورد توجه قرار دهد که به ارزشهای جهان مدرن (سکولار) پایبندی بیشتری دارند.
وی در همین رابطه اظهار کرد: یکی از بهترین جلساتی که من در ارتباط با پیشبرد دموکراسی در جهان اسلام و بویژه ایران در آن حضور یافتم، ملاقاتی بود که در روز سهشنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۶ با محمد خاتمی، رئیسجمهوری سابق ایران برگزار کردم.
جورج سوروس در ادامه سخنانش با بیانی طنز افزود: من حدود ۱۰ سال در انتظار دیدار آقای خاتمی بودم و به همین دلیل این دیدار آنچنان برای من جذاب و به یاد ماندنی بود که حتی روز و ساعتش نیز در حافظهام ثبت شده است.
طراح و حامی مالی انقلابهای مخملی سپس تاکید کرد: البته من در ۱۴ ژانویه ۲۰۰۵ بعد از سخنرانی جواد ظریف در موسسه جامعه باز، حدود یک ساعت با ظریف صحبت کرده بودم و دغدغههای خود را در خصوص روابط ایران و آمریکا با توجه به پیشینهای از بیاعتمادی نسبت به برنامه اتمی ایران و نیز تنشهای تاریخی ناشی از نقش ایالات متحده در خاورمیانه به ظریف که آن زمان سفیر ایران در سازمان ملل بود، منتقل کرده بودم.
جورج سوروس افزود: هدف از دیدار من با محمد خاتمی نیز دستیابی به آگاهی از درون کشوری منزوی بود، کشوری که برای برقراری ارتباطات با آن فرصتهای محدودی وجود دارد و با توجه به تحولات اخیر منطقه چنین جلساتی ارزشمند است و میتواند به اتخاذ تصمیمات سیاسی موثر کمک کند.
رئیس هیئت مدیره مؤسسه جامعه باز ادامه داد: در این جلسه من به خاتمی گفتم که جوانان ایران بهعنوان بخش بزرگی از جمعیت ایرانیان، مشتاق تغییری سیاسی هستند که حاصل آن جامعهای آزادتر باشد.
سوروس ادامه داد: به خاتمی گفتم که هرچند دغدغه خاطر کنونی بیشتر ایرانیان وضعیت اقتصادی خودشان است و انتخابات ژوئن ۲۰۰۵ نیز همین موضوع را تایید میکند اما باید گرایشهایی را در ایران تقویت کرد که آزادی بیان و ارتباط با جهان آزاد را مولفههای اصلی پیشرفت و ثبات ایران میدانند.
وی سپس اظهار کرد: به خاتمی گفتم با اینکه تعداد بسیاری از شهروندان سرخورده ایرانی از تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران حمایت خواهند کرد اما آنان هنوز فاقد «گروههای سازماندهی شده» برای پشتیبانی از یک انقلاب (براندازی) هستند.
جورج سوروس ادامه داد: به خاتمی گفتم که سرعت جوانگرایی جمعیت و شدت بیکاری در ایران احتمال تغییر در کوتاهمدت را کاهش میدهد و برای این منظور باید به باز کردن بیشتر فضا، توسعه سازمانهای غیردولتی و افزایش تعداد رسانههای مستقل کمک کرد تا یک دموکراسی پرشور و روادار در ایران نهادینه شود.
رئیس هیئت مدیره مؤسسه جامعه باز سپس به اظهارات خاتمی اشاره کرد و گفت: خاتمی در این جلسه به من گفت که تعارض موجود بین ساختار حقیقی و ساختار حقوقی در ایران مهمترین مانع برای پیشرفت و توسعه روابط ایران با غرب است.
سوروس افزود: خاتمی معتقد بود که دموکراسی و رواداری دولت با ساختار کنونی یک حکومت مذهبی که در راس آن رهبر مذهبی حکمرانی میکند، به دست نخواهد آمد.
وی افزود: خاتمی انتخاب احمدینژاد را حرکتی در جهت تثبیت بیشتر قدرت رهبر مذهبی ایران ارزیابی کرد و معتقد بود که در دوران احمدینژاد جامعه مدنی تحت فشارهای بیشتری قرار گرفته است.
رئیس هیات مدیره موسسه جامعه باز اظهار کرد: خاتمی معتقد بود که در دوره هشت ساله ریاستجمهوری خود با هیولای انسداد سیاسی همهروزه دست و پنجه نرم کرده است و این بنبست سیاسی علیرغم گفتوگوهای متداول و دامنهدار سیاسی در راس حاکمیت همچنان برقرار است.
سوروس ادامه داد: خاتمی در این جلسه به من گفت که کلید قفل بسته شده سیاست در ایران تنها و تنها فشارهای اجتماعی و کمپینهای وابسته به جنبشهای دانشجویی، کارگری و زنان است که باید خواستههای گروهی و شعار تغییر را از درون دفاتر دربسته خود به سطح معابر عمومی منتقل کنند.
وی اظهار کرد: خاتمی در این دیدار کاملا در نقش رهبر مخالفین دولت در ایران صحبت میکرد.
سوروس ادامه داد: من مجددا در سی و هشتمین اجلاس مجمع جهانی اقتصاد داووس در ژانویه ۲۰۰۷ با خاتمی ملاقات کردم که متوجه شدم، پس از یک سال دغدغههای خاتمی رادیکالتر شده است تا آنجا که وی به دلیل برخی مشکلات سیاسی و حذف سیاسی گسترده همکارانش ناچار شد اجلاس داووس را نیمهکاره به مقصد تهران ترک کند.
سوروس در ادامه مدعی شد: برخلاف آنچه که از دخالت موسسه جامعه باز در تحولات اخیر ایران و آنچه که طی ماههای قبل در سطح خیابانهای تهران بهعنوان تلاش برای آزادی و دموکراسی مشاهده میشد، گفته میشود، این موسسه هیچ گاه در امور داخلی ایران دخالت نکرده است.
رئیس هیات مدیره موسسه جامعه باز اظهار کرد: حضور موسسه جامعه باز در ایران در سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲ خورشیدی) و با دعوت رسمی دولت سابق ایران صورت گرفت که این فعالیتها با آگاهی دولت آمریکا و در تبعیت کامل از مجوزهای ویژه صادر شده از سوی دفتر کنترل داراییهای خارجی وابسته به وزارت خزانهداری آمریکا انجام شده است.
سوروس ادامه داد: فعالیت مؤسسه جامعه باز در ایران همواره بر کمکهای بشردوستانه، بهداشت عمومی و هنر و فرهنگ متمرکز بوده است.
سوروس تاکید کرد: تلاشهای مؤسسه جامعه باز در ایران با هدف منتفع شدن مردم ایران و پیشبرد گفتوگو بین ایرانیان و جامعه بینالمللی صورت میگیرد.
رئیس هیات مدیره موسسه جامعه باز بار دیگر تأکید کرد: من در اینجا اعلام میکنم که برخلاف تبلیغات رسمی دولت ایران، مؤسسه جامعه باز نقشی در تحولات اخیر ایران که آن را انقلاب سبز نامیدهاند، نداشته است.
وی با اعلام اینکه انقلاب سبز ایران و تمامی تحولات مرتبط با آن بر اساس خواسته و اقدام رهبران جامعه مدنی ایران برای رسیدن به پیشرفت و آزادی است، به نقش موسسه خود اذعان کرد و یادآور شد: نقش موسساتی چون جامعه باز در چنین تحولاتی حداکثر نقش الهامبخشی بوده است.
سوروس در همین رابطه اظهار کرد: با حضور رهبران هشیاری چون خاتمی و موسوی، انقلاب سبز ایران پیشرفتهای اعجابآوری را در ماههای اخیر داشته است.
رئیس هیات مدیره موسسه جامعه باز در پایان و ضمن آشکار ساختن نقش مداخلهجویانه خود در حوادث اخیر ایران تاکید کرد: امیدوارم با پیشروی انقلاب سبز ایران و همکاری و ارتباط گستردهتر رفرمیستهای ایرانی با موسسه جامعه باز، ساختاری دمکراتیک را در ایران پایهگذاری نماییم.
گفتنی است جلسه سخنرانی جورج سوروس در هتل بینالمللی ترامپ، تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد.»
خبرگزاری فارس نیز پس از انتشار گزارش ایرنا در مورد دیدار جورج سوروس با محمد خاتمی چنین نوشت: «انتشار خبر مربوط به مشروح مذاکرات سه سال پیش سیدمحمد خاتمی و جرج سوروس به نقل از سوروس در جلسهای که به مناسبت سالگرد ۱۱ سپتامبر در هتل بینالمللی ترامپ (Trump International Hotel) نیویورک و در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمانهای غیردولتی آمریکا واکنش شتابزده دفتر رئیسجمهوری سابق کشورمان و رسانههای حامی وی را در پی داشت، بهطوری که ضمن تکذیب این خبر، روشنگری ایرنا را دروغپردازی خواندند. متعاقب این تکذیب و پوشش یکپارچه آن بهعنوان تیتر یک روزنامهها و سایتهای حامی خاتمی، بیبیسی فارسی نیز دست بهکار شد و به نقل از فردی که او را ایمی ویل مسوول ارتباطات رسانهای موسسه جامعه آزاد متعلق به سوروس میخواند، خبر داد: آقای سوروس با آقای خاتمی آشنایی شخصی ندارد و تماسی با او نداشته است. این خبر اگرچه در این رسانهها بهعنوان تکذیبیه دفتر سوروس مطرح شد اما هیچ نشانی از فرد مصاحبهشونده بیبیسی بهعنوان یک مقام مسوول در سایت موسسه جامعه آزاد (www.soros.org) وجود ندارد و در ضمن دفتر سوروس یا سایت رسمی موسسه نیز هرگز نسبت به تکذیب این خبر اقدام نکرد. اما در حالی که دفتر خاتمی اظهارات کیان تاجبخش درخصوص دیدار وی با سوروس و سپس خبر ایرنا را تکذیب کرد، سند جدیدی برگرفته از مقاله سه سال پیش «کنت تیمرمن» (Kenneth R. Timmerman) مدیر اجرایی موسسه موسوم به «بنیاد دموکراسی برای ایران»، پرده جدیدی از جزئیات شام محرمانه سوروس و خاتمی را فاش کرد.
تیمرمن، مؤسس بنیاد دموکراسی برای ایران است که خود نیز مدیر اجرایی آن بود. وی که از نیروهای بخش پژوهشی سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) است، با موسسه آمریکن اینترپرایز و همچنین پروژه قرن جدید برای آمریکا نیز همکاری دارد. این موسسات همانند موسسه جامعه باز سوروس آمریکا بهصورت ویژه روی موضوع ایران تمرکز دارند. اما تیمرمن سه سال پیش در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶ مقالهای در پایگاه اینترنتی نیوز مک ( http://archive.newsmax.com/archives/ticles/2006/9/14/205414.shtml?s=sr) با اشاره به موضوع هستهای ایران و بررسی پیشنهادهایی برای چگونگی توقف ایران هستهای از دیدار محرمانه سوروس و خاتمی در یک ضیافت شام خبر داده بود. تیمرمن در این زمینه نوشت: «همزمان و کمتر از یک مایل دورتر از محل گفتوگوی پهلوی با سانتوروم و مارتینز در سنای آمریکا، جرج سوروس و دیگر مخالفان دولت بوش در هتل «هایت» گردهم آمده بودند تا تعامل دولت با تهران را خواستار شوند. سوروس خطاب به شرکتکنندگان در این نشست که به همت «بنیاد آمریکای نوین» برگزار شده بود، درباره یک «معامله بزرگ» با تهران سخن گفت که به رسمیت شناخته شدن ایران از سوی آمریکا، پایان رویارویی هستهای از طریق مذاکرات و ازسرگیری مناسبات عادی میان دو کشور را در بر خواهد داشت.
برخی مقامات روز پنجشنبه به نیوزمکس گفتند که سوروس در همین هفته و در یک مراسم خصوصی صرف شام در بوستون، درباره این معامله بزرگ با محمد خاتمی، رئیسجمهوری سابق ایران گفتوگو کرد. یک ایرانی که در آن مراسم شام حضور داشت، گفت: «خاتمی به ما گفت که آمریکا باید مذاکره با ایران را آغاز کند. او افزود که ایران مسلما خواهان تعلیق غنیسازی اورانیوم، اما نه بهعنوان یک پیششرط برای مذاکرات است. با این حال، فرد یادشده به نقل از خاتمی گفت که ایران «غنیسازی سوخت هستهای را کنار نمیگذارد»، زیرا وعدههای غرب را مبنی بر عرضه سوخت مورد نیاز نیروگاه بوشهر باور ندارد. نیروگاه بوشهر با وجود ۱۱ سال فعالیت پیمانکاران روسی، هنوز عملیاتی نشده است.
این مقام ایرانی همچنین گفت: «از این رو، یک برنامه R&D(تحقیق و توسعه) اجرا میشود و اگر حاضر به پذیرش آن نباشید، هیچ معامله بزرگی در کار نخواهد بود.» «استیون کلمنز»، مدیر «برنامه راهبرد آمریکا» در بنیاد آمریکای نوین نیز در مراسم صرف شام خاتمی با سوروس شرکت داشت و سخنان مقام ایرانی را تصدیق کرد. «هومن مجد»، روزنامهنگار آزاد که در طول اقامت خاتمی در آمریکا، مشاور و مترجم او بود، گفت، سفر خاتمی به آمریکا از ماهها قبل برنامهریزی شده بود. این سفر با شروع ضربالاجل سازمان ملل برای تعلیق غنیسازی، دقیقا همزمان شد. کلمنز انجام یک «معامله بزرگ» بر سر برنامه هستهای با ایران را کار سخت و دشواری خواند که به نتیجه رساندن آن، راحت و آسان نیست.
یک ایرانی که در میهمانی شام خاتمی با سوروس، او را همراهی میکرد، گفت، رئیسجمهوری سابق ایران در توضیح رد مکرر پیشنهادهای آمریکا- از جمله تلاش چند ساله «بیل کلینتون» – درباره یک «معامله بزرگ» از سوی تشکیلات رهبری ایران، کلینتون را مسوول این بنبست دانست. این ایرانی گفت: «پس از عذرخواهی مادلین آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا بابت مداخله آمریکا در کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت محمد مصدق، نخستوزیر وقت ایران، همه مسائل در جهت آشتی پیش میرفت. اما، خاتمی گفت، کلینتون، با «نامنتخب» خواندن تشکیلات رهبری ایران، این معامله را ضایع کرد.» کنت تیمرمن که مقالاتش گاهی در پایگاه اینترنتی newsmax.com منتشر میشود، چندی پیش نیز نوشته بود: بنیاد ملی برای دموکراسی میلیونها دلار را در دهههای گذشته برای راهاندازی انقلابهای رنگی در اوکراین و صربستان هزینه کرده و سیاسیون آنها را با تکنیکهای سازماندهی و ارتباطات آموزش داده است.
وی همچنین افزوده بود: بنیاد ملی دموکراسی از ستاد میرحسین موسوی حمایت میکرده و این اقدام را از راه ارتباط با سازمانهای غیردولتی خارج از ایران انجام میداده است.
این سازمانها آماده بودند تا به محض اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری در ایران معترضان را سازماندهی کنند. همچنین موسوی پیش از اعلام رسمی نتایج انتخابات به شکل غیرمنتظرهای اعلام کرد که در این انتخابات به پیروزی رسیده است. اما شواهد ایرنا درباره دیدار خاتمی و سوروس به روایت کنت تیمرمن خلاصه نمیشود، بهطوری که سیدمحمد خاتمی ۲۵ شهریورماه ۸۵ هنگامی که پس از دو هفته از سفر به آمریکا به ایران بازگشت، در تشریح نتایج سفر خود ضمن رد این مساله که سفرش غیرمنتظره بوده است، جزئیاتی از افراد و مقاماتی را که در این سفر با آنها دیدار داشته است، بیان کرد.
خاتمی اگرچه در برخی موارد به مکان دیدارها و حتی میزان جمعیت حاضر در آنها نیز اشاره دقیق داشت اما هنگامی که به موضوع دیدارش با روسای تینک تانکهای آمریکا (اتاقهای فکر) رسید، حاضر نشد جزئیاتی را بیان کند و تنها گفت: «فرصتی پیش آمد تا با برخی از روسای تینک تانکها که دولتی نیستند اما فکرآفرین و ایجادکننده فکر هستند و در جامعه علمی، فرهنگی و سیاسی آمریکا تاثیرگذارند، دیدار کنم.» شاید اگر خاتمی در قبال خبر دیدارش با سوروس که نخستینبار کیان تاجبخش به آن اشاره و تاکید کرد ارتباطات مستمری بین این دو، وجود داشته است، اقدام به تکذیب شتابزده نمیکرد، اکنون اوضاع به مراتب برای وی راحتتر بود و لازم نبود رسانههای نزدیک به او از تهران تا لندن هر روز برای تکذیب مستندات روشن در زمینه این دیدار با دشواری مواجه شوند.
افرادی نظیر ملک عبدالله و معمر قذافی دیکتاتور برکنار شده لیبی به عنوان اعضای افتخاری این بنیاد نقش دارند و وضعیت دیکتاتور لیبی که خود گویای بسیاری از مطالب است .

“صراط” – اخیراً در برخی سایتهای خبری، دیدار آقای هاشمی با اعضاء هیات امناء، خیرین، مدیران و کارکنان بنیاد امور بیماری های خاص منتشر گردید که علیرغم ظاهر آراسته این اقدام اجتماعی لیکن چند موضوع قابل توجه در خصوص این بنیاد در حوزه اعضای افتخاری و بودجه بنیاد و نحوه هزینه ان قابل توجه است که باید مسئولین امر به این موضوع نیز توجه کنند.
به گزارش صراط نیوز، برابر برسی های به عمل آمده مشخص گردیده افرادی نظیر ملک عبدالله و معمر قذافی دیکتاتور برکنار شده لیبی به عنوان اعضای افتخاری این بنیاد نقش دارند و وضعیت دیکتاتور لیبی که خود گویای بسیاری از مطالب است . اما نقش ملک عبد الله که جنایات او در بحرین بر کسی پوشیده نیست در این بنیاد دلیل موجهی از ارتباط نزدیک خانم فاطمه هاشمی مدیریت این بنیاد با او بوده است که قبلا نیز در سایت ها از ملاقات او با خانواده خانواده ملک عبدالله و حضور در مراسم ها در طی دو سال گذشته مطالب منتشر شد که این ارتباطات جای بسی تامل دارد .
در زمینه بودجه این بنیاد نیز باید گفت با توجه به ردیف بودجه اعلامی در لایحه بودجه ۹۰ لازم است ابزار نظارتی مناسبی در این خصوص بکار گرفته شود تا گاه و بیگاه انتقال وجوه از این بنیاد به حساب های مرکز ملی سرطان به مدیریت آقای محمد هاشمی عموی فاطمه هاشمی رفسنجانی و همچنین هزینه های مصرفی در امور بیماران خاص !!! برطرف شود . شاید حسابرسی و بازرسی دقیق از عملکرد مسئولین این بنیاد به این موضوع کمک کند و کمک از دستگاه های ذیربط در این خصوص راهگشا باشد . شاید با اهمال کاری دستگاه های مربوطه و مشمول مرور زمان شدن بنیاد امور بیماری های خاص نیز به وضعیت مشابه سازمان بهینه سازی در زمان مدیریت مهدی هاشمی دچار شود.

به گزارش وبلاگستان مشرق، محمدعلی ابطحی در مطلب اخیر ”وب نوشت” خود نوشت: سایت بالاترین به دلیل اینکه اخبار سایت ها و وبلاگهای مختلف، توسط کاربران علامت مثبت میگیرند و خبر بالا میشود، یک ابتکار جالبی بود که به صورت ترمینال همه اخبار را می شد در آن دید و طبعا به دلیل اینکه طعم همه نوع خبر را میشد در آن چشید، مورد استقبال بود.
این سایت هم مثل همه سایتها از همه جای دنیا دسترسی به آن امکان پذیر است و همه میتوانند در آن مشارکت داشته باشند. اما این امکان خوب مدتها است که به نظر میرسد مورد هجوم یک جمع خاص قرار گرفته و آن مجموعه بر اساس باور دیرینی که دموکراسی را برای مخالفت با مخالفان می پسندند این سایت را در بیشتر اوقات تبدیل به اتاق و یا دفتر سیاسی اندیشه و حزب خود میکنند. نتیجه اش هم این میشود که مخاطب ها اگر باور کنند که اینها نظر بالاترین بخش جامعه است، از واقعیت های درون جامعه مغفول میشوند و مخاطبان به رشد واقعی جامعه نمیتوانند کمک نمایند. مهمترین اصل برای هر تحلیلگر و جامعه آشنا، این است که واقعیتها را ببینند تا بتوانند تحلیل واقعی ارائه کنند. این آفت متاسفانه در بخش سیاسی حوزه نت فراگیر تر از بالاترین است.
در مواردی که فراخوان به لایک کردن و دادن علامت مثبت میشود و یا در موارد فراوانی که گروهی با داشتن چندین اکانت بالاترین تلاش میکنند یک مطلب را به زور داغ کنند، و یا بر عکس تلاش میکنند جلو داغ شدن طبیعی یک مطلب را بگیرند، به فهم و اندیشه مخاطبان بزرگترین توهین را روا میدارند. مفهوم این کار این میشود که دیگران باید برای فهمیدن مخاطبان تصمیم بگیرند و این از بدترین نوع دیکتاتوری ها است.
همان روشی که به نوع دیگری رسانه های رسمی میکنند و مثلا اخبار سوریه را حذف میکنند و تلاش مینمایند ذهن و فهم و اطلاعات مخاطب را بر اساس نیازهای خودشان تنظیم نمایند. درحوادث سیاسی با اینکه همه بر این باورند که افراطی های دو سو بیشترین آسیب را به جامعه میزنند، سایت بالاترین معمولا و در بیشتر اوقات به ارگان یکی از افراطی ترین لایه های سیاسی تبدیل میشود.
این آفت بدترین ویروسی است که در حوزه سیاسی به جان و روح مخاطبان در فضای مجازی رخنه کرده است و بد تر آن که به دلیل کمبود رسانه های آزاد، تصمیم گیران و تاثیر گزاران سیاسی هم نظرات خود را در مواردی بر اساس این داده ها ارائه میکنند و فرایند این نظرات با و اقعیتهای جامعه فاصله زیادی پیدا میکنند. اصحاب حوزه رسانه مجازی باید برای این ویروس، فکری کنند و حد اقل تا این ویروس وجود دارد، منابع دیگری را برای به دست آوردن اطلاعات خود دست و پا کنند و بپذیرند که بالاترین، در واقعیت جامعه در بسیاری از موارد بالاترین نیست
سایت بالاترین با نزدیک شدن ۲۲ خرداد از کاربرانش خواهش کرد تا با ارائه نظراتشان نشان دهند که در دنیای مجازی بی شمار هستند.

به گزارش جام نیوز، سایت ضدانقلابی بالاترین که نقش فعالی در لشکرکشی مجازی در فتنه ۸۸ ایفا می کرد با انتشار مطلبی نوشت: «من به عنوان کوچکترین فرد جنبش سبز شرایط فعلی کشور رو بدتر از هر زمان دیگر میبینم. زمانی شعار میدادیم موسوی دستگیر بشه ایران قیامت میشه، موسوی دستگیر شد و ما نتوانستیم کاری از پیش ببریم. در حال حاضر رهبرانمان در حصر هستند و انتظاری هم از جناب خاتمی نمیرود که فراخوانی دهد. زمان آن رسیده است که خودمان دست به کار شویم[!]، همان طور که میر عزیزمان گفت هر ایرانی یک رهبر.»
بالاترین که به نظر می رسد این روزها با شروع ماه خرداد به سوگ مرگ فتنه نشسته و با تکرار فراخوان دادن به مناسبت های گوناگون تلاش می کند این داغ را بر خود سبک کند در ادامه می نویسد: «ماه، ماه خرداد است و بهترین زمان برای از سر گیری اعتراضات. نظر بنده این است که از حالا شروع به اطلاعرسانی برای ۲۲ خرداد کنیم تا بتوانیم بیشمار بودن خود را بار دیگر به رخ حاکمیت فعلی بکشیم.»
نویسنده در پایان از تمام کاربران بالاترین التماس می کند که اگر نمی توانند در عالم واقع اعتراضاتشان را از سر بگیرند حداقل با نظردادن، بیشمار بودنشان را در دنیای مجازی به اثبات برسانند: «از تمامی عزیزان عاجزانه خواهش میکنم نظرهای خود را در همین پست بگذارند تا بتونیم در کنار هم به جمع بندی مناسبی برسیم.»
در چهارمین روز اعتراضات مردمی و دانشجویی در محکومیت فعالیت های جریان انحرافی در استان فارس، در اقدامی انقلابی همه ی درب های ورود و خروج استانداری فارس قفل زده شد.
هم اکنون سجادی – مهره مشایی در استانداری و سرپرست استانداری فارس – و تعدادی از مدیران کل استان در داخل ساختمان استانداری هستند.